پرش به محتوا
مقاله تحلیلی14 دقیقه مطالعه

در پیاده‌سازی BIM چه نقش‌ها و مسئولیت‌هایی باید در شرکت تعریف شوند؟

در پیاده‌سازی BIM چه نقش‌ها، مسئولیت‌ها، اختیارات و مسیرهای تصمیم گیری باید تعریف شوند و مرز مسئولیت BIM با مسئولیت فنی رشته‌ها کجاست؟

متن مقاله

مقدمه

پیاده‌سازی BIM زمانی پایدار می‌شود که مسئولیت‌ها فقط در قالب عنوان شغلی تعریف نشوند، بلکه اختیار، مرز تصمیم گیری و مسیر ارجاع هر نقش نیز روشن باشد. داشتن چند کاربر حرفه‌ای Revit یا حتی یک BIM Manager به‌تنهایی ساختار سازمانی BIM ایجاد نمی‌کند. این مقاله توضیح می‌دهد چه نقش‌هایی باید متناسب با اندازه و پیچیدگی شرکت تعریف شوند، مسئولیت BIM چگونه از مسئولیت تخصصی رشته‌ها جدا می‌شود و چگونه می‌توان از مسئولیت‌های مبهم یا بدون اختیار جلوگیری کرد.

داشتن تیم Revit به معنی داشتن ساختار BIM نیست

یک شرکت ممکن است چندین کاربر حرفه‌ای Revit، مدل‌ساز باتجربه، Template، Family Library و حتی BEP داشته باشد، اما همچنان ساختار BIM مشخصی نداشته باشد. مسئله زمانی آشکار می‌شود که فرایند از حالت عادی خارج شود و لازم باشد کسی تصمیم بگیرد.

اگر یک مدل با استاندارد شرکت تطابق نداشته باشد، چه کسی اختیار رد کردن آن را دارد؟ اگر یکی از اعضای تیم بخواهد Template را تغییر دهد، چه کسی باید این تغییر را بررسی و تأیید کند؟ اگر میان دو رشته درباره روش مدل‌سازی یا نحوه هماهنگی اختلاف ایجاد شود، تصمیم نهایی با چه کسی است؟ و اگر یک پروژه به دلایل فنی یا زمانی نتواند دقیقاً مطابق استاندارد داخلی شرکت پیش برود، چه کسی می‌تواند استثنا را بپذیرد؟

در بسیاری از شرکت‌ها پاسخ این پرسش‌ها در اسناد BIM نوشته نشده است. در نتیجه، تصمیم‌ها بر اساس تجربه افراد، روابط سازمانی یا شرایط همان پروژه گرفته می‌شوند. استاندارد وجود دارد، اما معلوم نیست چه کسی مسئول اجرای آن است و چه کسی اختیار تغییر یا استثنا از آن را دارد.

داشتن ابزار و دستورالعمل فقط بخشی از پیاده‌سازی BIM است. بخش دیگر، مشخص کردن مالکیت تصمیم‌ها، کنترل‌ها و خروجی‌هاست.

وقتی مسئولیت مشخص نیست، استاندارد به توصیه تبدیل می‌شود.

ساختار BIM از جایی آغاز می‌شود که برای هر بخش از فرایند بتوان مشخص کرد چه کسی کار را انجام می‌دهد، چه کسی نتیجه را کنترل می‌کند و چه کسی اختیار تصمیم نهایی را دارد.

نقش BIM با سمت سازمانی یکسان نیست

در پیاده‌سازی BIM، ابتدا باید نقش‌ها و مسئولیت‌ها تعریف شوند و بعد مشخص شود هر نقش را چه کسی در سازمان بر عهده می‌گیرد. این دو موضوع یکسان نیستند.

برای مثال، یک شرکت کوچک لزوماً به فردی با عنوان رسمی BIM Manager نیاز ندارد. ممکن است مدیر فنی، یک معمار ارشد یا یکی از اعضای باتجربه تیم بخشی از مسئولیت‌های مدیریت BIM را بر عهده بگیرد. در یک شرکت بزرگ‌تر، همین مسئولیت‌ها ممکن است میان BIM Manager،BIM Coordinator و سرپرستان رشته‌ها تقسیم شوند.

