پرش به محتوا
مقاله تحلیلی14 دقیقه مطالعه

BIM چیست و چه تفاوتی با Revit دارد؟

BIM چیست، چه تفاوتی با Revit دارد، چرا استفاده از Revit به‌تنهایی به معنی اجرای BIM نیست و یک سازمان برای استفاده واقعی از BIM به چه ساختاری نیاز دارد؟

متن مقاله

مقدمه

BIM و Revit اغلب به‌جای یکدیگر استفاده می‌شوند، در حالی که یکی روش مدیریت و تبادل اطلاعات در پروژه است و دیگری ابزاری برای مدل‌سازی و مستندسازی. این تفاوت زمانی مهم می‌شود که سازمان تصور کند صرف استفاده از Revit به معنی اجرای BIM است. این مقاله مفهوم BIM، نقش Revit و رابطه میان آن‌ها را توضیح می‌دهد و نشان می‌دهد برای استفاده واقعی از BIM علاوه بر نرم‌افزار به مسئولیت، استاندارد، هماهنگی و گردش‌کار مشخص نیز نیاز است.

BIM چیست؟

BIM مخفف Building Information Modeling یا «مدل‌سازی اطلاعات ساختمان» است؛ اما این ترجمه به‌تنهایی ممکن است باعث شود BIM صرفاً به‌عنوان ساخت یک مدل سه‌بعدی از ساختمان در نظر گرفته شود. در عمل، BIM مفهومی گسترده‌تر است و به روشی برای تولید، سازمان‌دهی، تبادل و استفاده از اطلاعات پروژه در طول چرخه عمر آن اشاره دارد.

اگر هدف شما ابتدا یک تعریف مستقل و پایه از این مفهوم است، مقاله BIM چیست؟ را بخوانید؛ این مقاله حاضر روی تفاوت BIM با Revit و پیامد آن برای پیاده‌سازی سازمانی تمرکز دارد.

در فرایند BIM، اجزای ساختمان فقط شکل هندسی ندارند. هر جزء می‌تواند علاوه بر ابعاد و موقعیت، اطلاعاتی مانند نوع، مشخصات فنی، مصالح، کد، وضعیت، ارتباط با سایر اجزا و داده‌های موردنیاز برای طراحی، اجرا یا بهره‌برداری را نیز در خود داشته باشد.

برای مثال، یک دیوار در مدل BIM فقط مجموعه‌ای از خطوط یا سطوح نیست. این دیوار می‌تواند مشخص کند از چه لایه‌هایی تشکیل شده، چه ضخامت و مصالحی دارد، در کدام طبقه قرار گرفته و چگونه در متره، مستندات یا کنترل پروژه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

با این حال، وجود چنین اطلاعاتی به‌تنهایی برای شکل‌گیری BIM کافی نیست. BIM زمانی معنا پیدا می‌کند که مدل‌ها و اطلاعات آن‌ها در یک فرایند مشخص همکاری، هماهنگی و تصمیم گیری استفاده شوند؛ یعنی معلوم باشد چه کسی اطلاعات را تولید می‌کند، چه کسی آن را بررسی می‌کند، چگونه بین رشته‌ها تبادل می‌شود و کدام نسخه مبنای کار پروژه است.

بنابراین BIM را بهتر است نه یک فایل یا نرم‌افزار، بلکه روشی ساختاریافته برای مدیریت اطلاعات و همکاری در پروژه‌های ساختمانی در نظر گرفت.

BIM چه مسئله‌ای را در پروژه‌های ساختمانی حل می‌کند؟

پروژه‌های ساختمانی به‌طور طبیعی با حجم زیادی از اطلاعات، نقشه‌ها، مدل‌ها، محاسبات، مشخصات فنی و تصمیم‌های بین‌رشته‌ای روبه‌رو هستند. هرچه پروژه بزرگ‌تر و پیچیده‌تر شود، احتمال بروز ناهماهنگی، دوباره‌کاری، استفاده از اطلاعات قدیمی و برداشت متفاوت تیم‌ها از یک موضوع بیشتر می‌شود.

