پرش به محتوا
مقاله تحلیلی16 دقیقه مطالعه

محیط داده مشترک (CDE) چیست؟ ساختار، گردش‌کار و کنترل اطلاعات در پروژه‌های BIM

محیط داده مشترک (CDE) چیست و چگونه وضعیت، نسخه، مسئولیت، گردش‌کار، انتشار و ردپای اطلاعات را در پروژه‌های BIM کنترل می‌کند؟

متن مقاله

مقدمه

در پروژه‌های BIM، مسئله فقط تولید اطلاعات نیست؛ مسئله این است که در هر لحظه مشخص باشد کدام اطلاعات معتبر است، چه کسی آن را تولید یا بررسی کرده، برای چه منظوری قابل استفاده است و چه نسخه‌ای باید مبنای ادامه کار قرار گیرد. با افزایش تعداد تیم‌ها، مدل‌ها، نقشه‌ها و بازنگری‌ها، مدیریت این جریان با پوشه‌های مشترک، ایمیل یا ارسال فایل میان افراد به‌ سرعت دشوار و غیرقابل اتکا می‌شود.

محیط داده مشترک یاCDE (Common Data Environment) برای ایجاد یک جریان کنترل‌ شده در تولید، تبادل، بررسی، تأیید و نگهداری اطلاعات پروژه به کار می‌رود. در یک CDE مؤثر، اطلاعات صرفاً در یک محل مشترک ذخیره نمی‌شوند؛ وضعیت، نسخه، مسئولیت، سطح دسترسی و مسیر انتشار آنها نیز مشخص و قابل ردیابی است.

به همین دلیل،CDE را نباید فقط یک نرم‌افزار، فضای ابری یا ساختار پوشه ‌بندی دانست. فناوری تنها بخشی از راهکار است؛ بخش اصلی، تعریف قواعد و گردش‌کاری است که تعیین می‌کند اطلاعات چگونه از مرحله تولید به اشتراک ‌گذاری، انتشار رسمی و در نهایت بایگانی منتقل شود.

در این مقاله بررسی می‌کنیم CDE دقیقاً چیست، چگونه کار می‌کند، چه اطلاعاتی را مدیریت می‌کند و چه ساختاری لازم است تا به ‌جای یک مخزن فایل، به بخشی قابل اتکا از مدیریت اطلاعات پروژه تبدیل شود.

محیط داده مشترک (CDE) چیست و چه مسئله‌ای را در پروژه BIM حل می‌کند؟

در یک پروژه BIM، اطلاعات به ‌طور مداوم در حال تولید و تغییر است. مدل معماری اصلاح می‌شود، سازه نسخه جدیدی منتشر می‌کند، تأسیسات برای هماهنگی به اطلاعات رشته‌های دیگر نیاز دارد و نقشه‌ها، گزارش‌ها و سایر مدارک نیز هم ‌زمان بازنگری می‌شوند. هرچه تعداد تیم‌ها و خروجی‌ها بیشتر شود، کنترل این جریان دشوارتر می‌شود.

مشکل زمانی آغاز می‌شود که هر تیم اطلاعات را به روش خود ذخیره یا مبادله کند. بخشی از فایل‌ها روی سرور قرار می‌گیرند، نسخه‌ای از طریق ایمیل ارسال می‌شود، اصلاح دیگری در پیام ‌رسان به اشتراک گذاشته می‌شود و در جلسه بعد مشخص نیست کدام فایل باید مبنای تصمیم‌ گیری باشد. در چنین شرایطی حتی اگر تمام تیم‌ها از نرم‌افزارهای BIM استفاده کنند، خود اطلاعات هنوز به ‌صورت کنترل‌ شده مدیریت نمی‌شود.

محیط داده مشترک یا CDE سازوکاری برای مدیریت این جریان اطلاعات ایجاد می‌کند. هدف آن این است که تیم‌های پروژه برای تولید، اشتراک‌گذاری، بررسی، انتشار و نگهداری اطلاعات از یک ساختار مشخص و قابل ردیابی استفاده کنند.