بنابراین نقطه شروع نباید طراحی یک چارت سازمانی پر از عنوان‌های BIM باشد. ابتدا باید مشخص شود چه وظایفی در فرایند وجود دارد؛ مانند:

  • تعریف و نگهداری استانداردهای BIM

  • کنترل اجرای آن‌ها در پروژه

  • هماهنگی بین رشته‌ها

  • کنترل کیفیت مدل و اطلاعات

  • تأیید تغییرات و استثناها

  • ارجاع مسائل حل‌نشده به سطح بالاتر

بعد می‌توان هر مسئولیت را متناسب با اندازه شرکت، ساختار تیم و نوع پروژه به افراد موجود یا نقش‌های جدید واگذار کرد.

این نگاه یک مزیت مهم دارد: شرکت مجبور نیست برای هر مسئولیت یک سمت جدید ایجاد کند، اما در عین حال هیچ مسئولیتی بدون صاحب باقی نمی‌ماند.

در ساختار BIM، ابتدا باید مسئولیت تعریف شود و سپس عنوان سازمانی برای آن پیدا شود؛ نه برعکس.

این تفکیک کمک می‌کند ساختار BIM متناسب با واقعیت سازمان طراحی شود، نه بر اساس یک الگوی ثابت و تقلیدی.

مسئولیت بدون اختیار، مسئولیت واقعی نیست

در بسیاری از ساختارهای BIM، مسئولیت‌ها روی کاغذ تعریف می‌شوند اما اختیار لازم برای اجرای آن‌ها مشخص نیست. نتیجه این است که فردی ظاهراً مسئول کنترل یک فرایند است، اما عملاً نمی‌تواند درباره آن تصمیم بگیرد یا اجرای اصلاحات را الزام‌آور کند.

برای مثال، اگر BIM Coordinator مسئول کنترل رعایت استانداردهای پروژه است، باید مشخص باشد آیا می‌تواند مدل ناسازگار را برای اصلاح بازگرداند یا فقط می‌تواند مشکل را گزارش کند. اگر BIM Manager مسئول نگهداری استانداردهای شرکت است، باید معلوم باشد چه تغییراتی را می‌تواند مستقیماً اعمال کند و کدام تغییرها نیاز به تأیید سطح بالاتر دارند.

به همین دلیل باید میان چند مفهوم تفاوت گذاشت:

  • انجام فعالیت: چه کسی کار را انجام می‌دهد؟

  • مسئولیت: چه کسی باید مطمئن شود کار انجام شده است؟

  • اختیار: چه کسی می‌تواند اصلاح، توقف، تأیید یا تغییر را الزام کند؟

  • پاسخ‌گویی: چه کسی در نهایت درباره نتیجه باید توضیح بدهد؟

اگر این مرزها روشن نباشند، نقش‌های BIM به ‌راحتی به نقش‌های تشریفاتی تبدیل می‌شوند. فرد مشکل را تشخیص می‌دهد، اما امکان اصلاح آن را ندارد؛ مسئول کنترل کیفیت است، اما نمی‌تواند خروجی نامناسب را متوقف کند.

مسئولیت زمانی معنا دارد که با اختیار متناسب و مسیر روشن پاسخ‌گویی همراه باشد.

در یک ساختار BIM قابل اتکا، برای هر مسئولیت باید مشخص باشد فرد تا کجا اختیار دارد و از چه نقطه‌ای به بعد باید موضوع را به سطح بالاتر ارجاع دهد.

مرجع تصمیم گیری BIM در سازمان چگونه تعریف می‌شود؟

در هر ساختار BIM باید مشخص باشد تصمیم‌های مهم در چه سطحی گرفته می‌شوند. همه مسائل را نمی‌توان به BIM Coordinator یا حتی BIM Manager واگذار کرد، زیرا بخشی از تصمیم‌ها مستقیماً به سیاست‌های سازمان، منابع، برنامه پروژه یا مسئولیت‌های فنی مربوط می‌شوند.

برای مثال، ممکن است یک پروژه نیازمند تغییر در روش استاندارد مدل‌سازی شرکت باشد، اجرای یک الزام BIM با برنامه زمانی پروژه تعارض پیدا کند یا میان دو رشته درباره نحوه تحویل اطلاعات اختلاف ایجاد شود. در چنین شرایطی صرفاً تشخیص مسئله کافی نیست؛ باید مرجع تصمیم گیری مشخص باشد.

این مرجع لزوماً یک سمت با عنوان «مسئول تصمیم گیری BIM» نیست. بسته به ساختار شرکت، ممکن است این اختیار در اختیار مدیر فنی، مدیر پروژه، BIM Manager، مدیر واحد طراحی یا ترکیبی از این نقش‌ها باشد.

