متن مقاله
مقدمه
در بسیاری از پروژهها، BIM اجرا میشود اما مشخص نیست چه کسی درباره استانداردها تصمیم میگیرد، چه کسی مسئول تأیید تغییرات است، کدام نسخه از اطلاعات مرجع محسوب میشود و در صورت بروز اختلاف، تصمیم نهایی بر عهده چه نقشی است. نتیجه این وضعیت معمولاً افزایش دوباره کاری، تصمیمهای شفاهی، تفسیرهای متفاوت از الزامات و وابستگی بیش از حد پروژه به افراد کلیدی است.
حاکمیت BIM برای حل همین مسئله شکل میگیرد. حاکمیت مشخص میکند چه قواعدی بر اجرای BIM حاکم هستند، نقشها و حدود اختیار چگونه تعریف میشوند، تصمیمها و استثناها چگونه کنترل میشوند و اطلاعات معتبر از چه مسیری تولید، تأیید و منتشر میشوند. بنابراین حاکمیت BIM به معنای افزودن لایهای از بروکراسی به پروژه نیست؛ هدف آن کاهش ابهام و ایجاد ساختاری است که مسئولیت، اختیار و مسیر تصمیم گیری در آن قابل تشخیص و پیگیری باشد.
در این مقاله، اجزای یک چارچوب حاکمیت BIM، رابطه آن با مدیریت و پیادهسازی BIM، نقش BEP و استانداردها، کنترل اطلاعات و تغییرات و همچنین روش طراحی و سنجش اثربخشی این چارچوب بررسی میشود.
حاکمیت BIM چیست و چه مسئلهای را حل میکند؟
استفاده از BIM باعث میشود اطلاعات، تصمیمها و فعالیتهای رشتههای مختلف بیش از گذشته به یکدیگر وابسته شوند. تغییر در یک مدل میتواند بر مدلهای دیگر، مدارک اجرایی، متره، برنامه ریزی یا تصمیمهای طراحی اثر بگذارد. در چنین محیطی، صرفاً مشخص بودن روش مدلسازی کافی نیست؛ باید معلوم باشد چه کسی اختیار تصمیم گیری دارد، چه کسی مسئول اجرای تصمیم است و کدام اطلاعات مبنای رسمی ادامه کار محسوب میشوند.
حاکمیت BIM چارچوبی است که قواعد تصمیم گیری ، مسئولیت، اختیار و کنترل اطلاعات را برای اجرای BIM مشخص میکند.
برای مثال، اگر یک تیم بخواهد از استاندارد پروژه عدول کند، تنها مسئله این نیست که تغییر چگونه در مدل اعمال شود. باید مشخص باشد چه کسی اجازه پیشنهاد این تغییر را دارد، چه کسی اثر آن را بررسی میکند، چه مرجعی آن را تأیید میکند و تصمیم نهایی کجا ثبت میشود. همین منطق درباره انتشار مدل، پذیرش یک نسخه، تغییر روش مدلسازی یا حل اختلاف میان رشتهها نیز صدق میکند.
بدون چنین چارچوبی، حتی تیمهای توانمند ممکن است تصمیمهای متفاوتی بر اساس برداشت شخصی بگیرند. استانداردها وجود دارند اما الزام آنها روشن نیست، مسئولیتها تعریف شدهاند اما حدود اختیار مبهم است و اطلاعات تولید میشوند بدون آنکه مرجع معتبر آنها مشخص باشد.
بنابراین مسئلهای که حاکمیت BIM حل میکند، کمبود ابزار یا مهارت مدلسازی نیست؛ ابهام در قواعدی است که اجرای BIM را کنترل میکنند. هدف حاکمیت این است که این قواعد پیش از بروز اختلاف روشن، قابل اجرا و قابل پیگیری باشند.
حاکمیت BIM چه تفاوتی با مدیریت و پیاده سازی BIM دارد؟
این سه مفهوم به یکدیگر مرتبط اند، اما نقش یکسانی ندارند. بخش مهمی از سردرگمی در پروژهها زمانی ایجاد میشود که «حاکمیت»، «مدیریت» و «پیادهسازی» به جای یکدیگر استفاده میشوند.
پیادهسازی BIM به ایجاد توان اجرایی BIM در سازمان یا پروژه مربوط است. انتخاب روشها و ابزارها، تدوین استانداردها، آموزش تیم، آمادهسازی Templateها و شکل دادن گردشکارهای جدید معمولاً بخشی از فرایند پیادهسازی هستند.
