پرش به محتوا
مقاله تحلیلی11 دقیقه مطالعه

آیا BIM واقعاً جادو می‌کند؟

BIM چه مسائلی را واقعاً حل می‌کند و چه محدودیت‌هایی دارد؟ از Clash Detection و متره تا هزینه، زمان، Constructability و نقش تصمیم مهندسی.

متن مقاله

اگر پروژه را به صورت BIM مدل کنیم، همه مشکلات پروژه به صورت خودکار حل خواهند شد!!

در سال‌های اخیر، استفاده ازBIM و نرم‌افزارهایی مانندRevit در صنعت ساختمان گسترش قابل توجهی پیدا کرده است. هم ‌زمان با این گسترش، یک تصور غلط نیز در میان بخشی از کاربران شکل گرفته است:

اگر پروژه را به صورت BIM مدل کنیم، همه مشکلات پروژه به صورت خودکار حل خواهند شد!!

تصوری که گاهی تا اینجا پیش می‌رود که BIM را راهکاری برای حل تقریباً تمام مشکلات پروژه می‌دانند؛ از تداخلات اجرایی و خطاهای طراحی گرفته تا محاسبه دقیق مصالح، هزینه، زمان اجرا و حتی کنترل کامل فرآیند ساخت.

اما آیا واقعاً چنین است؟

آیا داشتن یک مدل دقیق در Revit به این معناست که پروژه دیگر با تداخل اجرایی مواجه نخواهد شد؟

آیا Scheduleهای Revit می‌توانند مقدار واقعی خرید مصالح را بدون خطا مشخص کنند؟

آیا BIM می‌تواند هزینه نهایی پروژه را دقیقاً پیش‌بینی کند؟

و آیا مدل BIM به تنهایی می‌تواند تضمین‌ کننده اجرای صحیح پروژه باشد؟

BIM جادو نیست

یکی از مشکلاتی که در سال‌های اخیر مشاهده می‌شود، ایجاد یک انتظار غیرواقعی از BIM است. گاهی تصور می‌شود که کافی است پروژه را با دقت بالا در Revit مدل کنیم تا مشکلات پروژه نیز از بین بروند. در حالی که مدل BIM، هرچقدر هم دقیق باشد، در نهایت بازتابی از اطلاعات ورودی آن است.

اگر اطلاعات ناقص باشند، مدل ناقص خواهد بود.

اگر طراحی اشتباه باشد، مدل می‌تواند همان طراحی اشتباه را با جزئیات بیشتری نمایش دهد.

اگر فرآیند هماهنگی بین تیم‌ها وجود نداشته باشد، صرفاً داشتن یک مدل سه ‌بعدی این فرآیند را ایجاد نمی‌کند.

به بیان ساده:

BIM می‌تواند فرآیند پروژه را بهتر کند؛ اما نمی‌تواند یک فرآیند اشتباه را صرفاً با مدل‌سازی سه‌ بعدی به فرآیندی صحیح تبدیل کند.

Revit چه کاری انجام می‌دهد؟

Revit یک ابزار قدرتمند برای ایجاد و مدیریت مدل اطلاعاتی ساختمان است. با استفاده از آن می‌توان عناصر معماری، سازه و تأسیسات را مدل کرد و اطلاعات مختلفی را به این عناصر اختصاص داد.

همچنین می‌توان از مدل برای موارد زیر استفاده کرد:

  • هماهنگی بین رشته‌ها

  • تهیه نقشه‌ها

  • استخراج اطلاعات

  • تهیه Schedule

  • بررسی تداخلات

  • مستندسازی

  • و برخی تحلیل‌ها

اما باید بین قابلیت یک نرم‌افزار و نتیجه‌ای که از یک فرآیند BIM انتظار داریم تفاوت قائل شویم.

Revit مدیر پروژه نیست.

Revit مسئول خرید مصالح نیست.

Revit کیفیت اجرای کارگاه را تضمین نمی‌کند.

Revit تصمیم مهندسی نمی‌گیرد.