مهم این است که برای تصمیم‌های مختلف، سطح اختیار از قبل روشن باشد. برای نمونه:

  • چه کسی تغییر در استاندارد داخلی را تأیید می‌کند؟

  • چه کسی اجازه استثنا از یک الزام را می‌دهد؟

  • چه کسی درباره اختلاف میان نیاز پروژه و استاندارد سازمان تصمیم می‌گیرد؟

  • چه کسی می‌تواند یک روش اجرایی جدید را به رویه رسمی شرکت تبدیل کند؟

هر مسئولیت BIM باید به یک مرجع تصمیم گیری مشخص متصل باشد.

اگر این سطح تعریف نشده باشد، مسائل یا بدون تصمیم باقی می‌مانند، یا به‌صورت موردی و غیررسمی حل می‌شوند؛ و در هر دو حالت، ساختار BIM به افراد وابسته می‌شود نه به یک فرایند قابل اتکا.

مالکیت سیستم BIM و استانداردها باید مشخص باشد

داشتن Template، Family Library، استاندارد نام‌گذاری یا دستورالعمل مدل‌سازی به‌ تنهایی کافی نیست. هر یک از این اجزا باید مالک مشخصی داشته باشند؛ یعنی فرد یا نقشی که مسئول اعتبار، نگهداری و تغییر کنترل‌شده آن‌ها باشد.

در بسیاری از شرکت‌ها فایل‌های استاندارد وجود دارند، اما معلوم نیست چه کسی اجازه دارد آن‌ها را تغییر دهد. در نتیجه،Template به‌ مرور توسط افراد مختلف ویرایش می‌شود، Familyها بدون کنترل وارد پروژه می‌شوند و روش‌های کاری بین پروژه‌ها متفاوت می‌شوند. در چنین شرایطی، چیزی که باید استاندارد سازمانی باشد به مجموعه‌ای از عادت‌های شخصی تبدیل می‌شود.

مالکیت سیستم BIM می‌تواند شامل این موارد باشد. زمان و نحوه تدوین و تثبیت این منابع در مقاله استانداردها، Templateها و گردش‌کارهای BIM در چه مرحله‌ای باید تدوین شوند؟ بررسی شده است:

  • Revit Template

  • Family Library

  • Shared Parameters

  • استانداردهای نام‌گذاری

  • ساختار مدل و فایل

  • روش‌های هماهنگی

  • الزامات کنترل کیفیت

  • گردش‌کارهای BIM

  • روش ثبت و مدیریت تغییرات

در بسیاری از سازمان‌ها این مسئولیت به BIM Manager واگذار می‌شود، اما عنوان فرد مهم‌تر از حدود مسئولیت او نیست.

همچنین باید میان مالکیت BIM و مالکیت فنی رشته تفاوت گذاشت. BIM Manager ممکن است مسئول استاندارد مدل‌سازی باشد، اما مسئول صحت محاسبات سازه یا طراحی تأسیسات نیست. آن مسئولیت همچنان متعلق به سرپرست رشته مربوطه است. مقاله آیا مدیر BIM جایگزین مدیران دیسیپلین می‌شود؟ این مرز را از زاویه اختیار تصمیم گیری، تعارض میان نقش‌ها و مسیر ارجاع اختلاف‌ها بررسی می‌کند.

مالک استاندارد کسی نیست که فقط فایل آن را نگهداری می‌کند؛ کسی است که مسئول اعتبار، تغییر کنترل‌شده و اجرای آن است.

وقتی مالکیت مشخص باشد، تغییرات قابل ردیابی می‌شوند و استانداردها بین پروژه‌ها ثبات بیشتری پیدا می‌کنند.

هماهنگی BIM در سطح پروژه چه مسئولیتی دارد؟

استانداردهای BIM در سطح سازمان تعریف می‌شوند، اما ارزش آن‌ها زمانی مشخص می‌شود که در یک پروژه واقعی اجرا شوند. پروژه پایلوت BIM یکی از محیط‌های اصلی برای آزمودن همین ساختار در شرایط واقعی است. اینجاست که نقش هماهنگی BIM اهمیت پیدا می‌کند.

BIM Coordinator یا فردی که این وظیفه را بر عهده دارد، باید بین الزامات سازمان و فعالیت روزمره تیم پروژه ارتباط برقرار کند. مسئولیت او معمولاً شامل کنترل اجرای روش‌های توافق‌شده، هماهنگی مدل‌ها، پیگیری مسائل بین ‌رشته‌ای و شناسایی انحراف از استانداردهاست.