در نتیجه، مسئله‌ای که CDE حل می‌کند صرفاً «پیدا کردن فایل‌ها» نیست. مسئله اصلی این است که افراد پروژه بتوانند تشخیص دهند چه اطلاعاتی در اختیار آنها قرار گرفته، در چه مرحله‌ای قرار دارد، آیا برای استفاده موردنظر معتبر است و مسیر تغییر و انتشار آن چگونه بوده است.

بنابراین، ارزش CDE نه در متمرکز کردن فایل‌ها، بلکه در قابل کنترل کردن جریان اطلاعات میان تیم‌های پروژه است.

CDE چه چیزی نیست؟ تفاوت محیط داده مشترک با فضای ابری و پوشه اشتراکی

یکی از رایج‌ترین برداشت‌های اشتباه این است که هر فضای مشترک برای ذخیره فایل‌ها را CDE بدانیم. اگر یک پروژه همه مدل‌ها و مدارک خود را روی سرور، SharePoint، فضای ابری یا یک پوشه شبکه قرار دهد، لزوماً محیط داده مشترک ایجاد نشده است.

فضای ذخیره‌سازی فقط پاسخ می‌دهد که فایل کجاست. اما CDE باید به پرسش‌های بیشتری پاسخ دهد: این اطلاعات در چه وضعیتی قرار دارد؟ آخرین بازنگری معتبر کدام است؟ آیا برای هماهنگی قابل استفاده است یا برای انتشار رسمی؟ چه کسی آن را بررسی کرده و چه کسی اجازه انتشار داشته است؟

تفاوت اصلی در وجود گردش‌کار و قواعد کنترل اطلاعات است. در CDE، انتقال اطلاعات از یک مرحله به مرحله دیگر باید بر اساس منطق مشخص انجام شود؛ برای مثال اطلاعاتی که هنوز در حال توسعه است نباید بدون بررسی به‌عنوان مبنای رسمی پروژه استفاده شود.

بنابراین ممکن است یک ابزار ساده، در صورت وجود فرآیندهای مناسب، بخشی از یک CDE باشد و در مقابل، یک پلتفرم پیشرفته نیز اگر فقط برای بارگذاری و دانلود فایل استفاده شود، عملاً چیزی بیشتر از یک مخزن اطلاعات نباشد.

پس مرز واقعی میان «فضای مشترک» و «CDE» را نام نرم‌افزار تعیین نمی‌کند؛ ساختار مدیریت اطلاعات، وضعیت‌ها، مسئولیت‌ها و مسیر کنترل‌ شده انتشار آن را تعیین می‌کند.

CDE چگونه کار می‌کند؟ تفاوت گردش‌کار CDE با راهکار نرم‌افزاری آن

برای درک درست CDE باید میان دو مفهوم تفاوت قائل شد: گردش‌کار CDE و راهکار فنی CDE. این دو به یکدیگر وابسته‌اند، اما یک چیز نیستند.

گردش‌کار CDE تعیین می‌کند اطلاعات چگونه تولید، بررسی، به اشتراک گذاشته، تأیید و منتشر شود. این گردش‌کار مشخص می‌کند هر نوع اطلاعات در چه مرحله‌ای قرار دارد، چه کسی اجازه تغییر یا تأیید آن را دارد و تحت چه شرایطی می‌تواند برای استفاده دیگران در دسترس قرار گیرد.

در مقابل، راهکار فنی CDE همان ابزار یا سامانه‌ای است که برای اجرای این قواعد استفاده می‌شود. این راهکار ممکن است قابلیت‌هایی مانند کنترل دسترسی، ثبت نسخه‌ها، گردش تأیید، اعلان تغییرات و نگهداری تاریخچه فعالیت‌ها را فراهم کند.

مشکل زمانی ایجاد می‌شود که سازمان ابتدا نرم‌افزار را انتخاب کند و انتظار داشته باشد خود ابزار، فرآیند مدیریت اطلاعات را تعریف کند. نرم‌افزار می‌تواند یک گردش‌کار مشخص را اجرا یا کنترل کند، اما نمی‌تواند به ‌جای پروژه تصمیم بگیرد چه کسی مسئول بررسی است، چه زمانی اطلاعات باید منتشر شود یا کدام وضعیت برای هر نوع استفاده مناسب است.

بنابراین،CDE مؤثر از تعریف فرآیند آغاز می‌شود و سپس فناوری برای پشتیبانی و اجرای آن انتخاب می‌شود.

