پرش به محتوا
مقاله تحلیلی32 دقیقه مطالعه

مشاور بیم (BIM) چیست و چه کاری انجام می‌دهد؟

مشاور بیم کیست، چه وظایفی دارد، در سطح سازمان و پروژه چه نقشی ایفا می‌کند و چه تفاوتی با BIM Manager و BIM Coordinator دارد؟

متن مقاله

مقدمه

بسیاری از سازمان‌ها و پروژه‌ها از ابزارهای BIM استفاده می‌کنند، اما همچنان در تعریف الزامات، تقسیم مسئولیت‌ها، هماهنگی بین رشته‌ها، کنترل کیفیت و ارزیابی خروجی‌ها با ابهام روبه‌رو هستند. در چنین شرایطی، نقش مشاور بیم(BIM) فراتر از آموزش نرم‌افزار یا تولید مدل است.

در این مقاله بررسی می‌کنیم مشاور بیم کیست، چه وظایفی دارد، در سطح سازمان و پروژه چه نقشی ایفا می‌کند و چگونه به کارفرما، مشاور و پیمانکار کمک می‌کند. برای دو پرسش تخصصی‌تر نیز می‌توانید راهنماهای چه زمانی یک شرکت یا پروژه به مشاور BIM نیاز دارد؟ و با وجود BIM Manager، چه زمانی به مشاور BIM نیاز داریم؟ را ببینید.

مشاور بیم (BIM) کیست؟

مشاور بیم (BIM) فرد یا تیمی متخصص است که به کارفرما، مشاور، پیمانکار یا یک سازمان کمک می‌کند الزامات، نقش‌ها، استانداردها و روش اجرای بیم را به‌ صورت روشن و قابل اجرا تعریف و ارزیابی کند یا بهبود دهد.

نقش مشاور بیم تولید مدل سه‌بعدی یا کار با نرم‌افزارهایی مانند Revit نیست. مدل‌سازی بخشی از فرایند بیم است، اما مشاوره بیم در سطح گسترده‌تری به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد که چه اطلاعاتی باید تولید شود، چه کسی مسئول آن است، بر اساس چه استانداردی تولید می‌شود و چگونه کیفیت و صحت خروجی ارزیابی خواهد شد.

برای مثال، ممکن است همه رشته‌های یک پروژه از Revit استفاده کنند، اما همچنان مشخص نباشد:

  • مسئولیت مدل‌سازی هر رشته تا کجاست؛

  • چه اطلاعاتی باید در مدل‌ها قرار گیرد؛

  • مدل‌ها چه زمانی تحویل داده شوند؛

  • هماهنگی بین رشته‌ها چگونه انجام شود؛

  • نسخه معتبر هر مدل کدام است؛

  • و کارفرما بر چه اساسی خروجی را بپذیرد یا رد کند.

وجود نرم‌افزار و مدل به‌ تنهایی این مسائل را حل نمی‌کند. مشاور بیم کمک می‌کند این ابهام‌ها به الزامات، مسئولیت‌ها، گردش‌کارها و معیارهای قابل سنجش تبدیل شوند.

دامنه کار مشاور نیز بسته به نیاز متفاوت است. در سطح سازمان، ممکن است به گذار از CAD به BIM، تدوین استانداردها و ایجاد گردش‌کارهای مشترک کمک کند. در سطح پروژه، ممکن است الزامات بیم را تعریف، نحوه اجرا را ارزیابی یا عملکرد تیم‌های پروژه را پایش کند.

در سمت کارفرما، این مداخله باید مکمل مسئولیت‌های خود کارفرما باشد؛ مقاله کارفرما در پروژه BIM چه مسئولیت‌هایی دارد؟ مشخص می‌کند چه تصمیم‌ها و کنترل‌هایی نباید صرفاً به تیم تولید مدل واگذار شوند.

مشاور بیم میان الزامات و اجرای واقعی بیم ارتباط برقرار می‌کند تا BIM از مجموعه‌ای از مدل‌ها و نرم‌افزارها به فرایندی مشخص، قابل کنترل و قابل ارزیابی تبدیل شود.

مشاور بیم چه مسئله‌ای را حل می‌کند؟

نیاز به مشاور بیم معمولاً زمانی شکل می‌گیرد که یک سازمان یا پروژه برای اجرای BIM ساختار مشخصی ندارد، روش‌های موجود آن یکپارچه نیستند، یا فرایندهای بیم با دوباره‌کاری، فعالیت‌های دستی و اتلاف زمان روبه‌رو شده‌اند و به بهینه‌سازی نیاز دارند. در مسائل چندلایه، نقطه شروع باید تشخیص ساختاری مشکل BIM باشد، نه انتخاب فوری یک راه‌حل.

در بسیاری از پروژه‌ها مشکل این نیست که مدل تولید نمی‌شود؛ مشکل این است که مشخص نیست مدل با چه هدفی تولید می‌شود، چه اطلاعاتی باید در آن قرار گیرد، مسئول هر بخش چه کسی است، خروجی بر اساس چه معیاری باید پذیرفته شود و آیا روش فعلی تولید و کنترل آن کارآمد است یا نه.

در چنین شرایطی ممکن است تیم‌ها از ابزار بیم استفاده کنند و مدل‌های متعددی نیز تولید شود، اما همچنان با مسائلی مانند این موارد روبه‌رو باشند:

  • الزامات بیم در قرارداد کلی یا مبهم باشند؛

  • مسئولیت رشته‌ها در تولید و تکمیل مدل‌ها روشن نباشد؛

  • طرف‌های پروژه برداشت متفاوتی از سطح اطلاعات یا کیفیت مورد انتظار داشته باشند؛

  • هماهنگی بین معماری، سازه و تأسیسات روش ثابتی نداشته باشد؛

  • BEP تهیه شده باشد، اما در عمل به روش اجرایی تبدیل نشده باشد؛

  • کارفرما نتواند خروجی مشاور و پیمانکار را بر اساس معیارهای مشخص ارزیابی کند؛

  • فعالیت‌های تکراری و دستی زمان زیادی از تیم بگیرند؛

  • یا گردش‌کارهای مدل‌سازی، مستندسازی، کنترل و هماهنگی با وجود امکان ساده‌تر شدن، همچنان به روش‌های کند و پرخطا انجام شوند.

افزایش تعداد مدل‌سازان یا خرید نرم‌افزارهای بیشتر الزاماً این مشکلات را حل نمی‌کند، زیرا ریشه مسئله ممکن است در نبود ساختار اجرایی روشن یا ناکارآمد بودن فرایندهای موجود باشد.

برای مثال، الزام «مدل BIM باید در پایان پروژه تحویل داده شود» به‌تنهایی کافی نیست. باید مشخص باشد چه مدل‌هایی تحویل داده می‌شوند، مسئول تولید آن‌ها چه کسی است، چه اطلاعاتی باید داشته باشند، چه کنترل‌هایی پیش از تحویل انجام می‌شود و پذیرش نهایی بر چه اساسی صورت می‌گیرد.

از طرف دیگر، ممکن است این ساختار از قبل وجود داشته باشد، اما اجرای آن زمان‌بر باشد. برای مثال، ورود تکراری اطلاعات، تولید دستی مدارک، کنترل‌های مشابه در چند مرحله یا فعالیت‌هایی که می‌توان آن‌ها را استاندارد یا خودکار کرد، هزینه اجرای بیم را بدون ایجاد ارزش متناسب افزایش می‌دهند. در این حالت، مسئله دیگر ایجاد فرایند از صفر نیست، بلکه بهینه‌سازی گردش‌کارهای موجود است.