این نقش می‌تواند شامل فعالیت‌هایی مانند موارد زیر باشد:

  • کنترل ساختار و وضعیت مدل‌های پروژه

  • بررسی رعایت الزامات BIM

  • هماهنگی بین مدل‌های رشته‌های مختلف

  • ثبت و پیگیری مسائل هماهنگی

  • کنترل آماده‌بودن مدل برای جلسات یا تحویل

  • ارجاع مسائل حل‌نشده به سطح مناسب

اما یک مرز مهم باید روشن باشد:

هماهنگ‌کننده BIM مسئول هماهنگ‌کردن فرایند است، نه گرفتن تمام تصمیم‌های طراحی.

برای مثال، اگر میان معماری و سازه تعارضی وجود داشته باشد،BIM Coordinator می‌تواند مسئله را شناسایی، مستند و پیگیری کند؛ اما تصمیم نهایی درباره تغییر طرح باید توسط مسئولان فنی مربوطه گرفته شود.

اگر این مرز مشخص نباشد،BIM Coordinator به‌تدریج به مسئول تمام مشکلات پروژه تبدیل می‌شود؛ حتی مشکلاتی که در اصل فنی، مدیریتی یا طراحی هستند.

بنابراین نقش هماهنگی BIM باید هم دامنه مسئولیت مشخص داشته باشد و هم مسیر ارجاع روشن. این موضوع باعث می‌شود مسائل در سطح مناسب حل شوند و مسئولیت‌های فنی میان اعضای تیم جابه‌جا نشوند.

مرز مسئولیت فنی رشته و مسئولیت BIM کجاست؟

یکی از خطاهای رایج در پیاده‌سازی BIM این است که به ‌تدریج مسئولیت‌های فنی پروژه به تیم BIM منتقل می‌شوند. چون BIM Coordinator یا BIM Manager مدل‌ها را کنترل می‌کند، ممکن است این تصور شکل بگیرد که او مسئول صحت تمام اطلاعات موجود در مدل نیز هست. این برداشت درست نیست.

باید میان مسئولیت فنی رشته و مسئولیت BIM تفاوت روشنی وجود داشته باشد.

سرپرست هر رشته همچنان مسئول صحت طراحی، انطباق فنی و کامل‌بودن اطلاعات تخصصی آن رشته است. برای مثال، مسئولیت درست‌بودن سیستم سازه، جانمایی تجهیزات مکانیکی یا تصمیم‌های معماری با تیم فنی همان رشته باقی می‌ماند.

در مقابل، مسئولیت BIM بیشتر به نحوه تولید، ساختاردهی، هماهنگی و کنترل اطلاعات مربوط است. برای مثال:

  • آیا مدل طبق ساختار توافق‌شده تهیه شده است؟

  • آیا Naming و پارامترها رعایت شده‌اند؟

  • آیا مدل برای هماهنگی آماده است؟

  • آیا مسائل ثبت و پیگیری شده‌اند؟

  • آیا خروجی مطابق گردش‌کار تعیین‌شده تولید شده است؟

Model Author نیز مسئول اجرای صحیح مدلسازی، رعایت استانداردها و گزارش مشکلاتی است که خارج از حدود اختیار او قرار دارند.

BIM مسئولیت فنی رشته را حذف نمی‌کند؛ فقط روش تولید، کنترل و هماهنگی اطلاعات را ساختارمند می‌کند.

اگر این مرز روشن نباشد، تیم BIM به‌تدریج به محل انتقال مسئولیت‌های دیگران تبدیل می‌شود و پاسخ‌گویی واقعی در پروژه تضعیف می‌شود.

کنترل، تأیید و انتشار اطلاعات سه مسئولیت متفاوت‌اند

در بسیاری از پروژه‌ها، «کنترل مدل»، «تأیید مدل» و «انتشار مدل» عملاً یک فعالیت در نظر گرفته می‌شوند؛ در حالی که این سه مرحله هدف و مسئولیت یکسانی ندارند.

کنترل یعنی بررسی شود که مدل یا اطلاعات با الزامات فنی و BIM مطابقت دارند. این کنترل می‌تواند در چند سطح انجام شود؛ از بررسی اولیه توسط Model Author تا کنترل فنی توسط سرپرست رشته و کنترل انطباق با استانداردهای BIM توسط BIM Coordinator.

