متن مقاله
مقدمه
استفاده از BIM در پروژه فقط به این معنا نیست که مشاور و یا پیمانکار مدل سهبعدی تولید کند. ورود بیم (BIM) به پروژه میتواند زمان انجام برخی تصمیمها، نوع اطلاعات مورد نیاز و حتی توزیع بخشی از فعالیتها میان مراحل طراحی و اجرا را تغییر دهد. به همین دلیل، کارفرما نیز در اجرای BIM مسئولیتهایی دارد که باید از ابتدای پروژه در نظر گرفته شوند.
مسئولیت کارفرما البته تولید مدل یا مدیریت روزمره فرایند BIM نیست. نقش او در سطح دیگری قرار دارد: تعیین هدف استفاده از BIM، تعریف خروجیهای مورد انتظار، پیشبینی منابع لازم، روشن کردن مسئولیت طرفهای پروژه و ایجاد مبنایی برای کنترل و پذیرش خروجیها.
برای مثال، اگر انتظار میرود هماهنگی بین رشتهها، بررسی تداخلها، تکمیل بخشی از اطلاعات اجرایی یا کنترل قابلیت ساخت پیش از شروع عملیات انجام شود، بخشی از فعالیتهایی که در روشهای سنتی ممکن بود در مرحله اجرا و توسط پیمانکار انجام شوند، به مرحله طراحی منتقل میشوند. این تغییر میتواند به زمان، نیروی تخصصی و هزینه بیشتری در مرحله طراحی نیاز داشته باشد و باید در دامنه خدمات و بودجه پروژه منعکس شود.
در این مقاله بررسی میکنیم کارفرما در یک پروژه BIM مسئول چه موضوعاتی است و کدام تصمیمها باید از سمت او پیش از طراحی، در زمان انتخاب مشاور و پیمانکار، در طول اجرای پروژه و هنگام تحویل نهایی مورد توجه قرار گیرند.
مسئولیت کارفرما در BIM را میتوان در هفت حوزه خلاصه کرد:
تعیین هدف
تخصیص منابع
تعریف نیازمندیها
تعیین مسئولیتها
انتخاب و ارزیابی تیم
پایش اجرا
پذیرش خروجی
نقش کارفرما در پروژه BIM
در پروژههای BIM، کارفرما معمولاً مسئول مدلسازی، هماهنگی روزمره مدلها یا مدیریت تیمهای تخصصی بیم نیست. این فعالیتها بر اساس ساختار پروژه میان مشاوران، پیمانکاران، مدیر BIM، هماهنگکنندگان و سایر اعضای تیم تقسیم میشوند. با این حال، اجرای صحیح BIM به تصمیمها و الزاماتی وابسته است که منشأ آنها در سمت کارفرما قرار دارد.
کارفرما باید مشخص کند استفاده از BIM چه جایگاهی در پروژه دارد، چه نتایجی از آن انتظار میرود، چه خروجیهایی باید دریافت شوند و مسئولیت تولید و کنترل این خروجیها بر عهده چه طرفهایی است. همچنین باید منابع، زمان و دامنه خدمات متناسب با این انتظارات در ساختار پروژه پیشبینی شوند.
اگر این موضوعات از ابتدا روشن نباشند، تیم طراحی یا پیمانکار ناچار میشود بخشی از تصمیمهایی را که باید از سمت کارفرما تعیین شده باشند، بر اساس برداشت خود اتخاذ کند. در چنین شرایطی ممکن است مدلها و اطلاعاتی تولید شوند که از نظر فنی قابل قبول باشند، اما با نیاز واقعی پروژه یا انتظارات کارفرما تطابق نداشته باشند.
بنابراین مسئولیت کارفرما در بیم، انجام کار تخصصی اعضای تیم نیست؛ بلکه تعریف چارچوبی است که هدف، دامنه، مسئولیتها، منابع و معیارهای پذیرش BIM در آن مشخص باشند.
این مسئولیت از تصمیمهای اولیه پروژه آغاز میشود و تا کنترل و پذیرش تحویل نهایی ادامه پیدا میکند.
تعیین اهداف استفاده از BIM
کارفرما پیش از تعریف الزامات فنی یا درخواست مدلها باید مشخص کند BIM قرار است چه مسئلهای را در پروژه حل کند و چه ارزشی برای تصمیم گیری، طراحی، اجرا یا تحویل ایجاد کند. صرف الزام استفاده از BIM، بدون تعیین هدف، مبنای کافی برای تعریف مسئولیتها و خروجیها ایجاد نمیکند.