به بیان ساده، گردش‌کار مشخص می‌کند چه اتفاقی باید بیفتد و راهکار فنی مشخص می‌کند این اتفاق چگونه کنترل و ثبت شود.

چه نوع اطلاعاتی در CDE مدیریت می‌شود؟ از مدل و نقشه تا اسناد و داده‌های پروژه

محیط داده مشترک فقط برای نگهداری مدل‌های BIM نیست. در یک پروژه، تصمیم‌ گیری و هماهنگی بر اساس مجموعه‌ای از اطلاعات انجام می‌شود که مدل سه‌بعدی تنها یکی از آنهاست. نقشه‌ها، جداول، مشخصات فنی، گزارش‌ها، صورت‌ جلسات، تصاویر، داده‌های برداشت و سایر مدارک نیز می‌توانند بخشی از جریان اطلاعات پروژه باشند.

در مدیریت اطلاعات BIM معمولاً از مفهومInformation Container استفاده می‌شود. این اصطلاح به یک مجموعه مشخص و قابل شناسایی از اطلاعات اشاره دارد؛ برای مثال یک مدل Revit، یک نقشه، یک گزارش یا یک فایل داده می‌تواند به‌عنوان یک Information Container مدیریت شود. نکته مهم این است که هر مورد باید بتواند به‌ طور مشخص شناسایی، نسخه‌بندی و در مسیر مناسب بررسی و منتشر شود.

همه اطلاعات نیز الزاماً گردش‌کار یکسانی ندارند. یک مدل هماهنگی، نقشه اجرایی، گزارش محاسبات و صورت ‌جلسه ممکن است از مسیرهای متفاوتی برای بررسی و تأیید عبور کنند و سطح دسترسی یا قواعد انتشار متفاوتی داشته باشند.

بنابراین، طراحی CDE نباید فقط بر ساختار پوشه‌ها یا محل ذخیره مدل‌ها متمرکز باشد. ابتدا باید مشخص شود چه نوع اطلاعاتی در پروژه تولید می‌شود، چه کسی با آن کار می‌کند، برای چه منظوری استفاده می‌شود و چگونه باید کنترل شود.

CDE زمانی مؤثر است که جریان مجموعه اطلاعات پروژه را مدیریت کند، نه فقط فایل‌های مدل BIM را.

چرخه اطلاعات در CDE چگونه است؟ WIP، Shared، Published و Archive

یکی از مهم‌ترین بخش‌های CDE، مشخص کردن وضعیت اطلاعات در طول چرخه تولید و استفاده است. در چارچوب‌های رایج مدیریت اطلاعات، این چرخه معمولاً با چهار وضعیت اصلی توضیح داده می‌شود: WIP، Shared، Published و Archive.

WIP (Work in Progress) مربوط به اطلاعاتی است که هنوز در داخل تیم تولیدکننده در حال توسعه است. این اطلاعات ممکن است ناقص، در حال اصلاح یا هنوز بررسی ‌نشده باشد و نباید بدون کنترل به‌ عنوان مبنای کار سایر تیم‌ها استفاده شود.

Shared زمانی است که اطلاعات پس از بررسی داخلی برای هماهنگی، بازبینی یا استفاده کنترل‌ شده در اختیار دیگران قرار می‌گیرد. انتقال به این وضعیت به این معنا نیست که اطلاعات نهایی است؛ بلکه یعنی برای یک هدف مشخص، قابل استفاده شده است.

Published به اطلاعاتی اشاره دارد که پس از طی مراحل لازم، برای استفاده رسمی یا قراردادی مشخص تأیید و منتشر شده است. در این مرحله، اهمیت کنترل نسخه، وضعیت و مسئول انتشار بیشتر می‌شود.

Archive نیز سابقه اطلاعات را نگهداری می‌کند تا نسخه‌ها و انتشارهای قبلی قابل پیگیری باشند و مسیر تغییرات از بین نرود.

نکته مهم این است که این چهار مورد را نباید صرفاً چهار پوشه در یک سرور دانست. آنها در اصل وضعیت‌های اطلاعاتی هستند و انتقال میان آنها باید بر اساس قواعد مشخص انجام شود.