و مهم‌تر از همه:

Revit جایگزین دانش مهندسی و فرآیند صحیح پروژه نیست.

آیا BIM تمام تداخلات اجرایی را حل می‌کند؟

یکی از معروف‌ترین قابلیت‌های BIM، امکان Clash Detection یا شناسایی تداخل بین عناصر مختلف پروژه است.

برای مثال فرض کنید در یک پروژه تأسیسات مکانیکی، یک کانال هوا با یک مسیر لوله‌کشی تداخل دارد. مدل BIM می‌تواند این تداخل را به ما نشان دهد.

اما آیا نمایش تداخل به معنی حل شدن آن است؟

خیر.

پس از شناسایی تداخل، هنوز باید تصمیم بگیریم:

  • کدام سیستم باید جابه‌جا شود؟

  • آیا تغییر مسیر لوله امکان ‌پذیر است؟

  • آیا شیب لوله حفظ می‌شود؟

  • آیا تغییر مسیر کانال روی افت فشار تأثیر دارد؟

  • آیا مسیر جدید با سازه تداخل پیدا می‌کند؟

  • آیا فضای لازم برای عایق ‌کاری وجود دارد؟

  • آیا دسترسی برای تعمیر و نگهداری تجهیزات حفظ می‌شود؟

  • چه کسی مسئول تصمیم‌گیری است؟

  • آیا این تغییر، هزینه یا زمان پروژه را افزایش می‌دهد؟

بنابراین:

BIM می‌تواند تداخل را شناسایی و فرآیند حل آن را تسهیل کند؛ اما خودش تصمیم مهندسی را اتخاذ نمی‌کند.

باید توجه داشته باشیم که، نبود Clash به معنی قابل اجرا بودن طراحی نیست این موضوع یکی از مهم‌ترین سوءبرداشت‌ها درباره BIM است.

فرض کنید در مدل، یک شیر روی یک خط لوله قرار گرفته و هیچ ‌گونه تداخلی با سایر عناصر ندارد.

نرم‌افزار می‌تواند گزارش کند:

No Clash

اما آیا این شیر الزاماً قابل اجرا و بهره‌برداری است؟

ممکن است فضای کافی برای باز کردن شیر وجود نداشته باشد.

ممکن است فضای لازم برای نصب عایق در نظر گرفته نشده باشد.

ممکن است امکان استفاده از ابزار برای تعمیر تجهیز وجود نداشته باشد.

هیچ‌ کدام از این موارد الزاماً یک Clash هندسی ساده نیستند.

اینجاست که مفهوم قابلیت ساخت و اجرا (Constructability) اهمیت پیدا می‌کند.

بنابراین:

Clash Detection با Constructability یکسان نیست.

یک مدل می‌تواند از نظر هندسی بدون تداخل باشد، اما همچنان از نظر اجرایی مناسب نباشد.

آیا BIM مقدار مصالح را دقیقاً محاسبه می‌کند؟

یکی از جذاب‌ترین قابلیت‌های Revit برای کاربران، استخراج مقادیر از مدل است. برای مثال می‌توان طول لوله، سطح کانال، تعداد تجهیزات، تعداد اتصالات و بسیاری از اطلاعات دیگر را از مدل استخراج کرد.

اما باید یک سؤال مهم بپرسیم:

این عدد چقدر به مقدار واقعی مورد نیاز پروژه نزدیک است؟

فرض کنید Revit به ما می‌گوید:

۲۳۵۰ متر لوله فولادی لازم است.

آیا این عدد دقیقاً برابر با مقدار مورد نیاز برای خرید است؟ نه لزوما

اگر بخشی از اتصالات مدل نشده باشند، اگر مسیر اجرایی با مسیر مدل تفاوت داشته باشد، اگر تغییرات کارگاهی وارد مدل نشده باشند یا اگر پرت مصالح در محاسبات لحاظ نشده باشد، عدد استخراج‌ شده لزوماً برابر با مقدار واقعی خرید نخواهد بود.