اهداف BIM میتوانند در پروژههای مختلف متفاوت باشند؛ برای مثال هماهنگی بین رشتهها، کاهش تعارضهای طراحی، استخراج مقادیر، پشتیبانی از برنامهریزی اجرا، تولید مستندات دقیقتر، ثبت وضعیت نهایی یا فراهم کردن اطلاعات مورد نیاز بهرهبرداری.
انتخاب این اهداف مستقیماً بر دامنه کار تیمهای پروژه اثر میگذارد. مدلی که فقط برای هماهنگی طراحی استفاده میشود، از نظر محتوا، جزئیات و کنترلهای لازم با مدلی که قرار است برای متره، ساخت یا تحویل اطلاعات بهرهبرداری مورد استفاده قرار گیرد یکسان نیست.
بنابراین کارفرما باید پیش از تعیین سطح جزئیات مدل یا فهرست خروجیها، کاربردهای مورد انتظار BIM را روشن کند. در غیر این صورت ممکن است تیم پروژه زمان و هزینه زیادی صرف تولید اطلاعاتی کند که استفاده مشخصی ندارند، یا برعکس، در زمان نیاز مشخص شود مدل برای کاربرد مورد انتظار اطلاعات کافی در اختیار ندارد.
هدف BIM باید پیش از تعیین خروجی BIM مشخص شود؛ زیرا نوع و میزان اطلاعات مورد نیاز از همان هدف ناشی میشود.
پذیرش انتقال بخشی از تصمیمها و فعالیتهای اجرا به مرحله طراحی
یکی از تغییرات مهم در پروژههای BIM این است که بخشی از تصمیمها، هماهنگیها و کنترلهایی که در روشهای سنتی ممکن بود تا مرحله اجرا به تعویق بیفتند، باید در مرحله طراحی انجام شوند.
برای مثال، هماهنگی دقیقتر بین معماری، سازه و تأسیسات، بررسی تداخلها، تعیین فضای مورد نیاز تجهیزات و مسیرهای دسترسی، کنترل قابلیت اجرا و تکمیل بخشی از اطلاعات مورد نیاز ساخت، زمانی ارزش ایجاد میکنند که پیش از حضور تیم اجرا در کارگاه انجام شده باشند. در نتیجه، بخشی از تلاش فنی که در پروژههای سنتی ممکن بود بر عهده پیمانکار یا تیم اجرایی قرار گیرد، در پروژه BIM به مراحل اولیهتر منتقل میشود.
این انتقال به معنی حذف مسئولیت پیمانکار یا واگذاری خودکار مسئولیتهای قراردادی او به طراح نیست. مرز مسئولیت هر طرف همچنان باید در قرارداد و اسناد پروژه مشخص باشد. آنچه تغییر میکند، زمان انجام بخشی از فعالیتها و میزان اطلاعاتی است که پیش از شروع اجرا باید تولید و هماهنگ شده باشد.
کارفرما باید این تغییر را در تعریف دامنه خدمات طراحی و ساختار پروژه به رسمیت بشناسد. انتظار هماهنگی بیشتر، تصمیم گیری زودتر و مدلهای کاملتر، بدون پیشبینی زمان و منابع متناسب در مرحله طراحی، میتواند فقط فشار و مسئولیت بیشتری به تیم طراحی تحمیل کند.
انتقال تصمیمها به مراحل اولیه فقط مسئولیت تیم طراحی را تغییر نمیدهد. کارفرما نیز باید برای تصمیم گیری و ارائه اطلاعات مورد نیاز در زمان مناسب آماده باشد. اگر تصمیمهایی که مبنای توسعه و هماهنگی مدل هستند تا مراحل بعدی به تعویق بیفتند، بخشی از مزیت مورد انتظار از BIM نیز از بین میرود.
BIM بخشی از تلاش پروژه را به مراحل اولیه منتقل میکند؛ بنابراین ساختار خدمات پروژه نیز باید با این تغییر هماهنگ باشد.
پیشبینی هزینه، زمان و منابع مورد نیاز برای اجرای BIM
استفاده از BIM میتواند بخشی از فعالیتهایی را که در پروژههای سنتی دیرتر انجام میشوند، به مراحل اولیه منتقل کند. بنابراین کارفرما باید این تغییر را در بودجه، برنامه زمانی و دامنه خدمات پروژه در نظر بگیرد.