بنابراین، ارزش CDE در این است که مشخص کند اطلاعات در هر لحظه در چه مرحله‌ای قرار دارد و برای چه نوع استفاده‌ای مناسب است.

نسخه، بازنگری و وضعیت اطلاعات؛ چگونه مشخص می‌شود کدام اطلاعات معتبر است؟

وجود چند نسخه از یک مدل، نقشه یا سند در پروژه اجتناب ‌ناپذیر است. مسئله این نیست که اطلاعات تغییر نکند؛ مسئله این است که کاربران بتوانند تشخیص دهند کدام اطلاعات، برای چه منظوری و در چه زمانی معتبر است.

در CDE، این تشخیص تنها با نام فایل انجام نمی‌شود. اطلاعات باید دارای مشخصاتی مانند شماره بازنگری، وضعیت و سایر داده‌های شناسایی‌ کننده باشد تا سابقه تغییرات و کاربرد مجاز آن روشن بماند. به این ترتیب، یک فایل جدید الزاماً به معنای اطلاعات قابل استفاده برای همه اهداف نیست.

برای مثال، ممکن است نسخه‌ای از مدل برای هماهنگی میان رشته‌ها منتشر شده باشد، اما هنوز مجوز استفاده برای تهیه مدارک اجرایی را نداشته باشد. بنابراین باید میان جدیدترین اطلاعات و اطلاعات معتبر برای یک کاربرد مشخص تفاوت قائل شد.

همچنین «نسخه»، «بازنگری» و «وضعیت» مفاهیم یکسانی نیستند. نسخه‌ها می‌توانند تغییرات متوالی یک Information Container را ثبت کنند، بازنگری‌ها نقاط مشخصی از توسعه یا انتشار را نشان دهند و وضعیت اطلاعات مشخص کند آن اطلاعات برای چه نوع استفاده‌ای مناسب است.

یک CDE مؤثر باید اجازه دهد کاربران بدون اتکا به حافظه افراد یا جست‌وجو میان پوشه‌ها بفهمند کدام اطلاعات جاری است، چه چیزی جایگزین شده و چه اطلاعاتی برای فعالیت موردنظر آنها قابل استفاده است.

کنترل اطلاعات زمانی معنا پیدا می‌کند که «آخرین فایل» با «فایل معتبر» اشتباه گرفته نشود.

نقش‌ها و مسئولیت‌ها در CDE؛ چه کسی تولید، بررسی، تأیید و منتشر می‌کند؟

CDE به ‌خودی‌ خود مسئولیت‌ها را تعریف نمی‌کند. این مسئولیت‌ها باید در ساختار مدیریت اطلاعات پروژه مشخص شده باشند و سپس گردش‌کار CDE به اجرای منظم و قابل ردیابی آنها کمک کند.

در یک پروژه، تولیدکننده اطلاعات لزوماً همان فرد یا تیمی نیست که اجازه تأیید یا انتشار آن را دارد. یک مدل یا سند ممکن است ابتدا توسط تیم تخصصی تهیه شود، سپس بررسی داخلی شود، برای هماهنگی در اختیار سایر تیم‌ها قرار گیرد و در نهایت پس از تأیید افراد دارای اختیار، برای استفاده مشخص منتشر شود.

به همین دلیل باید برای هر مرحله روشن باشد:

  • چه کسی اطلاعات را تولید یا اصلاح می‌کند؛

  • چه کسی مسئول کنترل و بررسی آن است؛

  • چه کسی اجازه تأیید دارد؛

  • چه کسی می‌تواند اطلاعات را به وضعیت بعدی منتقل یا منتشر کند؛

  • و در صورت وجود خطا یا نیاز به اصلاح، مسئول اقدام بعدی چه کسی است.

راهکار فنی CDE می‌تواند این ساختار را با سطح دسترسی، گردش تأیید، ثبت فعالیت‌ها و محدود کردن برخی اقدامات پشتیبانی کند. اما اگر نقش‌ها و اختیارات از ابتدا مبهم باشند، نرم‌افزار نیز نمی‌تواند این ابهام را برطرف کند.