پس:

دقت خروجی مدل نمی‌تواند از کیفیت و کامل بودن اطلاعات ورودی بیشتر باشد.

Quantity Takeoff با Cost Estimation متفاوت است

حتی اگر بتوانیم مقدار مصالح را با دقت بسیار خوبی از مدل استخراج کنیم، هنوز نمی‌توان گفت هزینه پروژه را به صورت دقیق محاسبه کرده‌ایم. برای مثال، دانستن اینکه پروژه به ۲۳۵۰ متر لوله نیاز دارد، به تنهایی هزینه نهایی را مشخص نمی‌کند.

هزینه به عوامل مختلفی وابسته است؛ از جمله:

  • نوع و مشخصات مصالح

  • برند و تأمین‌کننده

  • قیمت خرید

  • شرایط بازار

  • هزینه حمل

  • دستمزد

  • پرت مصالح

  • شرایط قرارداد

  • شرایط اجرای پروژه

  • تغییرات قیمت

  • تجهیزات و ابزار مورد نیاز

بنابراین باید بین این مفاهیم تفاوت قائل شویم:

  • Model Quantity

  • Quantity Takeoff

  • Cost Estimation

این‌ها سه مفهوم یکسان نیستند.

BIM می‌تواند اطلاعات ارزشمندی برای Quantity Takeoff و Cost Estimation فراهم کند، اما صرفاً داشتن یک مدل Revit به معنی داشتن یک سیستم دقیق برآورد هزینه نیست.

آیا BIM زمان اجرای پروژه را مشخص می‌کند؟

با اتصال اطلاعات زمان‌بندی به مدل، می‌توان از مفاهیمی مانند4D BIM برای ارتباط مدل با برنامه زمان‌بندی استفاده کرد. این کار می‌تواند در درک توالی عملیات و بررسی سناریوهای اجرایی بسیار مفید باشد. اما باز هم نباید تصور کنیم که BIM به تنهایی زمان واقعی پروژه را تعیین می‌کند.

زمان اجرای پروژه به عوامل زیادی وابسته است:

  • برنامه تأمین مصالح

  • نیروی انسانی

  • ظرفیت پیمانکار

  • توالی عملیات

  • شرایط کارگاه

  • تغییرات طراحی

  • تأخیر در تصمیم‌گیری

  • تأخیر در تأمین تجهیزات

  • شرایط آب‌وهوایی

  • و ده‌ها عامل دیگر

بنابراین:

4D BIM ابزار مدیریت و تحلیل زمان است، نه یک ابزار پیش‌بینی قطعی زمان پروژه.

BIM بدون فرآیند صحیح، فقط یک مدل سه‌بعدی بسیار خوب است

اگر قرار باشد BIM را فقط به این معنا بدانیم که:

»پروژه را در Revit سه‌بعدی مدل کنیم«

در واقع بخش بزرگی از مفهوم BIM را نادیده گرفته‌ایم.

در یک فرآیند BIM واقعی، موضوعاتی مانند موارد زیر اهمیت دارند:

  • هدف استفاده از مدل

  • اطلاعات مورد نیاز پروژه

  • مسئولیت تولید و مدیریت اطلاعات

  • استانداردهای مدل‌سازی

  • سطح اطلاعات مورد نیاز

  • فرآیند تبادل اطلاعات

  • کنترل کیفیت مدل

  • مدیریت تغییرات

  • هماهنگی بین رشته‌ها

  • فرآیند تأیید اطلاعات

  • نحوه استفاده از اطلاعات در مراحل مختلف پروژه

بنابراین:

BIM را نباید با حجم فایل Revit، تعداد Familyها یا زیبایی مدل سه‌بعدی اشتباه گرفت.

پس BIM چه مشکلی را واقعاً حل می‌کند؟

این مقاله قرار نیست ارزش BIM را زیر سؤال ببرد. اتفاقاً BIM زمانی ارزش واقعی خود را نشان می‌دهد که از آن انتظار غیرواقعی نداشته باشیم.