همین موضوع در سطح سازمان نیز دیده می‌شود. ممکن است یک شرکت سال‌ها از ابزار بیم استفاده کرده باشد، اما هر تیم روش متفاوتی برای مدل‌سازی، نام‌گذاری، مستندسازی یا کنترل کیفیت داشته باشد؛ یا برعکس، استانداردهای مشترکی ایجاد کرده باشد اما اجرای آن‌ها بیش از حد وابسته به فعالیت‌های دستی و تجربه افراد خاص باقی مانده باشد.

مشاور بیم کمک می‌کند روش‌های پراکنده و انتظارات کلی به الزامات، مسئولیت‌ها، استانداردها و گردش‌کارهای قابل اجرا تبدیل شوند و در سازمان‌هایی که این ساختار از قبل وجود دارد، فرایندهای موجود برای کاهش دوباره‌کاری، خطا و زمان انجام فعالیت‌ها بهینه شوند.

مسئله اصلی که مشاور بیم حل می‌کند، فقط فاصله میان خواسته‌های BIM و روش عملی اجرای آن‌ها نیست؛ بلکه می‌تواند ناکارآمدی میان روش موجود و یک فرایند سریع‌تر، منظم‌تر و قابل اتکاتر را نیز برطرف کند.

مشاور بیم چه کاری انجام می‌دهد؟

وظایف مشاور بیم به نوع سازمان، مرحله پروژه و جایگاه طرفی که از خدمات مشاوره استفاده می‌کند بستگی دارد. با این حال، بخش عمده فعالیت‌های این نقش را می‌توان در چند حوزه اصلی دسته‌بندی کرد.

تعریف الزامات بیم

یکی از مهم‌ترین وظایف مشاور بیم این است که مشخص کند سازمان یا پروژه دقیقاً چه انتظاری از BIM دارد.

عبارت‌هایی مانند «پروژه باید با BIM اجرا شود» یا «مدل نهایی باید تحویل داده شود» به‌تنهایی کافی نیستند. باید مشخص باشد چه مدل‌ها و اطلاعاتی تولید می‌شوند، در چه مراحلی تحویل داده می‌شوند و معیار پذیرش آن‌ها چیست.

مشاور بیم این انتظارات کلی را به الزاماتی روشن و قابل ارزیابی تبدیل می‌کند.

تعیین نقش‌ها و مسئولیت‌ها

در پروژه‌های چندرشته‌ای، ابهام در مسئولیت‌ها می‌تواند به دوباره ‌کاری و اختلاف منجر شود.

باید مشخص باشد چه کسی مسئول تولید هر مدل یا اطلاعات است، چه کسی آن را کنترل می‌کند، چه کسی هماهنگی را انجام می‌دهد و چه کسی اختیار تأیید یا انتشار دارد.

مشاور بیم کمک می‌کند این مسئولیت‌ها به‌ صورت شفاف تعریف شوند و به توافق‌های شفاهی وابسته نمانند.

تدوین یا ارزیابی برنامه اجرای بیم

برنامه اجرای بیم یا BEP باید توضیح دهد الزامات پروژه چگونه در عمل اجرا می‌شوند.

مشاور بیم ممکن است در تهیه این سند مشارکت کند یا، به ‌ویژه در سمت کارفرما، BEP ارائه‌شده توسط مشاور یا پیمانکار را ارزیابی کند.

موضوع اصلی فقط کامل بودن سند نیست؛ بلکه باید مشخص شود آیا روش‌های پیشنهادی برای مدل‌سازی، هماهنگی، تبادل اطلاعات، کنترل کیفیت و تحویل با شرایط واقعی پروژه سازگار هستند یا خیر.

تدوین استانداردها و گردش‌کارها

اگر هر فرد یا رشته بیم را با روش خود اجرا کند، خروجی‌ها به‌ تدریج واگرا و ناسازگار می‌شوند.

مشاور بیم می‌تواند استانداردهایی برای موضوعاتی مانند نام‌گذاری، ساختار مدل، پارامترها، Familyها، مستندسازی و تبادل اطلاعات تعریف کند.

در کنار استانداردها، گردش‌کارهای اجرایی نیز باید روشن باشند. برای مثال، اگر مسئله‌ای در هماهنگی شناسایی شود، باید مشخص باشد چگونه ثبت می‌شود، چه کسی مسئول پیگیری است و چگونه بسته شدن آن تأیید می‌شود.

کنترل کیفیت مدل‌ها و اطلاعات

سه‌بعدی بودن یک مدل به ‌تنهایی به معنی قابل قبول بودن آن نیست.

مشاور بیم می‌تواند مدل‌ها را از نظر انطباق با الزامات، ساختار اطلاعات، استانداردهای مدل‌سازی، هماهنگی بین رشته‌ها و آمادگی برای کاربرد مورد انتظار بررسی کند.

معیار کنترل نیز باید با هدف مدل متناسب باشد. مدلی که برای هماهنگی طراحی استفاده می‌شود لزوماً همان الزامات مدلی را ندارد که برای متره، ساخت یا تحویل نهایی آماده می‌شود.

پشتیبانی از هماهنگی بین رشته‌ها

معماری، سازه و تأسیسات هرکدام مسئولیت‌ها و مدل‌های خود را دارند، اما خروجی‌ها باید در کنار یکدیگر قابل استفاده باشند.

مشاور بیم می‌تواند ساختار هماهنگی بین رشته‌ها را تعریف کند؛ از نحوه ترکیب مدل‌ها و شناسایی مسائل تا تعیین مسئول پیگیری و ثبت نتیجه تصمیم‌ها.

هدف فقط پیدا کردن تداخل هندسی نیست. بسیاری از مسائل هماهنگی به اطلاعات ناقص، مرز مسئولیت‌ها یا زمان‌بندی نامناسب تبادل مدل مربوط می‌شوند.

آموزش و توانمندسازی تیم

در بعضی سازمان‌ها، افراد نرم‌افزار را می‌شناسند اما روش مشترکی برای اجرای بیم وجود ندارد.

در این شرایط، مشاور بیم می‌تواند آموزش BIM و Revit برای تیم‌های سازمانی را بر اساس نقش افراد و گردش‌کار واقعی پروژه طراحی کند تا دانش نرم‌افزاری مستقیماً به روش کار تیم متصل شود.

پایش اجرای تعهدات

تعریف الزامات و تهیه اسناد در ابتدای پروژه کافی نیست.

مشاور بیم می‌تواند در طول پروژه مدل‌ها، گزارش‌ها، روند هماهنگی و نحوه اجرای تعهدات را بررسی کند و انحراف‌ها را پیش از آنکه به مشکل جدی‌تری تبدیل شوند شناسایی کند.

ارزیابی تحویل نهایی

در پایان پروژه باید بتوان مشخص کرد آیا خروجی‌های بیم با الزامات اولیه مطابقت دارند یا خیر.

مشاور بیم می‌تواند مدل‌ها، اطلاعات همراه، ساختار فایل‌ها و سایر خروجی‌های مورد توافق را بر اساس معیارهای تعریف‌شده بررسی و موارد ناقص یا مغایر را مشخص کند.

بهبود و اتوماسیون فرایندها

در سازمان‌هایی که BIM از قبل اجرا شده است، مسئله همیشه ایجاد فرایند از صفر نیست.