مدیریت BIM به هدایت فعالیتهای روزمره در چارچوب ایجاد شده مربوط میشود؛ مانند هماهنگی بین رشتهها، برنامهریزی تولید مدل، کنترل خروجیها، پیگیری مسائل و مدیریت تحویلها.
اما حاکمیت BIM یک سطح بالاتر قرار میگیرد و تعیین میکند این فعالیتها بر اساس چه قواعدی انجام شوند و اختیار تصمیم گیری در کجا قرار داشته باشد. حاکمیت مشخص میکند چه کسی میتواند یک استاندارد را تغییر دهد، چه کسی یک استثنا را تأیید کند، چه اطلاعاتی معتبر محسوب میشوند و در صورت اختلاف، تصمیم نهایی چگونه گرفته میشود.
به بیان ساده:
پیاده سازی، ساختار را ایجاد میکند؛ مدیریت، فعالیتها را هدایت میکند؛ حاکمیت، قواعد اختیار و کنترل را تعیین میکند.
این تفکیک اهمیت عملی دارد. ممکن است سازمانی BIM را بهخوبی پیاده سازی کرده باشد و مدیران توانمندی نیز داشته باشد، اما اگر حدود اختیار، مسیر تصمیم گیری و سازوکار پاسخ گویی مشخص نباشد، همچنان با اختلاف، دوباره کاری و تصمیمهای غیرقابل ردیابی روبهرو شود.
از کجا بفهمیم پروژه یا سازمان فاقد حاکمیت BIM است؟
نبود حاکمیت BIM همیشه به معنای نبود استاندارد،BEP یا مدیر BIM نیست. ممکن است همه این موارد وجود داشته باشند، اما تیم در زمان تصمیم گیری همچنان به توافقهای شفاهی، تجربه افراد یا دخالت مدیران ارشد وابسته باشد. نشانه اصلی ضعف حاکمیت زمانی ظاهر میشود که قواعد موجود نتوانند رفتار پروژه را به طور قابل پیش بینی کنترل کنند.
چند نشانه معمول عبارتاند از:
برای یک مسئله واحد، رشتههای مختلف تصمیمهای متفاوت میگیرند.
مشخص نیست چه کسی اختیار تأیید تغییر یا استثنا از استاندارد را دارد.
استانداردها وجود دارند، اما رعایت یا عدم رعایت آنها پیامد مشخصی ندارد.
نسخههای مختلف مدل یا مدارک هم زمان در گردش هستند و مرجع معتبر به روشنی قابل تشخیص نیست.
تصمیمهای مهم در جلسه یا پیام رسان گرفته میشوند، اما سابقه رسمی و قابل ردیابی ندارند.
BIM Manager یا BIM Coordinator ناچار است درباره موضوعاتی تصمیم بگیرد که اختیار رسمی آنها را ندارد.
با تغییر یک فرد کلیدی، بخشی از قواعد و روش تصمیم گیری پروژه عملاً از بین میرود.
وجود یک یا دو مورد لزوماً به معنای شکست کامل حاکمیت نیست؛ مسئله زمانی جدی میشود که این وضعیت به الگوی تکرارشونده تبدیل شود.
نشانه اصلی ضعف حاکمیت BIM این است که پاسخ سؤال «چه کسی، بر اساس چه قاعدهای، درباره این موضوع تصمیم میگیرد؟» در پروژه روشن نباشد.
چارچوب حاکمیت BIM از چه اجزایی تشکیل میشود؟
چارچوب حاکمیت BIM باید مشخص کند چه چیزی در پروژه یا سازمان کنترل میشود و این کنترل توسط چه سازوکاری انجام میگیرد. اگر این چارچوب فقط به فهرستی از نقشها، استانداردها و فرمها محدود شود، در عمل تفاوت چندانی با مجموعهای از دستورالعملهای پراکنده نخواهد داشت.
یک چارچوب مؤثر معمولاً پنج حوزه اصلی را پوشش میدهد:
نقش و مسئولیت: چه کسی مسئول انجام هر فعالیت است و در برابر نتیجه آن پاسخ گوست.
اختیار و تصمیم گیری: چه کسی میتواند درباره استانداردها، روشها، تغییرات و استثناها تصمیم بگیرد.