BIM می‌تواند به شکل قابل توجهی به موارد زیر کمک کند:

۱. هماهنگی بهتر بین رشته‌ها

مثال:

فرض کنید در یک پروژه، معماری محل رایزر را مشخص کرده است، سازه ستون‌ها و تیرهای اطراف آن را طراحی کرده و تیم مکانیک و برق نیز باید لوله‌ها، کانال‌ها و سینی کابل‌ها را از داخل رایزر عبور دهند.

در مدل BIM، می‌توان هم‌زمان وضعیت معماری، سازه، مکانیک و برق را بررسی کرد. ممکن است مشخص شود که:

  • ابعاد رایزر برای عبور کانال و لوله‌های مکانیکی کافی نیست؛

  • یکی از تیرهای سازه‌ای در مسیر عبور تأسیسات قرار گرفته است؛

  • مسیر کابل‌های برق نیز با فضای مورد نیاز مکانیک تداخل دارد؛

  • و در نهایت فضای لازم برای دسترسی و تعمیرات تجهیزات داخل رایزر پیش‌بینی نشده است.

در این شرایط، BIM صرفاً تداخل را نشان نمی‌دهد؛ بلکه امکان بررسی مسئله در ارتباط بین چند رشته را فراهم می‌کند. سپس تیم پروژه می‌تواند با توجه به محدودیت‌های معماری، سازه، مکانیک و برق، درباره تغییر ابعاد رایزر، جابه‌جایی مسیرها یا اصلاح طراحی تصمیم بگیرد

نکته: BIM تداخل را شناسایی می‌کند؛ تصمیم درباره نحوه رفع آن همچنان یک تصمیم مهندسی است.

۲. شناسایی زودتر مشکلات

مثال:

فرض کنید مسیر لوله فاضلاب در طراحی اولیه طوری انتخاب شده که برای رسیدن به رایزر باید شیب مشخصی داشته باشد. در بررسی سه ‌بعدی مشخص می‌شود که با حفظ این شیب، لوله در طبقه پایین با سقف کاذب تداخل پیدا می‌کند. اگر این مسئله در مرحله طراحی مشخص شود، اصلاح آن بسیار ساده‌تر از زمانی است که لوله‌کشی در ساختمان اجرا شده باشد.

۳. دسترسی بهتر به اطلاعات

مثال:

فرض کنید در مدل BIM یک پمپ آبرسانی وجود دارد. علاوه بر شکل هندسی پمپ، می‌توان اطلاعاتی مانند:

  • نام و کد تجهیز

  • دبی

  • هد

  • توان موتور

  • سازنده

  • شماره تجهیز

را نیز در ارتباط با آن نگهداری کرد.

در این حالت مدل فقط یک تصویر سه ‌بعدی از پمپ نیست؛ بلکه می‌تواند به ‌عنوان منبعی از اطلاعات تجهیز مورد استفاده قرار گیرد.

۴. پشتیبانی از تصمیم‌گیری

مثال:

در طراحی موتورخانه، دو گزینه برای آرایش تجهیزات داریم. در گزینه اول دو پمپ به صورت موازی نصب می‌شوند و در گزینه دوم یک پمپ با ظرفیت بالاتر استفاده می‌شود. مدل BIM می‌تواند به ما کمک کند تا فضای مورد نیاز، مسیر لوله‌ها، دسترسی‌ها و هماهنگی با سایر تجهیزات را در هر دو گزینه بررسی کنیم.

اما اینکه کدام گزینه از نظر طراحی، بهره‌برداری و هزینه مناسب‌تر است، تصمیمی مهندسی است و BIM صرفاً طلاعات لازم برای تصمیم‌گیری را بهتر در اختیار ما قرار می‌دهد.

۵. استخراج اطلاعات و مقادیر

مثال:

فرض کنید در مدل تأسیسات مکانیکی، تمام لوله‌های سیستم آب سرد مدل شده‌اند.