تأیید مرحله‌ای متفاوت است. در این مرحله، فرد دارای اختیار اعلام می‌کند که اطلاعات برای استفاده موردنظر قابل قبول هستند. بنابراین کسی که مدل را کنترل می‌کند لزوماً همان کسی نیست که اختیار تأیید آن را دارد.

انتشار نیز باید به ‌عنوان یک اقدام رسمی دیده شود. مدل یا مدرکی که برای هماهنگی داخلی استفاده می‌شود با خروجی‌ای که به‌ عنوان نسخه معتبر برای تیم‌های دیگر، کارفرما یا اجرا منتشر می‌شود یکسان نیست.

یک ساختار ساده می‌تواند چنین باشد:

  • Model Author: کنترل اولیه

  • Discipline Lead: کنترل و تأیید فنی

  • BIM Coordinator:‌ کنترل انطباق با الزامات BIM

  • مرجع مجاز: تأیید نهایی

  • مسئول انتشار: انتشار نسخه معتبر

کنترل، تأیید و انتشار نباید فقط به این دلیل که روی یک فایل انجام می‌شوند، یک مسئولیت واحد تلقی شوند.

تفکیک این مراحل باعث می‌شود مشخص باشد چه کسی اطلاعات را بررسی کرده، چه کسی آن را پذیرفته و چه کسی اجازه داده است به‌عنوان نسخه معتبر وارد گردش رسمی پروژه شود.

برای اختلاف‌ها و استثناها باید مسیر ارجاع مشخص باشد

هیچ استاندارد یا گردش‌کاری نمی‌تواند تمام شرایط پروژه را از قبل پیش‌بینی کند. در اجرا ممکن است یک الزام با محدودیت فنی پروژه سازگار نباشد، دو رشته درباره روش حل یک مسئله اختلاف داشته باشند یا شرایط زمانی پروژه نیازمند تصمیمی خارج از روال معمول باشد.

در چنین شرایطی، مسئله نباید با یک راه‌حل موقت و غیررسمی بسته شود. باید مشخص باشد تصمیم از چه مسیری به سطح بالاتر ارجاع داده می‌شود و چه کسی اختیار پذیرش استثنا یا تغییر روش را دارد.

برای مثال:

  • مسئله مدلسازی می‌تواند ابتدا توسط Model Author و سرپرست رشته بررسی شود.

  • اختلاف بین ‌رشته‌ای می‌تواند به BIM Coordinator ارجاع شود.

  • تغییر در استاندارد یا Workflow ممکن است نیازمند تصمیم BIM Manager باشد.

  • تعارض میان الزامات BIM و برنامه یا محدودیت‌های پروژه ممکن است به مدیر پروژه یا مدیریت فنی برسد.

نکته مهم این است که ارجاع مسئله نشانه ضعف ساختار نیست. برعکس، یک ساختار بالغ دقیقاً مشخص می‌کند چه مسائلی در هر سطح قابل حل هستند و چه زمانی باید به سطح بالاتر منتقل شوند.

استثنا زمانی خطرناک می‌شود که بدون مرجع تصمیم گیری، بدون ثبت و بدون اثرگذاری بر استانداردهای آینده باقی بماند.

اگر یک استثنا بارها در پروژه‌های مختلف تکرار شود، دیگر صرفاً یک مسئله موردی نیست؛ ممکن است نشان دهد استاندارد،Template یا گردش‌کار سازمان نیاز به بازنگری دارد. به همین دلیل مسیر ارجاع باید فقط به حل مسئله ختم نشود، بلکه امکان یادگیری و اصلاح سیستم BIM را نیز فراهم کند.

ماتریس مسئولیت BIM چگونه این ساختار را رسمی می‌کند؟

تا زمانی که نقش‌ها و حدود اختیار فقط به‌ صورت شفاهی مشخص باشند، ساختار BIM همچنان به افراد وابسته است. برای تبدیل این توافق‌ها به یک روش اجرایی قابل اتکا، بهتر است مسئولیت فعالیت‌های اصلی BIM در یک ماتریس مشخص ثبت شود.