قواعد و الزامات: چه استانداردها، الزامات قراردادی و روشهای اجرایی باید رعایت شوند.
اطلاعات و مرجعیت: کدام اطلاعات معتبر هستند، چگونه بازبینی و منتشر میشوند و نسخه مرجع چگونه مشخص میشود.
کنترل و پاسخ گویی: انحراف از قواعد، تغییرات، اختلافها و تصمیمها چگونه ثبت، بررسی و پیگیری میشوند.
این اجزا باید به یکدیگر متصل باشند. برای مثال، تعیین یک استاندارد بدون مشخص کردن مسئول کنترل آن کافی نیست؛ همانطور که تعریف مسئول بدون اعطای اختیار لازم برای تصمیم گیری ، مسئولیت را عملاً بیاثر میکند.
حاکمیت BIM زمانی شکل میگیرد که نقش، اختیار، قاعده، اطلاعات و پاسخ گویی در یک ساختار منسجم به هم متصل شوند.
ابزارها، نرمافزارها،BEP یا CDE میتوانند اجرای این ساختار را پشتیبانی کنند، اما خود آنها جایگزین چارچوب حاکمیت نیستند.
چه کسی در BIM حق تصمیم دارد و چه کسی مسئول اجراست؟
یکی از خطاهای رایج در پروژههای BIM این است که «مسئول انجام کار» با «صاحب اختیار تصمیم» یکسان فرض میشود. ممکن است BIM Coordinator مسئول بررسی مدلها باشد، اما این به آن معنا نیست که اختیار تغییر استاندارد پروژه یا تأیید یک استثنا را نیز داشته باشد.
در حاکمیت BIM باید حداقل سه مفهوم از یکدیگر تفکیک شوند:
مسئول اجرا: فرد یا تیمی که فعالیت را انجام میدهد.
صاحب اختیار: نقشی که حق تأیید، رد یا تغییر یک تصمیم را دارد.
پاسخگو: نقشی که باید در برابر نتیجه نهایی توضیح دهد و مسئول پیامد تصمیم است.
برای نمونه، یک تیم معماری ممکن است پیشنهاد تغییر روش نامگذاری Familyها را مطرح کند و BIM Manager اثر آن را بررسی کند، اما تأیید نهایی میتواند در اختیار مدیر BIM سازمان یا مدیر پروژه باشد. اگر این مرزها از قبل مشخص نباشند، تصمیمها یا بیش از حد متمرکز میشوند یا به صورت غیررسمی میان افراد توزیع میشوند.
تعریف نقش بدون تعریف حدود اختیار، حاکمیت ایجاد نمیکند.
چارچوب حاکمیت باید برای موضوعات کلیدی مشخص کند چه کسی پیشنهاد میدهد، چه کسی بررسی میکند، چه کسی تصمیم میگیرد و چه کسی مسئول اجرای تصمیم است. این موضوع میتواند شامل استانداردها، روشهای مدلسازی، مختصات مشترک، انتشار اطلاعات، تأیید خروجیها، حل اختلاف بین رشتهها و پذیرش استثناها باشد.
هدف این ساختار افزایش سلسله مراتب نیست؛ هدف این است که تصمیمها در سطح مناسب گرفته شوند و مسئولیت آنها بعداً قابل تشخیص باشد.
تصمیمها، تغییرات و استثناها در BIM چگونه کنترل میشوند؟
در پروژههای BIM، بسیاری از مشکلات از خود تغییر ایجاد نمیشوند؛ از این ایجاد میشوند که تغییر بدون مسیر مشخص تصمیم گیری انجام میشود. یک تیم ممکن است روش مدلسازی را تغییر دهد، از یک استاندارد عدول کند یا ساختار اطلاعات را اصلاح کند، بدون آنکه اثر این تصمیم بر سایر رشتهها و خروجیها به طور رسمی بررسی شده باشد.
چارچوب حاکمیت باید برای تصمیمها، تغییرات و استثناها یک مسیر مشخص تعریف کند:
موضوع یا نیاز به تغییر ثبت شود.
اثر آن بر مدلها، اطلاعات، زمان و سایر تیمها بررسی شود.
نقش صاحب اختیار مشخص باشد.
تصمیم تأیید، رد یا برای بررسی بیشتر ارجاع شود.
نتیجه و دلیل تصمیم ثبت شود.
