ادامه همان روش، تحویل را فرسایشیتر میکرد
مدلهای سنگین و کند، ارتباط نامناسب میان مراحل طراحی، ساختار نامتناسب Template و Familyها و روشهای مستندسازی پرهزینه باعث شده بودند ظرفیت تیم به جای پیشبرد طراحی، صرف مدیریت مشکلات روزمره شود.
تجربه بهینهسازی بیم (BIM) · معماران مدام
در پروژه چندساختمانی مجتمع داروسازی عبیدی، سنگینی مدلها، کندی فایلها و گردشکاری که با پیچیدگی پروژه تناسب نداشت، ادامه تولید را با ظرفیت موجود دشوار کرده بود. BIMFlow ساختار پروژه را در میانه اجرا بازطراحی کرد تا تیم بدون اضافهکردن نیروی انسانی دوباره به مسیر تحویل بازگردد.
معماران مدام، مجموعهای برنده جوایز معماری و از پیشگامان بهکارگیری BIM است که با ساختار سازمانی و سلسلهمراتب تثبیتشده BIM، پروژههای چندرشتهای و چندساختمانی در صنعت داروسازی را اجرا میکند. مدیر BIM این مجموعه برای تأمین نیروی بیشتر و تقویت تیم با هدف رسیدن به موعد تحویل پروژه با BIMFlow تماس گرفت. پیش از پیشنهاد نیروی جدید، ممیزی پروژه را توصیه کردیم تا مشخص شود افزایش ظرفیت انسانی واقعاً میتواند گلوگاه موجود را برطرف کند یا خیر.
ممیزی نشان داد مسئله اصلی کمبود نیرو نبود؛ گردشکار پروژه با این سطح از پیچیدگی تناسب نداشت و سنگینی و کندی مدل مرکزی نیز بخش قابلتوجهی از ظرفیت تیم را بلوکه میکرد. این نوع مداخله در چارچوب بهینهسازی BIM قرار میگیرد. BIMFlow گردشکار را بهینه کرد، Familyهای پروژه را متناسب با نیازهای واقعی آن اصلاح کرد و برای پاسخ به مسائل اجرایی تیم، جلسات پرسشوپاسخ هدفمند برگزار کرد. نتیجه، گردشکاری روانتر، کاهش زمان رفتوبرگشت و دریافت بازخورد، مدل مرکزی بسیار سبکتر و تحویل پروژه در موعد مقرر بود—بدون آنکه نیروی انسانی جدیدی به تیم اضافه شود.
نقطه شروع
پروژه متوقف نشده بود، اما هر چرخه طراحی و مستندسازی بیش از حد زمان و ظرفیت تیم را مصرف میکرد. مسئله فقط عملکرد ضعیف یک فایل نبود؛ ساختار تولید با اندازه و پیچیدگی پروژه تناسب نداشت.
مدلهای سنگین و کند، ارتباط نامناسب میان مراحل طراحی، ساختار نامتناسب Template و Familyها و روشهای مستندسازی پرهزینه باعث شده بودند ظرفیت تیم به جای پیشبرد طراحی، صرف مدیریت مشکلات روزمره شود.
کندی محسوس مدلها و از دسترفتن زمان تولید
چرخه طولانی اصلاح و انتقال میان فازهای طراحی
Template و Familyهای نامتناسب با نیاز پروژه
مستندسازی و کنترلهایی که با رشد پروژه مقیاسپذیر نبودند
تشخیص
ممیزی، مسئله را در چند لایه مرتبط بررسی کرد. اگر فقط فایل سبکتر میشد اما روش تولید، مسئولیتها و کنترلها ثابت میماندند، بنبست دوباره بازمیگشت.
عوامل تولیدکننده حجم و کندی و نحوه توزیع اطلاعات در مدلها بررسی شدند.
مسیر انتقال کار میان مراحل طراحی و نقاط ایجاد انتظار، ابهام و دوبارهکاری بازنگری شد.
Templateها، Familyها و روش مستندسازی بر اساس نیاز واقعی پروژه اصلاح شدند.
انتظارها، مالکیت فعالیتها و اجرای استانداردها به مسیرهای روشنتری تبدیل شدند.
مداخله BIMFlow
اصلاحات باید همزمان با ادامه پروژه انجام میشدند؛ بنابراین اقدامها بر گلوگاههایی متمرکز شدند که بیشترین ظرفیت تیم را مصرف میکردند.
مشکلات عملکردی، ساختاری و نقاط اتلاف زمان در چرخه طراحی شناسایی شدند.
انتظارهای پروژه و مالکیت فعالیتها برای کاهش رفتوبرگشت و تصمیمهای مبهم بازتنظیم شدند.
اجزای تولید و استانداردهای مدل با نیاز واقعی پروژه همراستا شدند.
مسیر تولید مدارک و ارتباط میان مراحل طراحی برای کاهش چرخههای غیرضروری اصلاح شد.
کنترل دسترسی و اجرای استانداردها با ابزار مبتنی بر وب پشتیبان گردشکار جدید شد.
نتیجه قابل مشاهده
کاهش زمان چرخه طراحی، شاهد کمی این بازیابی است؛ اما دستاورد اصلی این بود که پروژه بدون اضافهکردن نیروی انسانی دوباره قابل ادامه شد.
تیم با همان ظرفیت انسانی توانست به مسیر تحویل بازگردد.
زمان چرخه تکرارشونده طراحی حدود ۴۰ درصد کاهش یافت.
گردشکار، مستندسازی و استانداردهای مدل با نیاز پروژه همراستا شدند.
در پروژهای با مدل و گردشکار ناکارآمد، نیروی بیشتر میتواند هماهنگی و دوبارهکاری بیشتری ایجاد کند. قبل از افزایش منابع باید مشخص شود چه بخشی از ظرفیت موجود در ساختار مدل، انتقال اطلاعات و مسیر کنترل تلف میشود.