می‌توان از مدل، اطلاعاتی مانند:

  • طول لوله‌ها بر اساس قطر

  • تعداد زانوها

  • تعداد شیرآلات

  • تعداد تجهیزات

  • طول عایق

را استخراج کرد. اما اگر بخشی از سیستم در مدل وجود نداشته باشد یا اطلاعات مدل به‌روز نباشد، خروجی نیز نمی‌تواند نماینده دقیق واقعیت پروژه باشد.

پس:

Revit می‌تواند مقدار را از مدل استخراج کند؛ اما تضمین نمی‌کند که مدل، تمام مقدار واقعی پروژه را در خود داشته باشد.

۶. مدیریت بهتر تغییرات

مثال:

فرض کنید محل یک دستگاه هواساز در پروژه تغییر می‌کند.

در یک فرآیند سنتی ممکن است تغییر محل تجهیز در نقشه‌های مختلف با تأخیر اعمال شود و بعضی نقشه‌ها همچنان محل قبلی را نشان دهند.

اما در یک مدل اطلاعاتی یکپارچه، تغییر محل تجهیز می‌تواند روی نماها، پلان‌ها، جدول‌ها و بخش‌های مرتبط مدل اثر بگذارد و فرآیند هماهنگ ‌سازی تغییرات ساده‌تر شود. البته این موضوع هم به مدیریت صحیح مدل و فرآیند کنترل تغییرات وابسته است.

اما تمام این مزایا به یک شرط مهم وابسته‌اند:

فرآیند صحیح، اطلاعات صحیح و افراد متخصص.

جمع‌بندی

بیم نه یک نرم‌افزار جادویی است و نه قرار است تمام مشکلات پروژه ساختمانی را به صورت خودکار حل کند. رویت هم به عنوان یک ابزار به تنهایی قادر به اصلاح فرآیند نیست. بیم می‌تواند تداخلات را بهتر آشکار کند، اطلاعات را ساختارمندتر کند، هماهنگی را افزایش دهد، امکان استخراج مقادیر را فراهم کند و از تصمیم‌گیری‌های پروژه پشتیبانی کند. اما: تشخیص تداخل با حل تداخل متفاوت است، مدل‌سازی با طراحی مهندسی متفاوت است، متره با برآورد هزینه متفاوت است و مهم‌تر از همه: مدل سه‌بعدی با BIM یکسان نیست.

به اعتقاد من، یکی از مهم‌ترین تغییرات ذهنی در مسیر حرفه‌ای شدن کاربران Revit این است که نگاه خود را از «جزئیات بیشتر» به «اطلاعات مناسب‌تر» تغییر دهند.

به جای اینکه دائماً از خود بپرسند:

»چگونه می‌توانم یک مدل قشنگتر و پرجزئیات‌تر بسازم؟«

بهتر است این سؤال را مطرح کنند:

»چگونه می‌توانم اطلاعات درست را، در سطح مناسب، در زمان مناسب و برای کاربرد موردنظر تولید کنم؟«

این تغییر نگاه، تفاوت میان مدل‌سازی صرفاً سه‌بعدی و مدل‌سازی مبتنی بر نیازهای BIM را نشان می‌دهد.

در نهایت، BIM قرار نیست جای مهندس، طراح، مدیر پروژه یا مجری را بگیرد. بیم قرار است اطلاعات بهتری را در زمان مناسب‌تری در اختیار آنها قرار دهد تا بتوانند تصمیم‌های بهتری بگیرند.

در نتیجه:

BIM چوب جادو نیست؛ BIM یک روش برای مدیریت بهتر اطلاعات و فرآیند پروژه است.

مسیر اجرایی مرتبط

موضوع مقاله را به مسیر خدمت مناسب تبدیل کنید.

خدمت مناسب به نقش سازمان، وضعیت فعلی BIM و نتیجه مورد انتظار وابسته است؛ یک مقاله عمومی به‌تنهایی نمی‌تواند این مسیر را تعیین کند.

صفحه خدمات BIMFlow تفاوت میان مشاور BIM کارفرما، پیاده‌سازی، بهینه‌سازی، آموزش سازمانی و مدیریت پروژه با BIM را روشن می‌کند.