گاهی مشکل در فعالیت‌های تکراری، مستندسازی کند، خطاهای قابل پیشگیری یا وابستگی زیاد به کار دستی است. در چنین شرایطی، مشاور بیم می‌تواند فرایند موجود را بررسی و برای استانداردسازی، ساده‌سازی یا اتوماسیون آن راهکار ارائه کند.

ابزارهایی مانند Dynamo یا افزونه‌های Revit زمانی ارزشمندند که برای حل یک مسئله مشخص در فرایند استفاده شوند.

در نتیجه، دامنه کار مشاور بیم می‌تواند از تعریف الزامات در ابتدای پروژه تا ارزیابی خروجی نهایی ادامه داشته باشد.

وظیفه اصلی مشاور بیم این نیست که فعالیت‌های BIM را به جای اعضای تیم انجام دهد؛ بلکه باید ساختاری ایجاد کند که هر طرف بداند چه کاری، با چه روشی و بر اساس چه معیاری باید انجام شود.

خدمات مشاور بیم در سطح سازمان و پروژه چه تفاوتی دارد؟

خدمات مشاور بیم را می‌توان در دو سطح اصلی بررسی کرد: سطح سازمان و سطح پروژه.

در سطح سازمان، هدف این است که BIM به بخشی پایدار و قابل تکرار از روش کار شرکت تبدیل شود. در سطح پروژه، تمرکز بر این است که الزامات BIM یک پروژه مشخص به ‌درستی اجرا، کنترل و تحویل شوند.

مشاوره بیم در سطح سازمان

در یک شرکت معماری، مهندسی یا پیمانکاری، ممکن است استفاده از Revit و سایر ابزارهای BIM از مدت‌ها قبل آغاز شده باشد، اما هر تیم یا پروژه روش متفاوتی برای مدل‌سازی، مستندسازی و هماهنگی داشته باشد.

در چنین شرایطی، مشاور بیم می‌تواند به ایجاد یک روش مشترک و قابل تکرار کمک کند، از جمله:

  • ارزیابی وضعیت موجود و میزان بلوغ BIM؛

  • برنامه‌ریزی برای گذار از CAD به BIM؛

  • تعریف نقش‌ها و مسئولیت‌های سازمانی؛

  • تدوین استانداردهای مدل‌سازی و مستندسازی؛

  • ایجاد Templateها، Familyها و منابع مشترک؛

  • طراحی گردش‌کارهای هماهنگی و کنترل کیفیت؛

  • آموزش تیم‌ها بر اساس نقش؛

  • و شناسایی فرایندهای قابل بهینه‌سازی یا اتوماسیون.

هدف این است که کیفیت اجرای بیم فقط به تجربه چند فرد خاص وابسته نباشد و دانش ایجادشده در پروژه‌های بعدی نیز قابل استفاده باشد.

مشاوره بیم در سطح پروژه

در سطح پروژه، یک قرارداد، تیم، زمان‌بندی و مجموعه‌ای از تعهدات مشخص وجود دارد و هدف این است که BIM در همان پروژه به ‌صورت قابل کنترل اجرا شود.

بسته به اینکه مشاور از طرف کارفرما، مشاور یا پیمانکار فعالیت کند، وظایف می‌تواند شامل این موارد باشد:

  • تعریف یا تفسیر الزامات BIM پروژه؛

  • تعیین مسئولیت رشته‌ها و اعضای تیم؛

  • تدوین یا ارزیابی BEP؛

  • تعیین ساختار مدل‌ها و روش تبادل اطلاعات؛

  • تعریف روند هماهنگی بین رشته‌ها؛

  • کنترل کیفیت مدل‌ها و خروجی‌ها؛

  • پایش تعهدات بیم در طول پروژه؛

  • حضور در جلسات تخصصی؛

  • و ارزیابی یا آماده‌سازی تحویل نهایی.

این فعالیت‌ها مستقیماً به شرایط و اهداف همان پروژه وابسته‌اند.

تفاوت اصلی چیست؟

تفاوت را می‌توان در یک پرسش خلاصه کرد:

آیا هدف، ساختن توانایی پایدار BIM در یک سازمان است یا اجرای قابل کنترل BIM در یک پروژه مشخص؟

در مشاوره سازمانی، تمرکز بر ایجاد ظرفیت ماندگار است.

در مشاوره پروژه، تمرکز بر اجرای صحیح تعهدات و رسیدن به خروجی قابل قبول است.

البته این دو حوزه کاملاً از یکدیگر جدا نیستند. یک پروژه می‌تواند ضعف‌های ساختاری شرکت را آشکار کند و یک برنامه پیاده‌سازی سازمانی نیز معمولاً از طریق پروژه‌های واقعی آزمایش و تثبیت می‌شود.

به همین دلیل، یک مشاور بیم مؤثر باید بتواند تشخیص دهد که یک مشکل مختص همان پروژه است یا نشانه یک ضعف ساختاری در سازمان.

مشاوره بیم در سطح سازمان، ظرفیت اجرای BIM را می‌سازد؛ مشاوره بیم در سطح پروژه، این ظرفیت را در یک پروژه واقعی به نتیجه قابل تحویل تبدیل می‌کند.

مشاور بیم در سمت کارفرما چه نقشی دارد؟

وقتی کارفرما استفاده از بیم را در پروژه الزام می‌کند، صرف نوشتن عباراتی مانند «مدل BIM باید تحویل داده شود» یا «پیمانکار موظف به ارائه BEP است» برای کنترل اجرا کافی نیست.

کارفرما باید بتواند مشخص کند چه چیزی می‌خواهد، چگونه اجرای آن را پایش می‌کند و بر چه اساسی خروجی را می‌پذیرد یا رد می‌کند. مشاور بیم در سمت کارفرما به ایجاد این ساختار کمک می‌کند.

در این جایگاه، مشاور معمولاً مسئول تولید مدل‌های معماری، سازه یا تأسیسات نیست. نقش اصلی او تعریف و ارزیابی الزامات، پایش تعهدات تیم‌های پروژه و ایجاد امکان ارزیابی مستقل خروجی‌هاست.

تعریف نیازها و الزامات بیم

پیش از شروع پروژه باید روشن باشد که کارفرما از BIM برای چه اهدافی استفاده خواهد کرد؛ برای مثال هماهنگی طراحی، متره، کنترل ساخت، مستندسازی وضعیت نهایی یا بهره‌برداری.

بر اساس این اهداف باید مشخص شود:

  • چه مدل‌ها و اطلاعاتی تولید می‌شوند؛

  • مسئولیت هر خروجی بر عهده چه کسی است؛

  • خروجی‌ها در چه مراحلی تحویل داده می‌شوند؛

  • چه سطحی از اطلاعات مورد نیاز است؛

  • و معیار پذیرش هر خروجی چیست.

مشاور بیم کمک می‌کند این نیازها پیش از مناقصه یا شروع اجرا به الزامات قابل سنجش تبدیل شوند.

ارزیابی پیشنهادهای بیم و BEP

در مرحله انتخاب مشاور یا پیمانکار، ارائه رزومه، نمونه مدل یا فهرست نرم‌افزارها به‌تنهایی برای سنجش توانایی تیم کافی نیست.

مشاور بیم می‌تواند پیشنهادها را از نظر ساختار تیم، تجربه افراد کلیدی، روش اجرا، گردش‌کارهای پیشنهادی و توانایی تحویل خروجی‌های مورد انتظار ارزیابی کند.