در روش‌های سنتی، اطلاعات پروژه معمولاً در فایل‌ها و نقشه‌های جداگانه تولید می‌شوند. معماری، سازه و تأسیسات هرکدام خروجی‌های خود را دارند و هماهنگی میان آن‌ها بخش قابل ‌توجهی از زمان تیم پروژه را مصرف می‌کند. اگر تغییر مهمی در یک رشته رخ دهد، این تغییر باید در مدارک مرتبط نیز شناسایی و اعمال شود؛ فرایندی که مستعد خطا است.

BIM تلاش می‌کند این مشکل را با ایجاد یک ساختار اطلاعاتی هماهنگ‌تر کاهش دهد. مدل‌ها می‌توانند ارتباط میان عناصر مختلف پروژه را واضح‌تر کنند و امکان بررسی هم‌زمان اطلاعات معماری، سازه و تأسیسات را فراهم آورند. در نتیجه، بسیاری از تضادها و ناهماهنگی‌ها پیش از رسیدن به مرحله اجرا قابل شناسایی هستند.

اما ارزش BIM فقط در پیدا کردن برخورد میان مدل‌ها نیست. مسئله اصلی این است که اطلاعات پروژه بتوانند قابل‌اعتماد، قابل‌ردیابی و قابل‌استفاده برای تصمیم گیری باشند.

به همین دلیل،BIM بیش از آنکه صرفاً یک روش مدل‌سازی باشد، پاسخی به مسئله مدیریت پیچیدگی اطلاعات و همکاری میان تیم‌های پروژه است.

آیا BIM یک نرم‌افزار است؟

یکی از رایج‌ترین برداشت‌های اشتباه درباره BIM این است که آن را نام یک نرم‌افزار یا مجموعه‌ای از نرم‌افزارهای تخصصی بدانیم. در حالی کهBIM خودِ نرم‌افزار نیست؛ بلکه یک فرآیند برای تولید، مدیریت و استفاده از اطلاعات پروژه است که برای اجرا شدن به ابزارهای نرم‌افزاری نیاز دارد.

نرم‌افزارهایی مانند Revit، Archicad، Tekla Structures، Navisworks و بسیاری از ابزارهای دیگر می‌توانند در بخش‌های مختلف یک فرایند BIM استفاده شوند. بعضی برای تولید مدل، بعضی برای هماهنگی و بررسی مدل‌ها، بعضی برای مدیریت اطلاعات و برخی برای تحلیل یا استخراج خروجی به کار می‌روند.

بنابراین داشتن یک نرم‌افزار BIM-capable به این معنی نیست که یک پروژه یا سازمان الزاماً BIM را اجرا می‌کند. ممکن است یک شرکت سال‌ها از Revit استفاده کند، اما همچنان مسئولیت‌ها، استانداردهای مدل‌سازی، روش تبادل اطلاعات، کنترل نسخه و فرایند هماهنگی مشخصی نداشته باشد.

تفاوت اصلی در همین نقطه است:

نرم‌افزار ابزار اجرای کار است؛ BIM ساختاری است که مشخص می‌کند این ابزارها برای چه هدفی، توسط چه کسی و در چه فرایندی استفاده شوند.

در نتیجه، انتخاب نرم‌افزار مهم است، اما فقط یکی از اجزای اجرای BIM محسوب می‌شود و نمی‌تواند جایگزین تعریف فرایند، مسئولیت و استاندارد شود.

Revit چیست و چه نقشی در BIM دارد؟

Revit یک نرم‌افزار مدل‌سازی و مستندسازی ساختمان است که توسط Autodesk توسعه داده شده و در رشته‌های معماری، سازه و تأسیسات مورد استفاده قرار می‌گیرد. این نرم‌افزار امکان می‌دهد اجزای ساختمان به‌ صورت عناصر پارامتریک مدل شوند و اطلاعات مرتبط با آن‌ها در یک محیط واحد مدیریت شود.