اگر از تیم طراحی انتظار میرود مدلهای هماهنگتر تولید کند، تداخلهای بیشتری را پیش از اجرا برطرف کند، اطلاعات دقیقتری در مدل قرار دهد یا خروجیهایی برای متره، برنامهریزی، ساخت یا بهرهبرداری آماده کند، این انتظارات به زمان و نیروی تخصصی بیشتری نیاز دارند. این فعالیتها باید در دامنه خدمات، زمان و حقالزحمه طراحی بهصورت متناسب پیشبینی شوند و نباید بدون توجه به منابع مورد نیاز به خدمات متعارف طراحی افزوده شوند.
از طرف دیگر، افزایش هزینه در مرحله طراحی لزوماً به معنی افزایش هزینه کل پروژه نیست. هدف از انتقال بخشی از تصمیمها و کنترلها به مراحل اولیه این است که مشکلات زمانی شناسایی شوند که اصلاح آنها سادهتر و کمهزینهتر است. با این حال، تحقق این مزیت به کیفیت اجرا و شرایط پروژه وابسته است و نباید بهعنوان نتیجهای خودکار فرض شود.
مسئولیت کارفرما این است که میان انتظارات BIM و منابعی که برای تحقق آنها اختصاص میدهد تناسب ایجاد کند. درخواست سطح بالاتری از هماهنگی و اطلاعات، بدون پیشبینی حقالزحمه، زمان و ظرفیت لازم، میتواند کیفیت طراحی را کاهش دهد یا باعث شود بخشی از تعهدات BIM فقط به صورت صوری انجام شوند.
کارفرما نمیتواند سطح بیشتری از هماهنگی و تصمیم گیری را به مرحله طراحی منتقل کند، اما زمان، هزینه و دامنه خدمات طراحی را بدون تغییر نگه دارد.
تعریف نیازمندیها و خروجیهای BIM پروژه
پس از مشخص شدن اهداف استفاده از BIM، کارفرما باید تعیین کند برای تحقق این اهداف چه اطلاعات و خروجیهایی از طرفهای پروژه مورد نیاز است. الزام کلی به «اجرای BIM» یا «تحویل مدل» برای ایجاد تعهد قابل سنجش کافی نیست.
نوع مدلها، اطلاعات مورد نیاز، زمان تحویل و کاربرد هر خروجی باید با نیاز واقعی پروژه ارتباط داشته باشد. برای مثال، اگر BIM برای هماهنگی طراحی استفاده میشود، الزامات مدل با حالتی که همان مدل قرار است مبنای متره، ساخت، ثبت وضعیت نهایی یا بهرهبرداری قرار گیرد متفاوت خواهد بود.
در این مرحله باید روشن باشد چه مدلها و مدارکی مورد انتظار هستند، هر خروجی در چه مرحلهای باید ارائه شود، چه اطلاعاتی باید در آن وجود داشته باشد و چه سطحی از تکمیل برای آن کافی است. بدون این شفافیت، ممکن است تیمها اطلاعاتی بیش از نیاز تولید کنند یا در زمان تحویل مشخص شود خروجی برای کاربرد مورد انتظار ناقص است.
مسئولیت کارفرما این نیست که جزئیات فنی مدلسازی را به جای تیم تخصصی تعیین کند، بلکه باید نیاز خود را به خروجیهای مشخص و قابل ارزیابی تبدیل کند تا مشاور و پیمانکار بتوانند بر همان مبنا دامنه خدمات، روش اجرا و منابع مورد نیاز را تعریف کنند.
هرچه هدف BIM دقیقتر باشد، نیازمندیها و خروجیهای پروژه نیز باید روشنتر و متناسبتر تعریف شوند.
تعیین مسئولیت مشاور، پیمانکار و سایر طرفهای پروژه
اجرای BIM معمولاً میان چند طرف تقسیم میشود و هرکدام بخشی از مدلها، اطلاعات یا فرایندهای پروژه را بر عهده دارند. اگر مرز این مسئولیتها از ابتدا روشن نباشد، احتمال ایجاد دوبارهکاری، تأخیر و اختلاف در زمان کنترل یا تحویل افزایش پیدا میکند.
کارفرما باید اطمینان حاصل کند که مسئولیت تولید، تکمیل، کنترل، هماهنگی و تحویل هر بخش از اطلاعات پروژه مشخص است. برای مثال، باید معلوم باشد هر رشته مسئول کدام مدل است، چه کسی هماهنگی بین مدلها را انجام میدهد، چه کسی تغییرات را اعمال میکند و مسئولیت کنترل نهایی هر خروجی بر عهده کدام طرف قرار دارد.