پس از انتخاب تیم نیز BEP باید بررسی شود تا مشخص شود روش‌های پیشنهادی برای مسئولیت‌ها، مدل‌سازی، هماهنگی، کنترل کیفیت، تبادل اطلاعات و تحویل با شرایط واقعی پروژه سازگار هستند یا خیر.

هدف فقط تأیید وجود یک سند نیست؛ بلکه باید مشخص شود روش پیشنهادی واقعاً قابلیت اجرا دارد یا نه.

پایش اجرای تعهدات بیم

تأیید BEP پایان کار نیست.

مشاور بیم کارفرما می‌تواند در طول پروژه بررسی کند که آیا مدل‌ها، گزارش‌ها، روند هماهنگی و سایر خروجی‌ها مطابق الزامات و روش‌های پذیرفته‌ شده تهیه می‌شوند یا خیر.

این پایش می‌تواند شامل بررسی دوره‌ای مدل‌ها، وضعیت مسائل باز، کیفیت اطلاعات و پیشرفت تعهدات BIM باشد.

هدف آن است که مغایرت‌ها زمانی شناسایی شوند که هنوز امکان اصلاح آن‌ها با هزینه کم وجود دارد، نه در زمان تحویل نهایی.

ارزیابی مدل‌ها و خروجی‌ها

ظاهر کامل یک مدل سه‌بعدی برای پذیرش آن کافی نیست.

مشاور بیم می‌تواند بررسی کند که آیا خروجی:

  • با الزامات پروژه مطابقت دارد؛

  • اطلاعات مورد نیاز را دربرمی‌گیرد؛

  • مسئولیت‌های رشته‌ها در آن رعایت شده است؛

  • از نظر هماهنگی کیفیت قابل قبول دارد؛

  • استانداردهای پروژه را رعایت می‌کند؛

  • و برای کاربردی که از ابتدا تعریف شده قابل استفاده است.

به این ترتیب، پذیرش یا رد خروجی بر اساس معیار مشخص انجام می‌شود، نه برداشت فردی.

نمایندگی کارفرما در جلسات بیم

در پروژه‌های چند طرفه، تصمیم‌های بیم ممکن است به مسائل فنی، قراردادی و مدیریتی متصل شوند.

مشاور بیم می‌تواند از طرف کارفرما در جلسات تخصصی حضور داشته باشد و موضوعاتی مانند مسئولیت‌ها، تغییر روش اجرا، مغایرت خروجی‌ها، تأخیر در تعهدات یا اختلاف درباره معیارهای تحویل را پیگیری کند.

نقش او مدیریت مستقیم تیم مشاور یا پیمانکار نیست؛ بلکه اطمینان از این است که تصمیم‌های بیم با الزامات و منافع کارفرما همسو باقی بمانند.

کنترل تحویل نهایی

در پایان پروژه باید بتوان آنچه تحویل شده را با آنچه از ابتدا درخواست شده مقایسه کرد.

مشاور بیم می‌تواند مدل‌ها، اطلاعات همراه، ساختار فایل‌ها و سایر خروجی‌های قراردادی را بر اساس معیارهای مصوب بررسی و موارد کامل، ناقص یا مغایر را مشخص کند.

اگر معیارهای پذیرش از ابتدا روشن باشند، تحویل نهایی از یک مذاکره مبهم به یک فرایند قابل ارزیابی تبدیل می‌شود.

کارفرما نباید فقط درخواست‌کننده BIM باشد؛ باید بتواند آنچه درخواست کرده است تعریف، پایش و ارزیابی کند. نقش مشاور بیم کارفرما ایجاد ساختاری است که این کنترل بر اساس الزامات و معیارهای روشن انجام شود.

مشاور بیم برای مشاوران و پیمانکاران چه کاری انجام می‌دهد؟

نیاز مشاوران و پیمانکاران به مشاور بیم با نیاز کارفرما متفاوت است.

کارفرما معمولاً می‌خواهد بداند چه چیزی باید درخواست کند و چگونه آن را ارزیابی کند. اما مشاور یا پیمانکار با پرسش دیگری روبه‌رو است:

چگونه تعهدات بیم پروژه را به یک روش اجرایی روشن، هماهنگ و قابل تحویل تبدیل کنیم؟

ممکن است قرارداد یا اسناد مناقصه استفاده از BIM را الزام کرده باشند، اما این الزام به ‌تنهایی مشخص نمی‌کند تیم چگونه باید کار کند، مسئولیت هر رشته چیست، مدل‌ها چگونه هماهنگ شوند یا خروجی نهایی چگونه آماده شود.

مشاور بیم به تیم کمک می‌کند فاصله میان تعهد قراردادی و اجرای واقعی را کاهش دهد.

تفسیر الزامات و تدوین روش اجرا

نخست باید مشخص شود تیم دقیقاً چه تعهداتی بر عهده دارد.

مشاور بیم می‌تواند الزامات قرارداد و اسناد پروژه را بررسی و آن‌ها را به موضوعات اجرایی روشن‌تری تبدیل کند، از جمله:

  • مدل‌ها و اطلاعات مورد نیاز؛

  • مسئولیت هر رشته؛

  • خروجی‌های هر مرحله؛

  • کاربرد مورد انتظار مدل‌ها؛

  • کنترل‌های لازم پیش از تحویل؛

  • و مواردی که نیازمند شفاف‌سازی با کارفرما هستند.

بر اساس این الزامات، برنامه اجرای بیم یا BEP باید روش واقعی اجرای پروژه را توضیح دهد؛ نه اینکه صرفاً مجموعه‌ای از تعاریف و فرم‌های عمومی باشد.

تعیین مسئولیت‌ها و ساختار مدل‌ها

در پروژه‌های چندرشته‌ای، مرز نامشخص مسئولیت‌ها یکی از عوامل اصلی دوباره‌کاری است.

مشاور بیم می‌تواند کمک کند مشخص شود هر رشته مسئول تولید، تکمیل یا کنترل کدام بخش از مدل و اطلاعات است.

همچنین لازم است ساختار مشترکی برای موضوعاتی مانند مختصات پروژه، تقسیم‌بندی مدل‌ها، نام‌گذاری، پارامترها، Familyها و تبادل اطلاعات تعریف شود تا مدل‌های رشته‌های مختلف در کنار یکدیگر قابل استفاده باشند.

سازمان‌دهی هماهنگی بین رشته‌ای

هماهنگی فقط به معنی شناسایی تداخل‌های هندسی نیست.

باید مشخص باشد مدل‌ها چه زمانی برای هماهنگی ارائه می‌شوند، مسائل چگونه ثبت می‌شوند، مسئول رفع هر مسئله چه کسی است و نتیجه چگونه پیگیری و تأیید می‌شود.

مشاور بیم می‌تواند این گردش‌کار را طراحی یا اصلاح کند تا تصمیم‌ها و مسائل هماهنگی به مجموعه‌ای از توافق‌های شفاهی و غیرقابل پیگیری تبدیل نشوند.

کنترل کیفیت پیش از تحویل

یکی از پرهزینه‌ترین شرایط برای مشاور یا پیمانکار زمانی است که ایرادهای اصلی خروجی پس از ارسال رسمی توسط کارفرما شناسایی شوند.

مشاور بیم می‌تواند به ایجاد کنترل داخلی کمک کند تا مدل‌ها پیش از تحویل از نظر انطباق با الزامات، استانداردها، اطلاعات مورد نیاز و وضعیت هماهنگی بررسی شوند.