برای مثال، وقتی یک دیوار، تیر، کانال هوا یا تجهیز مکانیکی در Revit ایجاد می‌شود، آن عنصر فقط یک شکل سه‌بعدی نیست. می‌تواند دارای مشخصاتی مانند ابعاد، نوع، مصالح، کد، سیستم و سایر پارامترهای موردنیاز پروژه باشد. تغییر در مدل نیز می‌تواند به‌صورت هماهنگ در نماها، مقاطع، جداول و نقشه‌های مرتبط منعکس شود.

به همین دلیل Revit یکی از ابزارهای مهم برای تولید مدل‌های BIM است، اما Revit خودِ BIM نیست.

در یک پروژه BIM ممکن است Revit برای مدل‌سازی استفاده شود، Navisworks برای هماهنگی و بررسی مدل‌ها، ابزارهای دیگری برای مدیریت اطلاعات یا تحلیل و یک محیط داده مشترک برای تبادل و کنترل فایل‌ها به کار رود. حتی ممکن است بخشی از تیم پروژه از نرم‌افزارهایی غیر از Revit استفاده کند.

بنابراین نقش Revit را باید به‌عنوان یکی از ابزارهای اجرای فرایند BIM در نظر گرفت.

اگر BIM مشخص کند چه اطلاعاتی باید تولید شود، چه کسی مسئول آن است و چگونه این اطلاعات در پروژه مورد استفاده قرار می‌گیرد، Revit یکی از محیط‌هایی است که تیم می‌تواند برای تولید و مدیریت بخشی از این اطلاعات از آن استفاده کند.

آیا استفاده از Revit به معنی اجرای BIM است؟

خیر. یک شرکت می‌تواند از Revit برای تولید مدل و نقشه استفاده کند، بدون اینکه واقعاً یک فرایند BIM در پروژه یا سازمان خود داشته باشد.

برای مثال، ممکن است تیم معماری، سازه و تأسیسات هرکدام مدل خود را در Revit تولید کنند، اما مشخص نباشد چه کسی مسئول هماهنگی مدل‌ها است، مدل‌ها در چه زمان‌هایی باید مبادله شوند، چه اطلاعاتی باید در آن‌ها وجود داشته باشد و کدام نسخه مبنای تصمیم ‌گیری یا اجرا است.

در چنین شرایطی Revit صرفاً جایگزین ابزارهای قبلی مدل‌سازی و ترسیم شده است. بخشی از کار ممکن است سریع‌تر یا هماهنگ‌تر انجام شود، اما مسائل مدیریتی و اطلاعاتی پروژه همچنان باقی می‌مانند.

برای اینکه استفاده از Revit بخشی از یک فرایند BIM باشد، معمولاً باید مواردی مانند این‌ها نیز مشخص باشند:

  • هدف استفاده از مدل در پروژه؛
  • مسئولیت هر رشته در تولید و تکمیل اطلاعات؛
  • استانداردهای مدل‌سازی و مستندسازی؛
  • روش تبادل و هماهنگی مدل‌ها؛
  • معیارهای کنترل کیفیت و پذیرش خروجی‌ها؛
  • روش مدیریت نسخه‌ها و تغییرات.

بنابراین معیار اجرای BIM این نیست که تیم پروژه «با چه نرم‌افزاری مدل‌سازی می‌کند»، بلکه این است که مدل و اطلاعات آن چگونه در یک فرایند تعریف‌شده برای همکاری، کنترل و تصمیم گیری استفاده می‌شوند.

Revit می‌تواند ابزار بسیار مهمی در این فرایند باشد، اما استفاده از آن به‌تنهایی نشان‌دهنده اجرای BIM نیست.

اطلاعات موردنیاز در BIM چگونه تعیین می‌شوند؟

اطلاعات موردنیاز در BIM باید از نیازهای پروژه و کاربردهایی که برای مدل تعریف شده‌اند استخراج شوند، نه از قابلیت‌های نرم‌افزار یا این تصور که هرچه اطلاعات بیشتری وارد مدل شود،BIM کامل‌تر است.