در پروژههای BIM این موضوع اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا مدلها و اطلاعات رشتههای مختلف به یکدیگر وابستهاند. یک ابهام کوچک در مرز مسئولیت میتواند باعث شود دو طرف یک فعالیت را انجام دهند یا برعکس، هر دو تصور کنند انجام آن بر عهده طرف مقابل است.
همچنین استفاده از BIM نباید بهطور ضمنی مسئولیتهای قراردادی موجود را تغییر دهد. اگر قرار است بخشی از فعالیتها زودتر انجام شوند یا دامنه مسئولیت یک طرف گسترش پیدا کند، این تغییر باید به صورت روشن در ساختار پروژه منعکس شود.
در پروژه BIM، روشن بودن مرز مسئولیتها به اندازه کیفیت خود مدلها اهمیت دارد؛ زیرا بدون آن نمیتوان مشخص کرد چه کسی در برابر هر خروجی پاسخگو است.
درج الزامات BIM در اسناد مناقصه و قرارداد
پس از تعیین اهداف، خروجیها و مسئولیتهای BIM، این انتظارات باید در اسناد رسمی پروژه منعکس شوند. اگر الزامات بیم فقط در جلسات، مکاتبات غیررسمی یا اسناد داخلی کارفرما باقی بمانند، نمیتوان انتظار داشت مشاور یا پیمانکار آنها را بهعنوان بخشی روشن از تعهدات خود اجرا کند.
اسناد مناقصه باید به طرفهای متقاضی امکان دهند پیش از ارائه پیشنهاد بدانند چه خدمات، مدلها، اطلاعات و فرایندهایی از آنها انتظار میرود. این موضوع بر ترکیب تیم، میزان کار، برنامه زمانی و هزینه پیشنهادی آنها اثر مستقیم دارد.
در قرارداد نیز باید مشخص باشد کدام الزامات BIM بخشی از تعهدات هر طرف محسوب میشوند، چه خروجیهایی باید ارائه شوند، مسئولیت تولید و کنترل آنها با چه کسی است و تحویل آنها بر چه مبنایی ارزیابی خواهد شد.
این موضوع به ویژه زمانی اهمیت دارد که BIM باعث افزایش دامنه خدمات طراحی، انجام هماهنگیهای بیشتر در مراحل اولیه یا تولید اطلاعاتی شود که در قراردادهای متعارف جزو خدمات اصلی مشاور یا پیمانکار نبودهاند.
ابهام در این مرحله میتواند در ادامه پروژه به اختلاف درباره دامنه کار، درخواست هزینه اضافی یا رد مسئولیت برخی خروجیها منجر شود.
الزامات BIM زمانی قابلیت اجرا و ارزیابی پیدا میکنند که از یک انتظار کلی کارفرما به بخشی روشن از اسناد مناقصه و تعهدات قراردادی تبدیل شوند.
ارزیابی توان BIM مشاوران و پیمانکاران
در ارزیابی توان BIM تیم پیشنهادی، کارفرما باید فراتر از فهرست نرمافزارها و تصاویر مدلها، موضوعاتی مانند موارد زیر را در نظر بگیرد:
تجربه در پروژههای مشابه
سابقه اجرای BIM در پروژههایی با مقیاس، پیچیدگی و الزامات مشابه.توان و تجربه افراد کلیدی تیم BIM
صلاحیت افرادی که واقعاً مسئول مدیریت، هماهنگی و کنترل خروجیها خواهند بود.ساختار تیم و تقسیم مسئولیتهای BIM
روشن بودن جایگاه افراد کلیدی، ارتباط میان نقشها و مسئولیت تولید، هماهنگی و کنترل خروجیها.روش هماهنگی بینرشتهای
توان تیم در مدیریت ارتباط میان مدلهای معماری، سازه و تأسیسات و پیگیری مسائل هماهنگی.ساختار کنترل کیفیت
وجود روش مشخص برای کنترل مدلها و اطلاعات پیش از تحویل رسمی به کارفرما.توان مدیریت تحویلهای BIM
قابلیت تولید و ارائه مدلها، اطلاعات و سایر خروجیها مطابق الزامات و برنامه زمانی پروژه.کفایت منابع برای اجرای دامنه BIM پروژه
تناسب تعداد و توان افراد، زمان در دسترس و ظرفیت اجرایی تیم با تعهداتی که در پیشنهاد پذیرفته شدهاند.
کارفرما باید توان اجرای BIM را بهعنوان بخشی از صلاحیت مشاور یا پیمانکار ارزیابی کند، نه صرفاً بهعنوان فهرستی از نرمافزارها و نمونه مدلها.