به این ترتیب، کنترل کیفیت بخشی از فرایند تولید می‌شود، نه واکنشی پس از دریافت ایراد.

پشتیبانی در تعامل با کارفرما

مشاور یا پیمانکار باید بتواند در جلسات بیم توضیح دهد که تعهدات پروژه چگونه اجرا شده‌اند و خروجی ارائه ‌شده بر چه اساسی با الزامات مطابقت دارد.

مشاور بیم می‌تواند در آماده‌سازی این ساختار و در صورت نیاز در جلسات تخصصی کمک کند تا بحث‌ها بر اساس الزامات، مسئولیت‌ها، مستندات و شواهد قابل بررسی انجام شوند.

آموزش تیم بر اساس نیاز پروژه

اگر تیم از نظر دانش یا روش اجرا ضعف داشته باشد، آموزش باید مستقیماً به استانداردها و گردش‌کارهای همان پروژه متصل شود.

نیاز مدل‌ساز، هماهنگ‌کننده بیم، مدیر بیم و مدیر فنی یکسان نیست. بنابراین آموزش مؤثر باید بر اساس نقش افراد و فعالیت‌هایی که واقعاً در پروژه انجام می‌دهند طراحی شود.

آماده‌سازی تحویل نهایی

معیارهای تحویل نباید فقط در پایان پروژه بررسی شوند.

مشاور بیم می‌تواند از مراحل اولیه کمک کند این معیارها وارد کنترل‌های داخلی شوند و پیش از تحویل رسمی، مدل‌ها و سایر خروجی‌ها از نظر انطباق با الزامات بررسی شوند.

این کار احتمال رفت ‌وبرگشت‌های متعدد و اختلاف درباره پذیرش خروجی‌ها را کاهش می‌دهد.

اگر مشکلاتی مانند نبود استاندارد، ضعف Templateها یا روش نامشخص هماهنگی در چند پروژه تکرار شوند، مسئله احتمالاً فقط متعلق به یک پروژه نیست و باید در سطح سازمان نیز بررسی شود.

هدف مشاور بیم در سمت مشاور و پیمانکار این نیست که تعهدات تیم را به جای آن‌ها انجام دهد؛ بلکه باید کمک کند این تعهدات به روشی مشخص، قابل کنترل و قابل دفاع اجرا و تحویل شوند.

تفاوت مشاور بیم با BIM Manager و BIM Coordinator چیست؟

عنوان‌هایی مانند مشاور بیم، BIM Manager، BIM Coordinator و BIM Modeler گاهی به‌ جای یکدیگر استفاده می‌شوند، در حالی که دامنه مسئولیت آن‌ها یکسان نیست.

مرز دقیق این نقش‌ها به ساختار سازمان و پروژه بستگی دارد، اما تفاوت اصلی را می‌توان در سطح تصمیم گیری و نوع مسئولیت آن‌ها دید.

مشاور بیم

مشاور بیم معمولاً به سازمان یا پروژه کمک می‌کند ساختار اجرای بیم را تعریف و ارزیابی کند یا بهبود دهد.

تمرکز او می‌تواند بر الزامات، استانداردها، BEP، مسئولیت‌ها، روش‌های اجرایی، کنترل کیفیت یا ارزیابی خروجی‌ها باشد.

مشاور بیم لزوماً مسئول مدیریت روزانه تیم نیست و ممکن است از طرف کارفرما یا به‌عنوان متخصص بیرونی فعالیت کند.

BIM Manager

مدیر بیم مسئول مدیریت اجرای BIM در محدوده مشخصی از سازمان یا پروژه است.

او معمولاً در داخل ساختار اجرایی قرار دارد و باید اطمینان حاصل کند الزامات، BEP، استانداردها و روش‌های توافق‌شده در عمل اجرا می‌شوند.

BIM Coordinator

هماهنگ‌کننده بیم بیشتر در سطح عملیاتی فعالیت می‌کند و تمرکز او بر هماهنگی مدل‌ها و مسائل بین رشته‌ای است.

این نقش می‌تواند شامل ترکیب مدل‌ها، شناسایی تداخل‌ها، ثبت مسائل، پیگیری اصلاحات و پشتیبانی از جلسات هماهنگی باشد.

BIM Modeler

مدل‌ساز بیم مسئول تولید و توسعه مدل در رشته تخصصی خود است و فعالیت‌هایی مانند مدل‌سازی، ورود اطلاعات، مستندسازی و اعمال اصلاحات را انجام می‌دهد.

مقایسه نقش‌ها

نقش تمرکز اصلی
مشاور بیم تعریف، ارزیابی و بهبود ساختار و روش اجرای بیم
BIM Manager مدیریت اجرای بیم در سازمان یا پروژه
BIM Coordinator هماهنگی مدل‌ها و مسائل بین رشته‌ای
BIM Modeler تولید و توسعه مدل

این نقش‌ها الزاماً یک سلسله ‌مراتب ثابت ایجاد نمی‌کنند. برای مثال، BIM Manager پیمانکار ممکن است مسئول اجرای تعهدات باشد، در حالی که مشاور بیم کارفرما همان تعهدات را از طرف کارفرما ارزیابی کند.

در پروژه‌های کوچک نیز ممکن است یک فرد چند نقش را هم‌زمان بر عهده داشته باشد. مهم‌تر از عنوان شغلی این است که مسئولیت، اختیار و حدود هر نقش روشن باشد.

مشاور بیم ساختار را تعریف یا ارزیابی می‌کند، مدیر بیم اجرای آن را مدیریت می‌کند، هماهنگ‌کننده بیم هماهنگی را پیش می‌برد و مدل‌ساز بیم خروجی مدل را تولید می‌کند.

مشاور بیم در مراحل مختلف پروژه چه زمانی وارد می‌شود؟

مشاور بیم می‌تواند در مراحل مختلف پروژه وارد شود، اما نوع مسئولیت او در هر مرحله متفاوت است.

هرچه حضور مشاور زودتر آغاز شود، امکان بیشتری برای تعریف الزامات، تعیین مسئولیت‌ها و جلوگیری از ابهام وجود دارد. ورود دیرهنگام نیز می‌تواند مفید باشد، اما در آن حالت بخشی از کار معمولاً صرف اصلاح تصمیم‌ها، اسناد یا مدل‌هایی می‌شود که پیش‌تر بدون ساختار مناسب شکل گرفته‌اند.

پیش از مناقصه

در این مرحله، مشاور بیم می‌تواند به کارفرما کمک کند اهداف BIM، خروجی‌های مورد انتظار، مسئولیت‌ها و معیارهای ارزیابی را پیش از انتخاب تیم پروژه تعریف کند.

این کار باعث می‌شود پیشنهادهای مشاوران و پیمانکاران بر اساس الزامات روشن‌تری تهیه و مقایسه شوند.

انتخاب مشاور یا پیمانکار

در مرحله ارزیابی پیشنهادها، مشاور بیم می‌تواند ساختار تیم، تجربه افراد کلیدی، روش اجرا، توانایی هماهنگی و برنامه پیشنهادی BIM را بررسی کند.

هدف این است که انتخاب فقط بر اساس رزومه یا نمونه مدل انجام نشود، بلکه قابلیت واقعی اجرای تعهدات نیز ارزیابی شود.

شروع پروژه

پس از انتخاب تیم، الزامات کلی باید به روش اجرایی تبدیل شوند.