هدف این است که انتشار اطلاعات نتیجه یک اقدام تصادفی یا صرفاً بارگذاری فایل نباشد، بلکه بخشی از فرآیندی مشخص با مسئولیت و اختیار تعریف‌شده باشد.

در یک CDE مؤثر، باید بتوان مشخص کرد هر اطلاعات توسط چه کسی تولید، توسط چه کسی بررسی و با اختیار چه کسی برای استفاده دیگران منتشر شده است.

ردپای اطلاعات در CDE چگونه حفظ می‌شود؟ ثبت تغییرات، تأییدها و تاریخچه انتشار

در پروژه‌های پیچیده، فقط دانستن اینکه «نسخه فعلی چیست» کافی نیست. در بسیاری از موارد لازم است مشخص باشد اطلاعات چگونه به وضعیت فعلی رسیده، چه تغییراتی روی آن انجام شده و چه کسانی در بررسی، تأیید و انتشار آن نقش داشته‌اند.

یکی از کارکردهای مهم CDE، حفظ این ردپای اطلاعات است. هر بار که یک مدل، نقشه یا سند تغییر می‌کند، باید بتوان سابقه آن را دنبال کرد: چه زمانی اصلاح شده، چه نسخه‌ای را جایگزین کرده، چه کسی آن را بررسی کرده و در چه مرحله‌ای برای استفاده دیگران منتشر شده است.

این سابقه زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که پروژه با اختلاف، بازگشت به نسخه‌های قبلی، درخواست اصلاح یا بررسی علت یک تصمیم مواجه شود. اگر تأییدها در ایمیل، پیام ‌رسان یا گفت‌وگوهای شفاهی انجام شده باشند، بازسازی مسیر تصمیم‌ گیری دشوار می‌شود.

یک CDE مناسب باید تا حد امکان این فعالیت‌ها را در همان محیط اطلاعاتی ثبت کند؛ برای مثال:

  • تاریخ و زمان تغییرات؛

  • سابقه نسخه‌ها و بازنگری‌ها؛

  • وضعیت‌های قبلی و فعلی؛

  • بررسی‌ها و تأییدهای انجام‌شده؛

  • تاریخچه انتشار و جایگزینی اطلاعات.

هدف از این ثبت صرفاً ایجاد گزارش نیست. ردپای اطلاعات باعث می‌شود منشأ تغییرات و مسیر تصمیم‌ گیری قابل بررسی باقی بماند و پروژه برای شناخت سابقه یک فایل یا تصمیم، به حافظه افراد وابسته نباشد.

به این ترتیب،CDE علاوه بر کنترل اطلاعات جاری، سابقه قابل ردیابی توسعه و انتشار آنها را نیز حفظ می‌کند.

رابطه CDE با الزامات اطلاعاتی،BEP و ساختار مدیریت اطلاعات پروژه چیست؟

CDE به‌تنهایی تعیین نمی‌کند چه اطلاعاتی باید تولید شود، چه کسی مسئول آن است یا هر خروجی در چه زمانی باید تحویل داده شود. این موارد باید در اسناد و ساختار مدیریت اطلاعات پروژه تعریف شده باشند و CDE بستر اجرای کنترل‌ شده بخشی از این قواعد را فراهم کند.

برای مثال، الزامات اطلاعاتی مشخص می‌کنند چه اطلاعاتی، با چه سطحی از جزئیات و برای چه هدفی موردنیاز است. BEP یا برنامه اجرای BIM نیز روش پاسخ تیم پروژه به این الزامات، مسئولیت‌ها، گردش‌کارها، روش‌های هماهنگی و نحوه تبادل اطلاعات را مشخص می‌کند.

CDE در این میان نقش اجرایی دارد. ساختار نام‌گذاری، وضعیت اطلاعات، مسیر بررسی و تأیید، سطح دسترسی، زمان انتشار و نحوه نگهداری سوابق می‌توانند در محیط داده مشترک پیاده‌سازی و کنترل شوند.

بنابراین رابطه این اجزا را می‌توان به ‌صورت ساده چنین دید:

  • الزامات اطلاعاتی مشخص می‌کنند چه چیزی موردنیاز است؛

  • BEP و سایر رویه‌های پروژه مشخص می‌کنند چه کسی و چگونه آن را تولید و مدیریت می‌کند؛

  • CDE کمک می‌کند این اطلاعات بر اساس همان قواعد کنترل، مبادله، تأیید و ثبت شود.