نقطه شروع، مشخص کردن هدف استفاده از مدل است. برای مثال، اگر مدل برای هماهنگی بین رشته‌ها استفاده می‌شود، اطلاعات لازم باید امکان تشخیص موقعیت، ابعاد و ارتباط اجزا را فراهم کنند. اگر هدف متره و برآورد باشد، نوع‌بندی عناصر و اطلاعات مرتبط با کمیت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در تحویل نهایی نیز ممکن است اطلاعاتی مانند کد تجهیز، مشخصات فنی یا داده‌های موردنیاز بهره‌برداری لازم باشند.

پس از مشخص شدن کاربرد، برای هر گروه از اطلاعات باید تعیین شود:

  • چه اطلاعاتی موردنیاز است؛
  • در چه مرحله‌ای باید در مدل وجود داشته باشد؛
  • کدام رشته یا شخص مسئول تولید آن است؛
  • اطلاعات باید با چه قالب یا ساختاری ثبت شوند؛
  • و بر اساس چه معیاری کنترل و پذیرفته شوند.

برای مثال، اگر کارفرما در پایان پروژه به اطلاعات تجهیزات مکانیکی نیاز دارد، صرفاً درخواست «مدل کامل تأسیسات» کافی نیست. باید مشخص شود کدام مشخصات تجهیزات، در چه زمانی، توسط چه کسی و با چه ساختاری تحویل داده می‌شوند.

بنابراین تعیین اطلاعات موردنیاز در BIM یک تصمیم مدل‌سازی نیست؛ فرایندی برای تبدیل نیازهای پروژه به الزامات مشخص اطلاعاتی، مسئولیت‌ها و معیارهای تحویل است.

BIM چگونه بین معماری، سازه و تأسیسات ارتباط ایجاد می‌کند؟

در پروژه‌های ساختمانی، معماری، سازه و تأسیسات معمولاً توسط تیم‌های مختلف و با مسئولیت‌های جداگانه طراحی می‌شوند. مشکل زمانی ایجاد می‌شود که تصمیم یک رشته بدون اطلاع یا هماهنگی با رشته‌های دیگر تغییر کند و این تغییر دیرهنگام در نقشه‌ها یا هنگام اجرا آشکار شود.

BIM این ارتباط را از طریق مدل‌های هماهنگ‌شونده و یک فرایند مشخص تبادل اطلاعات برقرار می‌کند. هر رشته می‌تواند مدل تخصصی خود را تولید کند و این مدل‌ها در دوره‌های مشخص برای بررسی مشترک در کنار یکدیگر قرار گیرند.

برای مثال، مدل معماری ممکن است محل فضاها و سقف‌ها را تعیین کند، مدل سازه موقعیت تیرها و ستون‌ها را نشان دهد و مدل تأسیسات مسیر کانال‌ها، لوله‌ها و کابل‌ها را مشخص کند. قرار دادن این مدل‌ها در یک مدل تجمیعی یا Federated Model امکان می‌دهد ارتباط میان رشته‌ها بدون ادغام مالکیت مدل‌های اصلی بررسی شود.

در این فرایند می‌توان مسائلی مانند موارد زیر را شناسایی کرد:

  • برخورد مسیر تأسیسات با تیر یا دیوار؛
  • عبور نامناسب تجهیزات از فضای معماری؛
  • اختلاف میان بازشوهای موردنیاز و مدل سازه؛
  • تغییراتی که بر چند رشته به‌طور هم‌زمان اثر می‌گذارند.

اما شناسایی تداخل به ‌تنهایی هماهنگی محسوب نمی‌شود. برای هر مسئله باید مشخص باشد کدام تیم مسئول بررسی است، چه تصمیمی گرفته شده و اصلاح در کدام مدل انجام می‌شود.

بنابراین BIM ارتباط بین رشته‌ها را با قابل‌مشاهده کردن اثر تصمیم‌ها و ایجاد یک چرخه مشخص برای تبادل، بررسی و اصلاح مدل‌ها ایجاد می‌کند.

BIM فقط مربوط به مرحله طراحی است؟

خیر. اگرچه BIM در بسیاری از پروژه‌ها ابتدا در مرحله طراحی وارد فرایند می‌شود، کاربرد آن می‌تواند از مراحل اولیه پروژه تا اجرا، تحویل و حتی بهره‌برداری ادامه پیدا کند.