در صورت تأیید، افراد و اسناد تحت تأثیر بهروزرسانی شوند.
استثنا از استاندارد نیز باید همین منطق را داشته باشد. اگر یک تیم به دلیل شرایط خاص پروژه نتواند یک قاعده را رعایت کند، نباید صرفاً آن را نادیده بگیرد. باید مشخص باشد چه کسی میتواند استثنا را تأیید کند و این تصمیم تا چه محدوده و مدتی معتبر است.
در اختلافهای بینرشتهای نیز لازم است مسیر ارجاع و تصمیم نهایی از قبل تعیین شده باشد. همه اختلافها نباید مستقیماً به بالاترین سطح مدیریت منتقل شوند.
هدف کنترل تغییر، جلوگیری از تغییر نیست؛ هدف این است که تغییر آگاهانه، مجاز و قابل ردیابی باشد.
اطلاعات معتبر چگونه تعریف، منتشر و قابل ردیابی میشوند؟
در محیط BIM، صرف وجود یک مدل یا فایل به معنای معتبر بودن آن نیست. ممکن است چند نسخه از یک مدل هم زمان در گردش باشند، بخشی از اطلاعات هنوز در حال توسعه باشد یا فایلی برای هماهنگی داخلی استفاده شود اما هنوز مجوز استفاده رسمی در پروژه را نداشته باشد.
حاکمیت BIM باید مشخص کند اطلاعات در چه شرایطی معتبر محسوب میشوند و چگونه از یک وضعیت به وضعیت دیگر منتقل میشوند. این فرایند معمولاً شامل تولید، بازبینی، تأیید، انتشار و نگهداری سابقه اطلاعات است.
برای هر نوع اطلاعات باید روشن باشد:
چه کسی آن را تولید میکند.
چه کسی مسئول بازبینی آن است.
چه کسی اجازه انتشار دارد.
وضعیت و نسخه معتبر چگونه مشخص میشود.
نسخههای قبلی چگونه از گردش خارج میشوند.
سابقه تغییرات و تصمیمهای مرتبط چگونه قابل ردیابی باقی میماند.
در این ساختار، ارسال یک فایل با انتشار رسمی اطلاعات یکسان نیست. ممکن است مدلی برای بررسی بین رشتهها به اشتراک گذاشته شود، اما هنوز مبنای طراحی، اجرا یا تحویل نباشد.
محیط داده مشترک یا CDE میتواند این فرایند را با کنترل وضعیت اطلاعات، نسخهها، دسترسیها و مسیر انتشار پشتیبانی کند؛ اما وجود CDE به تنهایی حاکمیت اطلاعات ایجاد نمیکند. ابتدا باید قواعد اعتبار و انتشار مشخص باشند و سپس ابزار آنها را اجرا کند.
اطلاعات زمانی قابل اتکا هستند که علاوه بر محتوا، وضعیت، مرجع تأیید و سابقه آنها نیز مشخص باشد.
BEP، استانداردها و گردشکارها چگونه قواعد حاکمیت را اجرایی میکنند؟
حاکمیت BIM قواعد را تعریف میکند، اما این قواعد باید به اسناد و فرایندهایی تبدیل شوند که تیم بتواند هر روز از آنها استفاده کند. BEP، استانداردها و گردشکارها ابزارهایی هستند که این تبدیل را انجام میدهند.
BEP مشخص میکند الزامات BIM پروژه چگونه اجرا میشوند، نقشها چگونه توزیع شدهاند، تحویلها چه ساختاری دارند و هماهنگی و تبادل اطلاعات از چه مسیری انجام میشود.
استانداردها قواعد تکرارشونده را مشخص میکنند؛ مانند نامگذاری، ساختار پارامترها، سطح اطلاعات، روش مدلسازی یا کنترل کیفیت.
گردشکارها نیز نشان میدهند یک فعالیت از شروع تا تأیید و انتشار چه مراحلی را طی میکند و در هر مرحله چه کسی مسئول است.
با این حال، هیچ کدام به تنهایی معادل حاکمیت نیستند. یک استاندارد ممکن است بگوید فایلها چگونه نامگذاری شوند، اما حاکمیت باید مشخص کند چه کسی این قاعده را تعیین میکند، چه کسی رعایت آن را کنترل میکند و چه کسی اختیار تأیید استثنا را دارد.BEP نیز ممکن است مسئولیتها را ثبت کند، اما اگر حدود اختیار و مسیر تصمیم گیری روشن نباشد، صرف وجود سند مشکل را حل نمیکند.