اگر CDE بدون این چارچوب‌ها راه‌اندازی شود، معمولاً به مجموعه‌ای از پوشه‌ها و مجوزهای دسترسی تبدیل می‌شود که ارتباط روشنی با فرآیند واقعی پروژه ندارد.

CDE محل تعریف اهداف مدیریت اطلاعات نیست؛ محیطی است که بخشی از این اهداف و قواعد را به فرآیندی اجرایی و قابل ردیابی تبدیل می‌کند.

چرا بسیاری از CDEها در عمل به مخزن فایل تبدیل می‌شوند؟

یکی از رایج‌ترین شکست‌ها در پیاده‌سازی CDE زمانی رخ می‌دهد که سازمان تصور کند با خرید یک نرم‌افزار و ایجاد چند پوشه، محیط داده مشترک ایجاد شده است. در این حالت ابزار وجود دارد، اما فرآیند مدیریت اطلاعات هنوز همان روش قبلی است.

نشانه‌های این وضعیت معمولاً مشخص‌اند:

  • فایل‌ها بارگذاری می‌شوند، اما وضعیت و کاربرد آنها روشن نیست؛

  • تأییدها در ایمیل یا پیام‌رسان انجام می‌شوند؛

  • افراد مختلف می‌توانند بدون کنترل کافی فایل منتشر کنند؛

  • نام‌گذاری و ساختار اطلاعات یکسان نیست؛

  • نسخه‌های قدیمی در کنار نسخه‌های جدید باقی می‌مانند؛

  • مشخص نیست کدام اطلاعات مبنای هماهنگی یا اجراست؛

  • مسئولیت بررسی و انتشار به ‌صورت رسمی تعریف نشده است.

در چنین شرایطی،CDE فقط محل جدیدی برای نگهداری همان بی‌نظمی قبلی می‌شود. حتی یک پلتفرم پیشرفته نیز نمی‌تواند نبود قواعد، مسئولیت‌ها و گردش‌کار مشخص را جبران کند.

علت اصلی معمولاً این است که انتخاب ابزار قبل از طراحی فرآیند انجام شده است. سازمان ابتدا نرم‌افزار را مستقر می‌کند و سپس تلاش می‌کند روش کار پروژه را با قابلیت‌های موجود آن تطبیق دهد. نتیجه اغلب مجموعه‌ای از پوشه‌ها، مجوزها و گردش‌های تأییدی است که ارتباط دقیقی با نیاز واقعی پروژه ندارد.

CDE زمانی از یک مخزن فایل فراتر می‌رود که قواعد تولید، بررسی، تأیید، انتشار و نگهداری اطلاعات از قبل تعریف شده باشند و راهکار فنی برای اجرای همان قواعد به کار گرفته شود.

مشکل بیشتر CDEهای ناموفق کمبود قابلیت نرم‌افزار نیست؛ نبود ساختار مدیریت اطلاعات است.

پس از آنکه این ساختار در پروژه شکل گرفت، مرحله بعد فقط افزودن قابلیت‌های بیشتر به سامانه نیست؛ باید بررسی شود فرایند تعریف‌شده در عمل تا چه اندازه پایدار، قابل ردیابی و قابل اتکاست. برای این ارزیابی می‌توان از شاخص‌های بلوغ محیط داده مشترک (CDE) استفاده کرد.

برای ایجاد CDE از کجا باید شروع کرد؟ فرآیند قبل از انتخاب نرم‌افزار

راه‌اندازی CDE نباید با مقایسه نرم‌افزارها آغاز شود. نقطه شروع، شناخت نیازهای اطلاعاتی پروژه و طراحی فرآیندی است که مشخص کند اطلاعات چگونه تولید، بررسی، تأیید و منتشر خواهد شد.