در مرحله طراحی، مدل‌ها برای هماهنگی بین رشته‌ها، بررسی گزینه‌ها، تولید نقشه‌ها و کنترل تداخل‌ها استفاده می‌شوند. در مرحله اجرا، همین اطلاعات می‌توانند مبنای برنامه‌ریزی، تهیه نقشه‌های اجرایی، بررسی تغییرات، متره، هماهنگی با پیمانکاران و کنترل وضعیت ساخت قرار گیرند.

در زمان تحویل نیز ممکن است مدل برای ثبت وضعیت نهایی پروژه و اطلاعات تجهیزات تکمیل شود تا بخشی از اطلاعات موردنیاز بهره‌بردار در اختیار او قرار گیرد.

اما این پیوستگی به‌ صورت خودکار ایجاد نمی‌شود. اگر از ابتدا مشخص نباشد مدل در هر مرحله برای چه هدفی استفاده خواهد شد، ممکن است اطلاعاتی تولید شوند که در مراحل بعد کاربردی نداشته باشند یا برعکس، اطلاعات موردنیاز دیرهنگام درخواست شوند.

بنابراین BIM را نباید فعالیتی محدود به «مدل‌سازی در طراحی» دانست. کاربرد BIM می‌تواند در طول چرخه عمر پروژه ادامه داشته باشد، به شرط آنکه نیازهای اطلاعاتی و کاربرد مدل برای هر مرحله از قبل مشخص شوند.

یک پروژه برای استفاده واقعی از BIM به چه چیزهایی غیر از Revit نیاز دارد؟

Revit می‌تواند ابزار اصلی تولید مدل باشد، اما برای اینکه BIM در پروژه به ‌صورت قابل اتکا استفاده شود، باید در کنار نرم‌افزار، ساختار اجرایی مشخصی نیز وجود داشته باشد.

پیش از شروع کار، لازم است هدف استفاده از BIM روشن شود. تیم پروژه باید بداند مدل‌ها برای چه کاربردهایی تولید می‌شوند؛ برای مثال هماهنگی، مستندسازی، متره، برنامه‌ریزی اجرا یا تحویل اطلاعات. این اهداف مشخص می‌کنند چه مدل‌ها و چه اطلاعاتی واقعاً موردنیاز هستند.

در ادامه، پروژه به چند جزء اساسی نیاز دارد:

  • تعریف نقش‌ها و مسئولیت‌ها: مشخص باشد هر رشته چه چیزی تولید و چه کسی آن را کنترل می‌کند.
  • استانداردهای مشترک: قواعد نام‌گذاری، ساختار فایل‌ها، مدل‌سازی، پارامترها و مستندسازی بین تیم‌ها هماهنگ باشند.
  • روش تبادل اطلاعات: زمان و شیوه اشتراک مدل‌ها و مدارک مشخص باشد.
  • فرایند هماهنگی: نحوه تجمیع مدل‌ها، ثبت مسائل، تعیین مسئول اصلاح و پیگیری تصمیم‌ها تعریف شود.
  • کنترل کیفیت: مدل‌ها پیش از استفاده یا تحویل بر اساس معیارهای مشخص بررسی شوند.
  • مدیریت نسخه و وضعیت اطلاعات: معلوم باشد کدام خروجی در حال کار، در حال بررسی یا مبنای رسمی پروژه است.

در نتیجه، اجرای واقعی BIM به مجموعه‌ای از افراد، مسئولیت‌ها، استانداردها و گردش‌کارهای هماهنگ نیاز دارد. نرم‌افزار امکان تولید مدل را فراهم می‌کند؛ این ساختار اجرایی است که مدل را به بخشی قابل اعتماد از فرایند پروژه تبدیل می‌کند.

تفاوت یادگیری Revit با یادگیری BIM چیست؟

یادگیری Revit بیشتر بر مهارت استفاده از یک ابزار متمرکز است؛ در حالی که یادگیری BIM به درک نحوه کار در یک فرایند مشترک تولید و مدیریت اطلاعات مربوط می‌شود.