بررسی و تأیید برنامه اجرای BIM (BEP)
پس از انتخاب مشاور یا پیمانکار، برنامه اجرای BIM یاBEP باید نشان دهد الزامات کارفرما در عمل چگونه به روش اجرایی پروژه تبدیل میشوند. مسئولیت کارفرما در این مرحله صرفاً دریافت یا تأیید وجود این سند نیست؛ بلکه باید اطمینان حاصل شود که محتوای آن با نیازمندیها و تعهدات تعریف شده برای پروژه سازگار است.
BEP باید موضوعاتی مانند ساختار تیم BIM، نقشها و مسئولیتها، ساختار مدلها، روش تبادل اطلاعات، هماهنگی بینرشتهای، کنترل کیفیت، برنامه تحویل و روش مدیریت تغییرات را به شکلی متناسب با پروژه پوشش دهد.
اگر میان الزامات کارفرما و روش پیشنهادی در BEP فاصله وجود داشته باشد، این اختلاف باید پیش از شروع جدی تولید مدلها و اطلاعات مشخص شود. در غیر این صورت ممکن است تیمها ماهها بر اساس روشی کار کنند که در زمان تحویل با انتظارات کارفرما همخوانی ندارد.
تأیید BEP همچنین نباید به این معنا تلقی شود که مسئولیت اجرای تعهدات از مشاور یا پیمانکار برداشته شده است. این سند روش پیشنهادی آنها برای تحقق الزامات پروژه را مشخص میکند و هر طرف همچنان در برابر مسئولیتهای قراردادی خود پاسخگو باقی میماند.
همچنین باید مشخص باشد مدلها و اطلاعات رسمی پروژه از چه مسیر و با چه وضعیت یا نسخهای منتشر میشوند. اگر مرجع معتبر اطلاعات روشن نباشد، ممکن است تیمهای مختلف همزمان بر اساس نسخههای متفاوتی از یک مدل یا مدرک تصمیم گیری کنند.
کارفرما باید BEP را بهعنوان برنامه تحقق الزامات BIM پروژه در نظر بگیرد، نه صرفاً سندی که وجود آن برای تکمیل مدارک پروژه ضروری است.
تعیین معیارهای کنترل و پذیرش مدلها و خروجیهای BIM
کارفرما باید از ابتدای پروژه مشخص کند مدلها و سایر خروجیهای BIM بر چه اساسی کنترل و پذیرفته خواهند شد. اگر معیار پذیرش روشن نباشد، ارزیابی خروجیها در طول پروژه و به ویژه در زمان تحویل نهایی به برداشت افراد و مذاکرات موردی وابسته میشود.
این معیارها باید مستقیماً از اهداف و نیازمندیهای BIM پروژه ناشی شوند. برای مثال، اگر مدلی برای هماهنگی طراحی تهیه میشود، کیفیت هماهنگی و کامل بودن اطلاعات مورد نیاز آن اهمیت دارد.
هر معیار پذیرش باید قابل ارتباط با یکی از نیازمندیها یا کاربردهای از پیش تعریف شده BIM باشد.
موضوعاتی مانند کامل بودن مدلها، وجود اطلاعات مورد نیاز، رعایت استانداردهای پروژه، وضعیت هماهنگی بین رشتهها، ساختار فایلها و قابلیت استفاده از خروجی برای هدف تعریفشده میتوانند بخشی از معیارهای پذیرش باشند.
کارفرما همچنین باید میان «کنترل کیفیت فرایند» و «پذیرش نهایی خروجی» تفاوت قائل شود. ممکن است یک مدل از نظر ساختار فنی مناسب باشد، اما هنوز برای کاربرد مورد انتظار کامل نباشد؛ یا برعکس، خروجی ظاهراً کامل باشد اما الزامات اطلاعاتی یا استانداردهای پروژه را رعایت نکرده باشد.
وجود معیارهای مشخص باعث میشود مشاور و پیمانکار از ابتدا بدانند خروجی آنها بر چه مبنایی ارزیابی خواهد شد و کنترل کیفیت داخلی خود را نیز بر همان اساس تنظیم کنند.
خروجی BIM زمانی قابل پذیرش است که بتوان انطباق آن با نیازمندیهای از پیش تعریفشده پروژه را بهصورت مشخص ارزیابی کرد.
پایش اجرای تعهدات BIM در طول پروژه
تأیید الزامات و برنامه اجرای BIM در ابتدای پروژه کافی نیست. کارفرما باید اطمینان داشته باشد که تعهدات تعریفشده در طول طراحی و اجرا واقعاً دنبال میشوند و روش توافقشده فقط در اسناد باقی نمانده است.