در این مرحله موضوعاتی مانند BEP، نقش‌ها و مسئولیت‌ها، تفکیک مدل‌ها، روش تبادل اطلاعات، کنترل کیفیت و برنامه هماهنگی باید تثبیت شوند.

بسیاری از مشکلاتی که در ادامه پروژه دیده می‌شوند، ریشه در تصمیم‌هایی دارند که در همین مرحله مبهم باقی مانده‌اند.

طراحی و هماهنگی

در مرحله طراحی، تمرکز مشاور بیشتر بر پایش اجرای روش‌های توافق‌شده، کیفیت مدل‌ها و هماهنگی بین رشته‌ها قرار می‌گیرد.

بسته به جایگاه او، این فعالیت می‌تواند شامل بررسی مدل‌ها، کنترل انطباق با استانداردها، پایش مسائل هماهنگی و بررسی تحویل‌های میان‌مرحله‌ای باشد.

اجرا و ساخت

در مرحله ساخت، مدل‌ها ممکن است برای هماهنگی اجرایی، نقشه‌های کارگاهی، برنامه‌ریزی نصب یا ثبت تغییرات استفاده شوند.

در این مرحله باید مشخص باشد تغییرات کارگاهی چگونه به مدل منتقل می‌شوند، مسئول به‌روزرسانی اطلاعات چه کسی است و کدام مدل مبنای استفاده تیم‌های مختلف قرار می‌گیرد.

پیش از تحویل و تحویل نهایی

کنترل تحویل نباید به آخرین روز پروژه موکول شود.

پیش از تحویل رسمی باید بررسی شود که مدل‌ها، اطلاعات و ساختار فایل‌ها تا چه اندازه با معیارهای نهایی مطابقت دارند تا فرصت اصلاح مغایرت‌ها وجود داشته باشد.

در تحویل نهایی نیز خروجی‌ها باید با الزامات و معیارهایی که از قبل تعریف شده‌اند مقایسه شوند، نه با انتظارات جدیدی که در پایان پروژه مطرح می‌شوند.

اگر مشاور در میانه پروژه وارد شود

در برخی پروژه‌ها، نیاز به مشاور پس از بروز مشکل مشخص می‌شود.

در این شرایط، اولین اقدام باید ارزیابی وضعیت موجود باشد: الزامات قرارداد، اسناد مصوب، روش واقعی کار تیم، خروجی‌های تولید شده و مهم‌ترین نقاط ضعف.

پس از این بررسی می‌توان مشخص کرد چه بخش‌هایی باید اصلاح شوند و کدام روش‌های موجود بهتر است بدون ایجاد اختلال بیشتر حفظ شوند.

بهترین زمان ورود مشاور بیم زمانی است که هنوز امکان جلوگیری از بروز مسائل وجود دارد؛ اما حتی در میانه پروژه نیز می‌توان با تشخیص درست، بخشی از ابهام‌ها و ناکارآمدی‌ها را اصلاح کرد.

خروجی‌های کار مشاور بیم چیست؟

خدمات مشاور بیم همیشه به یک سند مشخص ختم نمی‌شود. بخشی از ارزش مشاوره در ایجاد روش کار، ابزار، معیار و فرایندی است که تیم بتواند در طول پروژه یا در پروژه‌های بعدی از آن استفاده کند.

نوع خروجی به جایگاه مشاور، مرحله پروژه و مسئله‌ای که قرار است حل شود بستگی دارد.

الزامات بیم پروژه

در سمت کارفرما، یکی از مهم‌ترین خروجی‌ها می‌تواند مجموعه‌ای از الزامات باشد که مشخص کند:

  • BIM با چه هدفی استفاده می‌شود؛

  • چه مدل‌ها و اطلاعاتی باید تولید شوند؛

  • مسئولیت هر طرف چیست؛

  • خروجی‌ها در چه مراحلی تحویل داده می‌شوند؛

  • و معیار پذیرش آن‌ها چیست.

ارزشی که این سند ایجاد می‌کند در این است که بتوان بر اساس آن عملکرد مشاور یا پیمانکار را ارزیابی کرد.

برنامه اجرای بیم و ساختار مسئولیت‌ها

در سمت مشاور یا پیمانکار، یکی از خروجی‌های مهم می‌تواند BEP باشد که روش اجرای الزامات پروژه را مشخص کند.

در کنار آن، ممکن است ماتریس نقش‌ها و مسئولیت‌ها تهیه شود تا روشن باشد چه کسی مسئول تولید، کنترل یا تأیید هر خروجی است.

در سمت کارفرما نیز خروجی مشاور می‌تواند به ‌جای تدوین BEP، گزارش ارزیابی یا فهرست اصلاحات مورد نیاز برای سند ارائه ‌شده باشد.

استانداردها، Templateها و منابع مشترک

در پروژه‌های سازمانی، مشاور ممکن است استانداردها و ابزارهایی ایجاد کند که روش اجرای بیم را در شرکت یکسان‌تر کنند.

این خروجی‌ها می‌توانند شامل مواردی مانند:

  • استانداردهای مدل‌سازی و مستندسازی؛

  • روش‌های نام‌گذاری؛

  • Templateهای Revit؛

  • Shared Parameterها؛

  • کتابخانه Family؛

  • چک‌لیست‌های کنترل مدل؛

  • و قالب‌های گزارش‌دهی باشند.

هدف این است که استانداردها فقط روی کاغذ باقی نمانند و تیم ابزار لازم برای اجرای آن‌ها را نیز در اختیار داشته باشد.

گردش‌کارها و روش‌های اجرایی

برخی از مهم‌ترین خروجی‌های مشاوره، اسناد طولانی نیستند؛ بلکه روش‌های مشخص انجام کار هستند.

برای مثال، ممکن است گردش‌کاری برای این موضوعات تعریف شود:

  • هماهنگی بین رشته‌ها؛

  • ثبت و پیگیری مسائل؛

  • کنترل کیفیت؛

  • انتشار مدل‌ها؛

  • مدیریت تغییرات؛

  • و آماده‌سازی تحویل.

یک گردش‌کار مناسب باید مشخص کند فعالیت از کجا شروع می‌شود، چه کسی مسئول هر مرحله است و چه شرایطی برای تکمیل آن وجود دارد.

معیارهای کنترل و گزارش‌های پایش

اگر کیفیت فقط بر اساس نظر افراد ارزیابی شود، نتیجه می‌تواند از یک نفر به نفر دیگر متفاوت باشد.

مشاور بیم می‌تواند معیارها و چک ‌لیست‌هایی برای کنترل مدل‌ها و اطلاعات تعریف کند و در پروژه‌های نظارتی، گزارش‌هایی تهیه کند که مغایرت، مسئول اصلاح و وضعیت پیگیری را مشخص کنند.

این خروجی‌ها زمانی ارزشمندند که مستقیماً از الزامات واقعی پروژه استخراج شده باشند.

آموزش و ابزارهای بهبود فرایند

در بعضی مأموریت‌ها، خروجی ممکن است شامل برنامه آموزش نقش‌های مختلف یا ابزارهایی برای کاهش فعالیت‌های تکراری باشد.

برای مثال، اسکریپت‌های Dynamo یا افزونه‌های Revit می‌توانند زمانی بخشی از خروجی مشاوره باشند که یک مسئله مشخص را حل کنند و تیم بتواند پس از پایان همکاری نیز از آن‌ها استفاده کند.