حاکمیت مشخص میکند چه چیزی و توسط چه کسی کنترل شود؛ BEP، استانداردها و گردشکارها این کنترل را به روش اجرایی تبدیل میکنند.
زمانی که این دو سطح با یکدیگر هماهنگ باشند، قواعد حاکمیت از متن اسناد خارج میشوند و در رفتار واقعی پروژه قابل مشاهده خواهند بود.
حاکمیت BIM در سطح سازمان و پروژه چگونه به یکدیگر متصل میشوند؟
حاکمیت BIM میتواند در دو سطح شکل بگیرد: سطح سازمان و سطح پروژه. این دو سطح باید از یکدیگر متمایز باشند، اما جدا از هم عمل نکنند.
در سطح سازمان، قواعدی تعریف میشوند که قرار است در چند پروژه تکرار شوند؛ مانند ساختار نقشهای BIM، استانداردهای پایه، روش نامگذاری، الزامات کنترل کیفیت، سطح اختیارات، الگوهای مستندسازی و قواعد کلی مدیریت اطلاعات. این قواعد بخشی از شیوه کار پایدار سازمان هستند و نباید با شروع هر پروژه از نو ساخته شوند.
در سطح پروژه، همین چارچوب با شرایط واقعی پروژه تطبیق داده میشود. الزامات کارفرما، ساختار قرارداد، ترکیب تیمها، BEP، محیط داده، مراحل تحویل و محدودیتهای فنی ممکن است باعث شوند بعضی قواعد دقیقتر، محدودتر یا متفاوت تعریف شوند.
مسئله زمانی ایجاد میشود که این دو سطح از یکدیگر جدا شوند. اگر هر پروژه قواعد خودش را از صفر ایجاد کند، سازمان تجربه و استاندارد مشترک نمیسازد. در مقابل، اگر قواعد سازمانی بدون توجه به قرارداد و شرایط پروژه تحمیل شوند، ممکن است در عمل قابل اجرا نباشند.
حاکمیت پروژه باید بر پایه حاکمیت سازمانی شکل بگیرد، اما متناسب با نیازهای همان پروژه تنظیم شود.
این ارتباط باعث میشود تجربه پروژهها به سازمان بازگردد و در پروژههای بعدی استفاده شود؛ در نتیجه، حاکمیت BIM به تدریج از مجموعهای از تصمیمهای پروژهای به یک قابلیت پایدار سازمانی تبدیل میشود.
چگونه چارچوب حاکمیت BIM را طراحی و پیادهسازی کنیم؟
طراحی حاکمیت BIM نباید با انتخاب فرم، نرمافزار یا حتی تهیه یک ماتریس مسئولیت آغاز شود. نقطه شروع، شناخت نحوه واقعی تصمیم گیری و کنترل در سازمان یا پروژه است. باید مشخص شود اکنون چه تصمیمهایی گرفته میشوند، چه کسانی در آنها نقش دارند و در کجا بیشترین ابهام یا تداخل اختیار وجود دارد.
یک مسیر عملی برای طراحی چارچوب حاکمیت میتواند شامل این مراحل باشد:
شناسایی تصمیمهای کلیدی و نقاط پرریسک در فرایند BIM.
مشخص کردن نقشها، مسئولیتها و حدود اختیار.
تعریف قواعد مربوط به تغییر، استثنا، انتشار و مرجعیت اطلاعات.
تبدیل این قواعد به BEP، استانداردها و گردشکارهای قابل اجرا.
آزمون چارچوب در یک پروژه واقعی یا پایلوت.
بررسی انحرافها، اختلافها و نقاطی که قواعد در عمل جواب نمیدهند.
اصلاح ساختار و تثبیت آن در سطح پروژه یا سازمان.
این فرایند باید بر اساس ساختار واقعی شرکت انجام شود. کپیکردن یک BEP، ماتریس RACI یا دستورالعمل سازمان دیگر معمولاً کافی نیست، زیرا روابط قراردادی، اندازه تیم، ساختار مدیریتی و سطح بلوغ BIM در هر مجموعه متفاوت است.
چارچوب حاکمیت زمانی ارزشمند است که بتواند در شرایط واقعی پروژه تصمیم گیری را هدایت کند، نه فقط در اسناد رسمی درست به نظر برسد.