این پایش میتواند شامل بررسی دورهای مدلها و خروجیها، وضعیت هماهنگی بین رشتهها، میزان انطباق با BEP، کیفیت اطلاعات و پیشرفت تعهدات BIM باشد. هدف از این کنترل، مدیریت روزمره تیمهای تخصصی نیست؛ بلکه بررسی این است که مسیر اجرای پروژه همچنان با الزامات کارفرما همسو باقی مانده باشد.
اگر انحرافها فقط در زمان تحویل نهایی شناسایی شوند، اصلاح آنها ممکن است پرهزینه یا حتی غیرعملی باشد. برای مثال، اگر ساختار مدلها، روش نامگذاری، مسئولیت رشتهها یا اطلاعات مورد نیاز از ماههای ابتدایی پروژه بهدرستی رعایت نشده باشند، اصلاح آنها در پایان میتواند به دوبارهکاری گسترده منجر شود.
پایش مستمر همچنین به کارفرما امکان میدهد مسائل تکرارشونده را از مشکلات مقطعی تفکیک کند. تکرار تأخیر در تحویل مدلها، باقی ماندن مسائل هماهنگی یا انحراف مداوم از الزامات میتواند نشاندهنده ضعفی ساختاری در روش اجرای BIM باشد.
مسئولیت کارفرما این است که اجرای تعهدات BIM را در طول پروژه قابل مشاهده و قابل ارزیابی نگه دارد، نه اینکه کنترل آن را به زمان تحویل نهایی موکول کند.
مدیریت تغییرات در الزامات و مسئولیتهای BIM
الزامات و مسئولیتهای BIM ممکن است در طول پروژه تحت تأثیر تغییرات طراحی، تغییر دامنه خدمات، ورود پیمانکاران جدید یا تصمیمهای جدید کارفرما قرار گیرند. مسئولیت کارفرما این است که این تغییرات به صورت کنترل شده وارد ساختار پروژه شوند و به مجموعهای از انتظارات شفاهی یا درخواستهای پراکنده تبدیل نشوند.
اگر کارفرما در میانه پروژه خروجی جدیدی درخواست کند، کاربرد تازهای برای مدل در نظر بگیرد یا سطح اطلاعات بیشتری مطالبه کند، ممکن است دامنه کار، زمان و هزینه مشاور یا پیمانکار نیز تغییر کند. چنین تغییری نباید بدون بررسی اثر آن بر مسئولیتها و منابع پروژه بهعنوان بخشی از تعهدات اولیه فرض شود.
همین موضوع درباره تغییر مسئولیت میان طرفهای پروژه نیز صادق است. اگر بخشی از فعالیتی که در ابتدا بر عهده یک طرف بوده به طرف دیگری منتقل شود، باید تأثیر آن بر تولید مدل، هماهنگی، کنترل کیفیت و تحویل نیز مشخص باشد.
مدیریت نشدن این تغییرات میتواند باعث شود نسخههای مختلفی از الزامات در پروژه شکل بگیرند و هر تیم بر اساس برداشت متفاوتی از تعهدات خود عمل کند.
بنابراین کارفرما باید اطمینان حاصل کند که هر تغییر مهم در اهداف، خروجیها، مسئولیتها یا روش اجرای BIM در اسناد و توافقهای رسمی پروژه منعکس شده و مبنای مشترک جدیدی برای ادامه کار ایجاد میکند.
الزامات BIM نباید در طول پروژه بدون کنترل تغییر کنند؛ هر تغییر باید همراه با اثر آن بر دامنه، مسئولیت، زمان و هزینه دیده شود.
کنترل و پذیرش تحویل نهایی BIM
در پایان پروژه، کارفرما باید بتواند خروجیهای تحویلی را با الزامات، مسئولیتها و معیارهایی که از ابتدای پروژه تعریف شدهاند مقایسه کند. تحویل نهایی BIM نباید به دریافت مجموعهای از فایلها و مدلها محدود شود.
مدلها، اطلاعات همراه، ساختار فایلها، مستندات و سایر خروجیهای توافقشده باید از نظر کامل بودن، انطباق با الزامات پروژه و قابلیت استفاده برای هدف مورد انتظار بررسی شوند. برای مثال، اگر مدل نهایی قرار است در بهرهبرداری مورد استفاده قرار گیرد، صرف هماهنگ بودن هندسی آن کافی نیست و اطلاعات مورد نیاز این مرحله نیز باید در خروجی وجود داشته باشد.