هدف ماتریس مسئولیت این نیست که سازمان را پیچیده‌تر کند. برعکس، باید برای هر فعالیت مهم روشن کند:

  • چه کسی آن را انجام می‌دهد؟

  • چه کسی پاسخ‌گوی نتیجه است؟

  • چه کسی اختیار تأیید دارد؟

  • چه کسانی باید در تصمیم مشارکت یا مشورت داشته باشند؟

  • اگر مسئله حل نشد، به چه سطحی ارجاع می‌شود؟

برای مثال، می‌توان فعالیت‌هایی مانند تغییر Template، تأیید Family، کنترل مدل رشته، هماهنگی بین‌رشته‌ای، اصلاح Workflow، کنترل نام‌گذاری، تأیید خروجی و انتشار مدل را در این ماتریس ثبت کرد.

در یک فعالیت ممکن است Model Author مسئول انجام کار باشد،Discipline Lead صحت فنی را تأیید کند و BIM Coordinator انطباق با الزامات BIM را کنترل کند. در فعالیتی دیگر،BIM Manager مالک فرایند باشد اما تغییر نهایی نیازمند تأیید مدیر فنی یا مدیریت پروژه باشد.

ماتریس مسئولیت باید تصمیم‌ها را شفاف کند، نه اینکه فقط نام افراد را در یک جدول قرار دهد.

به همین دلیل بهتر است ماتریس بر اساس فعالیت و اختیار طراحی شود، نه صرفاً عنوان‌های سازمانی. نتیجه باید این باشد که در زمان بروز مسئله، تیم بداند چه کسی باید اقدام کند، چه کسی تصمیم می‌گیرد و موضوع در صورت حل‌ نشدن به کجا منتقل می‌شود.

جمع‌بندی

یک ساختار مسئولیت BIM نباید از روی چارت سازمانی شرکت دیگری کپی شود. تعداد نقش‌ها و نحوه تفکیک آن‌ها باید با اندازه شرکت، تعداد پروژه‌ها، تعداد رشته‌ها و پیچیدگی فرایندها متناسب باشد.

در یک شرکت کوچک، ممکن است یک نفر هم‌ زمان چند نقش را بر عهده داشته باشد. برای مثال، یک معمار ارشد می‌تواند هم مسئول نگهداری Template باشد، هم هماهنگی BIM پروژه را انجام دهد و هم بخشی از کنترل کیفیت را بر عهده بگیرد. این موضوع ذاتاً مشکل نیست، به شرط آنکه حدود مسئولیت و اختیار او مشخص باشد.

در شرکت‌های بزرگ‌تر، تجمیع بیش از حد این مسئولیت‌ها معمولاً به گلوگاه تبدیل می‌شود. ممکن است لازم باشد مالکیت سیستم BIM در سطح سازمان از هماهنگی پروژه جدا شود و هر رشته نیز مسئولیت‌های BIM مشخص خود را داشته باشد.

به همین دلیل، سؤال درست این نیست که:

«یک شرکت باید چند BIM Manager یا BIM Coordinator داشته باشد؟»

سؤال درست این است که:

«چه مسئولیت‌هایی باید پوشش داده شوند و برای پوشش قابل اتکای آن‌ها چند نفر لازم است؟»

تعداد نقش‌های BIM با تعداد افراد یکسان نیست.

ممکن است چند نقش توسط یک نفر انجام شوند یا یک نقش میان چند نفر تقسیم شود. معیار اصلی این است که هیچ مسئولیت مهمی بدون صاحب نماند و هیچ فردی نیز به نقطه‌ای تبدیل نشود که تمام تصمیم‌ها و کنترل‌ها فقط از طریق او عبور کنند.

ساختار مناسب، ساختاری است که هم مسئولیت‌ها را پوشش دهد و هم با واقعیت عملیاتی شرکت قابل اجرا باشد.

اگر شرکت برای تعریف و استقرار این ساختار به یک مسیر اجرایی نیاز دارد، خدمت پیاده‌سازی BIM دامنه طراحی نقش‌ها، استانداردها، پایلوت و انتقال مالکیت به تیم داخلی را توضیح می‌دهد.

مسیر اجرایی مرتبط

این موضوع مستقیماً به پیاده‌سازی BIM وصل می‌شود.

اگر سازمان هنوز روش مشترک، مسئولیت‌های روشن و ساختار قابل تکراری برای تولید، کنترل و تحویل اطلاعات ندارد، مسئله به طراحی و تثبیت روش اجرا مربوط است.

BIMFlow مسیر گذار را از ارزیابی آمادگی و طراحی ساختار تا اجرای پایلوت و انتقال مالکیت به تیم داخلی پیش می‌برد.