به همین دلیل، طراحی و پیاده سازی حاکمیت معمولاً یک فرایند تکرارشونده است: قواعد تعریف میشوند، در عمل آزموده میشوند و بر اساس تجربه واقعی تیم بهبود پیدا میکنند.
اثربخشی حاکمیت BIM را چگونه میتوان سنجید؟
اثربخشی حاکمیت BIM را نباید فقط با تعداد استانداردها، فرمها یا جلسات سنجید. ممکن است یک سازمان مجموعه بزرگی از اسناد داشته باشد، اما تصمیمها همچنان شفاهی گرفته شوند، حدود اختیار مبهم بماند و تیمها برای تشخیص نسخه معتبر اطلاعات به افراد خاص وابسته باشند.
معیار اصلی باید این باشد که چارچوب حاکمیت تا چه حد توانسته رفتار پروژه را قابل پیش بینی، قابل کنترل و قابل ردیابی کند.
نشانههای یک چارچوب مؤثر میتوانند شامل این موارد باشند:
برای تصمیمهای کلیدی، صاحب اختیار مشخص است.
اختلافهای مربوط به مسئولیت یا حدود اختیار کاهش یافتهاند.
تغییرات و استثناها بدون تأیید رسمی وارد فرایند نمیشوند.
نسخه معتبر اطلاعات بهسادگی قابل تشخیص است.
تصمیمهای مهم سابقه مشخص و قابل پیگیری دارند.
انحراف از استانداردها قابل مشاهده است و بدون مسئول باقی نمیماند.
وابستگی پروژه به حافظه یا حضور افراد کلیدی کاهش یافته است.
انتقال تجربه و قواعد بین پروژهها سادهتر شده است.
در پروژههای بالغتر میتوان این وضعیت را با شاخصهای کمی نیز دنبال کرد؛ مانند زمان لازم برای تأیید تصمیمها، تعداد استثناهای بدون مجوز، دفعات استفاده از نسخه نامعتبر یا تعداد مسائل تکرارشونده ناشی از ابهام مسئولیت.
حاکمیت BIM زمانی مؤثر است که تیم برای فهمیدن «چه کسی باید چه تصمیمی بگیرد» نیاز به مذاکره دوباره نداشته باشد.
هدف نهایی، افزایش حجم کنترل نیست؛ کاهش ابهام و افزایش قابلیت اتکای اجرای BIM است.
جمعبندی
حاکمیت BIM زمانی ناموفق است که به مجموعهای از فرمها، جلسات و تأییدهای غیرضروری تبدیل شود. هدف آن ایجاد کنترل بیشتر به هر قیمت نیست؛ هدف این است که تصمیمهای مهم در جای درست گرفته شوند، مسئولیتها مبهم نباشند و اطلاعات قابل اتکا باقی بمانند.
در یک چارچوب مناسب، همه تصمیمها به سطح مدیریت ارشد منتقل نمیشوند و برای هر فعالیت نیز فرایند پیچیدهای تعریف نمیشود. موضوعات روزمره باید در همان سطح اجرایی حل شوند و تنها تصمیمهایی که بر استانداردها، تعهدات، اطلاعات مرجع یا سایر تیمها اثر جدی دارند، وارد مسیر رسمی تأیید یا ارجاع شوند.
بنابراین حاکمیت خوب معمولاً باید باعث کاهش اصطکاک شود، نه افزایش آن. وقتی حدود اختیار روشن باشد، تیمها برای هر مسئله منتظر تصمیم یک فرد خاص نمیمانند. وقتی مسیر تغییر و استثنا مشخص باشد، اختلافها کوتاهتر میشوند. وقتی مرجع اطلاعات روشن باشد، زمان کمتری صرف تشخیص نسخه معتبر میشود.
حاکمیت BIM زمانی ارزش ایجاد میکند که تصمیم گیری را روشنتر، سریعتر و قابل ردیابیتر کند.
در نهایت، کیفیت یک چارچوب حاکمیت با تعداد اسناد آن سنجیده نمیشود؛ با این سنجیده میشود که آیا تیم میداند چه چیزی باید کنترل شود، چه کسی اختیار تصمیم دارد، بر اساس چه قاعدهای تصمیم گرفته میشود و نتیجه آن چگونه قابل پیگیری است.