کارفرما همچنین باید اطمینان داشته باشد که آنچه بهعنوان مدل یا اطلاعات نهایی تحویل میشود، نسخه معتبر و مورد تأیید پروژه است و وضعیت فایلها، تغییرات و مسئولیت تهیه آنها مشخص است.
کنترل نهایی نباید اولین باری باشد که کارفرما کیفیت خروجیها را بررسی میکند. اگر پایش در طول پروژه انجام شده باشد، تحویل نهایی باید بیشتر به تأیید انطباق خروجیها با معیارهای از پیش تعیینشده تبدیل شود، نه مرحلهای برای کشف مشکلات اساسی.
در مقابل، اگر انتظارات جدیدی فقط در پایان پروژه مطرح شوند که در الزامات یا قرارداد اولیه وجود نداشتهاند، نمیتوان آنها را بدون بررسی دامنه و مسئولیت بهعنوان بخشی از تعهدات قبلی تلقی کرد.
تحویل نهایی BIM زمانی قابل کنترل است که کارفرما بتواند آنچه دریافت کرده را با آنچه از ابتدا درخواست کرده است مقایسه کند.
تأمین ساختار لازم برای انجام مسئولیتهای کارفرما
مسئولیتهای کارفرما در BIM فقط با درج چند الزام در قرارداد انجام نمیشوند. کارفرما باید در ساختار پروژه ظرفیت لازم برای تعریف، کنترل و ارزیابی این الزامات را نیز در نظر بگیرد.
این ظرفیت میتواند بسته به اندازه و پیچیدگی پروژه متفاوت باشد. در برخی پروژهها، تیم داخلی کارفرما توانایی کافی برای بررسی نیازمندیها، ارزیابی BEP، کنترل تحویلهای دورهای و تصمیم گیری درباره مسائل BIM را دارد. در پروژههای دیگر، ممکن است لازم باشد از مدیر BIM، مدیر طرح، مشاور مدیریت پروژه یا مشاور تخصصی BIM برای پشتیبانی از این مسئولیتها استفاده شود.
آنچه اهمیت دارد این است که در سمت کارفرما مرجع مشخصی برای تصمیم گیری و ارزیابی وجود داشته باشد. اگر الزامات BIM تعریف شوند اما هیچ فرد یا تیمی مسئول پیگیری آنها نباشد، اجرای این الزامات در عمل به مشاور یا پیمانکار واگذار میشود و کارفرما امکان کنترل مستقل را از دست میدهد.
همچنین اختیار تصمیم گیری باید با مسئولیتها متناسب باشد. فرد یا تیمی که از طرف کارفرما خروجیها را بررسی میکند باید بتواند مغایرتها را گزارش کند، درخواست اصلاح بدهد و موضوعات مهم را برای تصمیم گیری به سطح مناسب ارجاع دهد.
کارفرما لازم نیست تمام فعالیتهای تخصصی BIM را در داخل سازمان خود انجام دهد، اما باید ساختاری داشته باشد که بتواند الزامات خود را تعریف، پیگیری و ارزیابی کند.
نقش مشاور BIM در پشتیبانی از مسئولیتهای کارفرما
کارفرما میتواند بخشی از فعالیتهای تخصصی مرتبط با BIM را به یک مشاور BIM واگذار کند، به ویژه زمانی که در داخل سازمان خود نیروی تخصصی کافی برای تعریف الزامات، ارزیابی روش اجرا یا کنترل خروجیها در اختیار ندارد.
مشاور BIM در سمت کارفرما میتواند در تعریف نیازمندیها و معیارهای تحویل، بررسی توان BIM مشاوران و پیمانکاران، ارزیابی BEP، پایش اجرای تعهدات و کنترل مدلها و اطلاعات تحویلی نقش داشته باشد. همچنین ممکن است در جلسات تخصصی پروژه از طرف کارفرما حضور داشته باشد و مسائل مرتبط با مسئولیتها، کیفیت خروجیها یا انطباق با الزامات را پیگیری کند.
با این حال، استفاده از مشاور به این معنا نیست که تمام مسئولیتهای کارفرما به او منتقل میشوند. تصمیمهایی مانند اهداف استفاده از BIM، سطح خدمات مورد انتظار، بودجه پروژه، انتخاب طرفهای قرارداد و پذیرش تغییرات اساسی همچنان در حوزه تصمیم گیری کارفرما باقی میمانند.