معیارهای تحویل و پذیرش

به ‌ویژه در سمت کارفرما، باید روشن باشد یک مدل یا مجموعه اطلاعات در چه شرایطی «تحویل‌شده» محسوب می‌شود.

معیارهای پذیرش ممکن است موضوعاتی مانند کامل بودن مدل‌ها، وجود اطلاعات الزامی، رعایت استانداردها و آمادگی خروجی برای کاربرد مورد انتظار را پوشش دهند.

این معیارها باید تا حد امکان از ابتدای پروژه مشخص باشند، نه اینکه در زمان تحویل به‌عنوان انتظار جدید مطرح شوند.

آیا خروجی مشاور بیم همیشه یک سند است؟

خیر.

گاهی مهم‌ترین نتیجه مشاوره این است که تیم پس از پایان همکاری بتواند یک فرایند را بدون وابستگی دائمی به مشاور ادامه دهد.

اگر مسئولیت‌ها روشن باشند، استانداردها قابل استفاده باقی بمانند، روش کنترل مشخص باشد و کیفیت کمتر به تصمیم‌های فردی وابسته شود، بخشی از خروجی مشاوره به توانایی پایدار سازمان تبدیل شده است. در مقاله چگونه از وابستگی به مشاور BIM جلوگیری کنیم؟ این انتقال از حل مستقیم مسئله به ایجاد توان داخلی مرحله‌به‌مرحله بررسی شده است.

خروجی واقعی مشاوره زمانی ارزشمند است که یک سند، ابزار یا فرایند بتواند اجرای بیم را روشن‌تر، قابل تکرار و قابل ارزیابی کند.

چه زمانی به مشاور بیم نیاز دارید؟

هر پروژه یا سازمانی که از BIM استفاده می‌کند الزاماً به مشاور بیرونی نیاز ندارد.

اگر نقش‌ها روشن باشند، استانداردهای مناسبی وجود داشته باشد، تیم تجربه کافی داشته باشد و کیفیت خروجی‌ها به‌صورت قابل اتکا کنترل شود، بسیاری از فعالیت‌های بیم می‌توانند توسط ساختار داخلی سازمان مدیریت شوند.

نیاز به مشاور بیم معمولاً زمانی جدی می‌شود که بین آنچه از BIM انتظار می‌رود و توانایی فعلی تیم برای اجرای آن فاصله وجود داشته باشد.

زمانی که از CAD به بیم مهاجرت می‌کنید

گذار از CAD به بیم فقط جایگزینی AutoCAD با Revit نیست.

روش مدل‌سازی، مستندسازی، هماهنگی، کنترل کیفیت و حتی تقسیم مسئولیت‌ها می‌تواند تغییر کند.

اگر هر کاربر Revit را با روش خود استفاده کند، Templateها و Familyها پراکنده باشند و هر پروژه روش اجرایی متفاوتی داشته باشد، سازمان احتمالاً هنوز به یک ساختار BIM پایدار نرسیده است.

زمانی که BIM در قرارداد الزام شده، اما روش اجرا روشن نیست

ممکن است قرارداد استفاده از BIM را الزام کند، اما درباره مسئولیت‌ها، ساختار مدل‌ها، روش هماهنگی یا معیارهای تحویل توضیح کافی ندهد.

در این شرایط، مشاور بیم می‌تواند کمک کند تعهدات کلی قرارداد به روش‌های اجرایی روشن تبدیل شوند.

زمانی که کارفرما نمی‌تواند خروجی‌های بیم را ارزیابی کند

اگر کارفرما مدل دریافت می‌کند اما نمی‌تواند مشخص کند آیا خروجی با الزامات قرارداد مطابقت دارد، اطلاعات مورد نیاز را دربرمی‌گیرد یا برای کاربرد مورد انتظار قابل استفاده است، به معیارهای روشن‌تری برای ارزیابی نیاز دارد.

مشاور بیم می‌تواند در تعریف این معیارها، پایش اجرا و ارزیابی تحویل نقش داشته باشد.

زمانی که هماهنگی و دوباره‌کاری به مشکل تکرارشونده تبدیل شده است

وجود بعضی تداخل‌ها در پروژه طبیعی است، اما تکرار مسائل مشابه می‌تواند نشانه ضعف در فرایند باشد.

زمان‌بندی نامناسب تبادل مدل، مرز نامشخص مسئولیت‌ها، مدل‌های ناقص یا روش ضعیف پیگیری مسائل می‌توانند باعث شوند تیم‌ها بارها یک مشکل مشابه را اصلاح کنند.

در چنین شرایطی، مسئله باید در سطح فرایند بررسی شود، نه فقط با افزایش تعداد جلسات یا گزارش‌های تداخل.

زمانی که BEP وجود دارد، اما اجرا نمی‌شود

گاهی BEP تهیه و تأیید شده است، اما روش واقعی کار تیم با آن تفاوت زیادی دارد.

اگر مسئولیت‌ها، استانداردها یا گردش‌کارهای تعریف‌ شده در سند در فعالیت روزمره پروژه استفاده نشوند، لازم است مشخص شود مشکل از خود BEP است یا از نحوه اجرای آن.

زمانی که کیفیت بیش از حد به افراد خاص وابسته است

اگر پاسخ بسیاری از پرسش‌های BIM در سازمان به چند فرد خاص وابسته باشد، بخشی از دانش هنوز به استاندارد، Template یا فرایند تبدیل نشده است.

مشاور بیم می‌تواند به تبدیل تجربه‌های فردی به روش‌های قابل استفاده برای کل تیم کمک کند.

زمانی که تحویل‌ها مرتباً برگشت داده می‌شوند

تکرار ایرادهای جدی در تحویل‌ها معمولاً نشان می‌دهد یا معیارهای پذیرش به ‌اندازه کافی روشن نیستند، یا تیم کنترل داخلی مناسبی پیش از ارسال ندارد.

در این شرایط، مشاور می‌تواند به شفاف‌تر شدن معیارهای تحویل و اصلاح فرایند کنترل کیفیت کمک کند.

زمانی که اجرای بیم کند یا پرهزینه شده است

اگر فعالیت‌های دستی، دوباره‌کاری، ورود تکراری اطلاعات یا فرایندهای کنترل زمان زیادی مصرف کنند، مسئله ممکن است دیگر «پیاده‌سازی BIM» نباشد، بلکه بهینه‌سازی روش موجود باشد.

در چنین شرایطی، مشاور بیم می‌تواند مشخص کند کدام بخش‌ها باید استانداردسازی، ساده‌سازی یا خودکار شوند.

زمانی که به ارزیابی مستقل نیاز دارید

وجود BIM Manager یا تیم داخلی بیم نیاز به مشاور بیرونی را کاملاً از بین نمی‌برد.

گاهی سازمان برای موضوعاتی مانند ارزیابی یک BEP، بررسی عملکرد پیمانکار، حل اختلاف درباره تعهدات یا تصمیم درباره یک تغییر مهم به دیدگاه تخصصی و مستقل نیاز دارد.

آیا هر مشکل بیم به مشاور نیاز دارد؟

خیر.

بسیاری از مسائل را می‌توان با تصمیم مدیریتی، اصلاح داخلی یا آموزش هدفمند حل کرد.

استفاده از مشاور زمانی منطقی‌تر است که مسئله در چند پروژه تکرار شود، علت آن برای تیم روشن نباشد، بر قرارداد یا تحویل اثر جدی داشته باشد یا سازمان تجربه لازم برای طراحی راه‌حل را نداشته باشد.