پیش از انتخاب راهکار فنی، لازم است چند موضوع اصلی روشن شود:

  • چه نوع اطلاعاتی در پروژه تولید و مبادله می‌شود؛

  • چه کسانی مسئول تولید، بررسی و تأیید هر نوع اطلاعات هستند؛

  • اطلاعات در چه وضعیت‌هایی قرار می‌گیرد و چه زمانی می‌تواند به مرحله بعد منتقل شود؛

  • قواعد نام‌گذاری، بازنگری و وضعیت اطلاعات چگونه تعریف می‌شوند؛

  • چه سطوح دسترسی و مجوزهایی موردنیاز است؛

  • چه فعالیت‌ها و تصمیم‌هایی باید ثبت و قابل ردیابی باشند.

پس از مشخص شدن این ساختار، می‌توان بررسی کرد کدام راهکار فنی بهتر می‌تواند آن را پشتیبانی کند. در این مرحله قابلیت‌هایی مانند مدیریت نسخه، گردش تأیید، سطح دسترسی، ثبت فعالیت‌ها، جست‌وجوی اطلاعات و یکپارچگی با ابزارهای مورد استفاده پروژه اهمیت پیدا می‌کنند.

بهتر است فرآیند طراحی‌شده ابتدا در یک محدوده کنترل‌ شده یا پروژه پایلوت اجرا شود. این کار کمک می‌کند مشکلات گردش‌کار، مسئولیت‌ها و تنظیمات سیستم پیش از گسترش کامل شناسایی شوند.

در نتیجه، ترتیب منطقی پیاده‌سازی CDE چنین است:

نیاز اطلاعاتی ← نقش و مسئولیت ← گردش‌کار ← قواعد کنترل ← انتخاب فناوری ← پایلوت ← استقرار

اگر این ترتیب برعکس شود، احتمال زیادی وجود دارد که سازمان مجبور شود فرآیندهای خود را به محدودیت‌های نرم‌افزار تطبیق دهد، نه اینکه نرم‌افزار را در خدمت فرآیند قرار دهد.

جمع‌بندی

محیط داده مشترک زمانی ارزشمند است که بتواند جریان اطلاعات پروژه را از مرحله تولید تا استفاده رسمی، به ‌صورت کنترل‌ شده و قابل ردیابی مدیریت کند. در چنین ساختاری، مشخص است هر اطلاعات در چه وضعیتی قرار دارد، چه کسی مسئول آن است، کدام نسخه برای چه منظوری معتبر است و چگونه از یک مرحله به مرحله دیگر منتقل شده است.

به همین دلیل،CDE را نباید صرفاً یک نرم‌افزار، فضای ابری یا ساختار پوشه ‌بندی دانست. ابزار فنی فقط بخشی از راهکار است. بخش اصلی، قواعدی است که نحوه تولید، بررسی، تأیید، انتشار، دسترسی و نگهداری اطلاعات را تعریف می‌کنند.

اگر این قواعد وجود نداشته باشند، حتی پیشرفته‌ترین پلتفرم نیز ممکن است در عمل به مخزنی برای فایل‌ها تبدیل شود. اما زمانی که نیازهای اطلاعاتی، نقش‌ها، وضعیت‌ها، مسیرهای تأیید و قواعد انتشار به ‌درستی تعریف شده باشند،CDE می‌تواند به یک بخش قابل اتکا از مدیریت اطلاعات پروژه تبدیل شود.

در نهایت، هدف CDE این نیست که همه اطلاعات فقط در یک محل قرار گیرند. هدف این است که تیم پروژه بتواند با اطمینان بداند چه اطلاعاتی در اختیار دارد، آیا آن اطلاعات برای استفاده موردنظر معتبر است و سابقه تصمیم‌ها و تغییرات آن چگونه قابل پیگیری است.

ارزش واقعی CDE در همین نقطه شکل می‌گیرد: تبدیل جریان پراکنده اطلاعات به یک فرآیند مشخص، قابل کنترل و قابل اتکا.

مسیر اجرایی مرتبط

این موضوع مستقیماً به نقش مشاور BIM کارفرما وصل می‌شود.

وقتی کارفرما برای تعریف الزامات، ارزیابی BEP، پایش تعهدات یا پذیرش خروجی‌ها به معیار و ارزیابی مستقل نیاز دارد، مسیر تجاری باید روشن و مستقیم باشد.

خدمت مشاور BIM کارفرما این تصمیم‌ها و کنترل‌ها را به یک مسیر قابل سنجش در طول پروژه متصل می‌کند.