همچنین مشاور BIM نباید جایگزین مدیر BIM مشاور یا پیمانکار شود. مدیران و تیمهای BIM طرفهای پروژه مسئول اجرای تعهدات خود هستند، در حالی که مشاور کارفرما عمدتاً از منظر نیازها و الزامات کارفرما بر این اجرا نظارت و آن را ارزیابی میکند.
نقش مشاور BIM این است که به کارفرما در انجام مسئولیتهای تخصصی خود کمک کند، نه اینکه مسئولیت کارفرما یا تعهدات مشاور و پیمانکار را جایگزین کند.
اشتباهات رایج کارفرما در تعریف و کنترل BIM
برخی از رایج ترین خطاهایی که میتوانند اجرای BIM را از همان ابتدا با مشکل روبهرو کنند عبارتاند از:
الزام BIM بدون تعریف هدف و خروجی
عبارتهایی مانند «پروژه باید با BIM اجرا شود» بدون تعیین کاربرد، خروجی و معیار پذیرش، تعهد روشنی ایجاد نمیکنند.انتظار هماهنگی و جزئیات بیشتر بدون تأمین منابع طراحی
انتقال بخشی از تصمیمها و هماهنگیها به مرحله طراحی باید با زمان، حقالزحمه و ظرفیت متناسب همراه باشد.استفاده از BEP به جای تعریف نیازمندیهای کارفرما
BEP باید روش پاسخ تیم پروژه به الزامات کارفرما را مشخص کند؛ نه اینکه جایگزین تعریف خودِ این الزامات شود.ارزیابی توان BIM بر اساس نرمافزار و ظاهر مدل
داشتن Revit،Navisworks یا چند نمونه مدل سهبعدی، به تنهایی نشان دهنده توانایی اجرای تعهدات BIM نیست.مبهم گذاشتن مسئولیت طرفهای پروژه
مشخص نبودن مسئول تولید، هماهنگی، کنترل یا تکمیل هر خروجی میتواند به دوبارهکاری و اختلاف منجر شود.افزودن الزامات جدید بدون بررسی اثر آنها بر دامنه کار
درخواست اطلاعات یا کاربردهای جدید برای مدل در طول پروژه ممکن است زمان، هزینه و مسئولیت طرفها را تغییر دهد.موکول کردن کنترل BIM به زمان تحویل نهایی
مشکلاتی که در مراحل اولیه قابل اصلاح هستند، در پایان پروژه ممکن است به بازکاری گسترده یا اختلاف قراردادی تبدیل شوند.
بسیاری از شکستهای BIM زمانی شکل میگیرند که کارفرما خروجی بیشتری مطالبه میکند، اما هدف، مسئولیت، منابع و معیارهای کنترل آن را به همان اندازه روشن نمیکند.
جمعبندی
در پروژه BIM، کارفرما مسئول انجام مدلسازی یا مدیریت روزمره فعالیتهای تخصصی نیست، اما بخش مهمی از موفقیت فرایند به تصمیمهایی وابسته است که باید از سمت او گرفته شوند.
این مسئولیت با تعیین هدف استفاده از BIM آغاز میشود و سپس به پیشبینی زمان، هزینه و منابع لازم، تعریف نیازمندیها و خروجیها، تعیین مرز مسئولیت طرفهای پروژه و انعکاس این موارد در اسناد مناقصه و قرارداد میرسد.
پس از انتخاب تیم پروژه نیز نقش کارفرما پایان پیدا نمیکند. توان BIM مشاوران و پیمانکاران باید ارزیابی شود، BEP باید با الزامات پروژه تطابق داشته باشد، معیارهای پذیرش باید از ابتدا مشخص باشند و اجرای تعهدات در طول پروژه مورد پایش قرار گیرد.
همچنین کارفرما باید بپذیرد که استفاده مؤثر از BIM میتواند بخشی از تصمیمها، هماهنگیها و فعالیتهایی را که در روشهای سنتی در مرحله اجرا انجام میشدند به مرحله طراحی منتقل کند. بنابراین انتظار افزایش کیفیت و هماهنگی باید با زمان، دامنه خدمات و بودجه متناسب همراه باشد.
در نهایت، تحویل BIM زمانی قابل کنترل است که کارفرما بتواند خروجی نهایی را با اهداف و الزاماتی که از ابتدا تعریف شدهاند مقایسه کند.
مسئولیت اصلی کارفرما در BIM این است که میان انتظار، منابع، مسئولیتها، روش اجرا و معیار پذیرش یک ارتباط روشن ایجاد کند؛ بهگونهای که BIM از یک الزام کلی به فرایندی قابل کنترل و قابل ارزیابی تبدیل شود.