مشاور بیم زمانی ارزش ایجاد می‌کند که بتواند یک مسئله تکرارشونده یا مبهم را به روشی روشن‌تر، قابل اجرا، قابل تکرار و قابل ارزیابی تبدیل کند.

چگونه یک مشاور بیم مناسب انتخاب کنیم؟

انتخاب مشاور بیم نباید فقط بر اساس آشنایی با نرم‌افزار، تعداد پروژه‌های رزومه یا ظاهر حرفه‌ای یک نمونه مدل انجام شود.

پیش از انتخاب، ابتدا باید روشن باشد مسئله اصلی چیست: پیاده‌سازی بیم در سازمان، کنترل BIM از طرف کارفرما، اجرای تعهدات پروژه یا بهینه‌سازی یک فرایند موجود. نوع تجربه مورد نیاز برای هرکدام متفاوت است.

تجربه واقعی پروژه

مشاور باید تجربه کار در شرایط واقعی پروژه را داشته باشد؛ یعنی با محدودیت‌هایی مانند زمان‌بندی، تغییرات طراحی، هماهنگی بین رشته‌ها، تعهدات قراردادی و تحویل‌های رسمی آشنا باشد.

دانستن مفاهیم بیم مهم است، اما راهکار پیشنهادی باید در شرایط واقعی پروژه نیز قابل اجرا باشد.

درک بیم فراتر از نرم‌افزار

تسلط بر ابزارهایی مانند Revit، Navisworks یا Dynamo مفید است، اما برای مشاوره کافی نیست.

مشاور باید بتواند تشخیص دهد یک مشکل واقعاً از ابزار ناشی می‌شود یا ریشه آن در مسئولیت نامشخص، استاندارد ناقص، گردش‌کار ضعیف یا الزام قراردادی مبهم قرار دارد.

مشاور مناسب باید بتواند میان مسئله نرم‌افزار و مسئله فرایند تفاوت قائل شود.

توانایی کار در محیط چندرشته‌ای

بیم معمولاً در مرز میان معماری، سازه و تأسیسات قرار دارد.

مشاور لازم نیست جای متخصص هر رشته تصمیم مهندسی بگیرد، اما باید بتواند نحوه تعامل رشته‌ها، وابستگی مدل‌ها و اثر تصمیم‌های یک تیم بر سایر تیم‌ها را درک کند.

تبدیل استاندارد به روش اجرایی

آشنایی با استانداردها زمانی ارزشمند است که بتوان آن‌ها را به روش قابل استفاده تبدیل کرد.

اگر مشاور ساختار یا استاندارد جدیدی پیشنهاد می‌کند، باید بتواند توضیح دهد:

  • این روش چگونه اجرا می‌شود؛

  • چه کسی مسئول آن است؛

  • چگونه کنترل می‌شود؛

  • و چه مسئله‌ای را حل می‌کند.

راهکار باید با اندازه پروژه، توان تیم و نیاز واقعی سازمان متناسب باشد.

تعریف خروجی قابل اندازه‌گیری

خدمات مشاوره باید تا حد امکان به خروجی‌های مشخص منتهی شوند.

این خروجی ممکن است شامل الزامات بیم، BEP، استاندارد مدل‌سازی، Template، ماتریس مسئولیت، فرایند کنترل یا یک ابزار اتوماسیون باشد.

مهم این است که بتوان مشخص کرد در پایان همکاری چه تغییری ایجاد شده و آیا هدف مورد انتظار محقق شده است یا خیر.

توانایی انتقال دانش

در بسیاری از مأموریت‌های سازمانی، تیم نباید برای اجرای روزمره فرایندها به‌ طور دائمی به مشاور وابسته بماند.

استانداردها، ابزارها و روش‌های ایجادشده باید تا حد امکان مستند شوند و افراد کلیدی سازمان بتوانند آن‌ها را ادامه دهند.

استقلال در ارزیابی

در مأموریت‌هایی مانند نمایندگی کارفرما یا ارزیابی خروجی پیمانکار، استقلال مشاور اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

ارزیابی باید بر اساس الزامات و معیارهای از پیش تعیین‌شده انجام شود، نه صرفاً بر اساس توضیح همان تیمی که مسئول تولید خروجی بوده است.

معیار نهایی انتخاب

در نهایت، سؤال اصلی این نیست که مشاور چند نرم‌افزار می‌داند یا چند عنوان تخصصی در رزومه دارد.

سؤال مهم‌تر این است:

آیا این فرد یا تیم می‌تواند مسئله بیم شما را درست تشخیص دهد و آن را به راهکاری قابل اجرا، قابل اندازه‌گیری و متناسب با شرایط واقعی سازمان یا پروژه تبدیل کند؟

اگر پاسخ این سؤال روشن نباشد، حتی رزومه قوی نیز برای انتخاب کافی نیست.

جمع‌بندی

ارزش مشاور بیم را نمی‌توان فقط با تعداد جلسات، اسناد تهیه ‌شده یا مدل‌های بررسی‌شده سنجید.

نتیجه واقعی مشاوره زمانی دیده می‌شود که ابهام در الزامات، مسئولیت‌ها، روش اجرا و معیارهای ارزیابی کمتر شود و تیم بتواند بیم را با ساختاری روشن‌تر اجرا کند.

در سطح پروژه، این تغییر می‌تواند به این معنا باشد که:

  • کارفرما بداند چه خروجی‌هایی را باید دریافت کند؛

  • مشاور و پیمانکار از تعهدات خود آگاه باشند؛

  • مسئولیت تولید و کنترل مدل‌ها مشخص باشد؛

  • هماهنگی بین رشته‌ها مسیر تعریف‌شده‌ای داشته باشد؛

  • و تحویل نهایی بر اساس معیارهای از پیش تعیین‌شده ارزیابی شود.

در سطح سازمان نیز هدف می‌تواند ایجاد استانداردها، Templateها، گردش‌کارها و روش‌هایی باشد که در پروژه‌های مختلف قابل استفاده باشند و کیفیت اجرای بیم کمتر به تجربه افراد خاص وابسته شود.

مشاور مناسب نباید صرفاً ابزار یا سند بیشتری به پروژه اضافه کند. راهکار پیشنهادی باید متناسب با مسئله واقعی باشد و بتوان اثر آن را در روش اجرا و کیفیت خروجی مشاهده کرد.

بنابراین، اگر بخواهیم نقش مشاور بیم را در یک جمله خلاصه کنیم:

مشاور بیم کمک می‌کند آنچه از BIM انتظار می‌رود، به مسئولیت‌ها، روش‌های اجرایی و خروجی‌هایی تبدیل شود که بتوان آن‌ها را اجرا، کنترل و ارزیابی کرد.

برای کارفرما، این نقش می‌تواند به معنای ایجاد امکان تعریف و کنترل تعهدات بیم باشد؛ و برای مشاور یا پیمانکار، به معنای تبدیل این تعهدات به روشی مشخص و قابل تحویل.

مسیر اجرایی مرتبط

این موضوع مستقیماً به نقش مشاور BIM کارفرما وصل می‌شود.

وقتی کارفرما برای تعریف الزامات، ارزیابی BEP، پایش تعهدات یا پذیرش خروجی‌ها به معیار و ارزیابی مستقل نیاز دارد، مسیر تجاری باید روشن و مستقیم باشد.

خدمت مشاور BIM کارفرما این تصمیم‌ها و کنترل‌ها را به یک مسیر قابل سنجش در طول پروژه متصل می‌کند.