فردی که Revit را یاد می‌گیرد، معمولاً با موضوعاتی مانند مدل‌سازی عناصر، تنظیم Viewها، تولید نقشه، ساخت Family، تهیه Schedule و مدیریت فایل پروژه آشنا می‌شود. این مهارت‌ها برای تولید مدل و مستندات ضروری هستند، اما به‌تنهایی مشخص نمی‌کنند فرد چگونه باید در یک پروژه BIM با سایر اعضای تیم همکاری کند.

در BIM، فرد علاوه بر مهارت نرم‌افزاری باید بداند:

  • چه بخشی از مدل در مسئولیت او قرار دارد؛
  • چه اطلاعاتی باید در هر مرحله تولید یا تکمیل شود؛
  • مدل چه زمانی و با چه شرایطی برای سایر تیم‌ها منتشر می‌شود؛
  • مسائل هماهنگی چگونه ثبت و پیگیری می‌شوند؛
  • استانداردهای پروژه چگونه بر مدل‌سازی و مستندسازی اثر می‌گذارند؛
  • خروجی او بر فعالیت سایر رشته‌ها چه تأثیری دارد.

برای مثال، یک مدل‌ساز ممکن است بتواند یک سیستم تأسیساتی را به‌خوبی در Revit مدل کند، اما در یک پروژه BIM باید بداند مدل او چه زمانی برای هماهنگی آماده است، چه اطلاعاتی باید داشته باشد و اصلاح مسائل بین‌رشته‌ای چگونه مدیریت می‌شود.

بنابراین آموزش Revit مهارت استفاده از ابزار را ایجاد می‌کند، اما آموزش BIM نحوه استفاده از آن مهارت در ساختار واقعی پروژه را مشخص می‌کند.

چه زمانی استفاده از Revit باید به پیاده سازی BIM در سازمان تبدیل شود؟

تا زمانی که Revit فقط توسط چند نفر برای مدل‌سازی و تولید نقشه استفاده می‌شود، ممکن است مدیریت آن در سطح فردی یا یک تیم کوچک امکان ‌پذیر باشد. اما با افزایش تعداد کاربران، رشته‌ها و پروژه‌ها، مشکلاتی ظاهر می‌شوند که دیگر با آموزش نرم‌افزار حل نمی‌شوند.

نشانه‌های این مرحله معمولاً شامل مواردی مانند این‌ها هستند:

  • هر تیم Revit را با روش و استاندارد متفاوتی استفاده می‌کند؛
  • Templateها، Familyها و پارامترها بین پروژه‌ها یکسان نیستند؛
  • مسئولیت مدل‌ها و اطلاعات میان رشته‌ها روشن نیست؛
  • هماهنگی معماری، سازه و تأسیسات به افراد خاص وابسته است؛
  • روش ثابتی برای کنترل کیفیت، انتشار یا تحویل مدل وجود ندارد؛
  • هر پروژه ناچار است بخشی از قواعد کاری را دوباره از ابتدا تعریف کند.

در چنین شرایطی مسئله سازمان دیگر «چگونه با Revit کار کنیم؟» نیست. مسئله این است که چگونه چندین نفر و رشته بتوانند با یک روش مشترک، خروجی قابل‌پیش‌بینی و قابل‌کنترل تولید کنند.

این همان نقطه‌ای است که استفاده از نرم‌افزار باید به پیاده سازی BIM در سطح سازمان تبدیل شود؛ یعنی استانداردها، نقش‌ها، Templateها، گردش‌کارها، روش هماهنگی و کنترل کیفیت به‌صورت سازمان‌یافته تعریف و در پروژه‌ها اجرا شوند.

بنابراین نیاز به پیاده سازی BIM معمولاً زمانی شکل می‌گیرد که رشد استفاده از Revit، از توان مدیریت غیررسمی و فردمحور سازمان عبور کرده باشد.

جمع‌بندی

BIM و Revit ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند، اما یک مفهوم نیستند. Revit ابزاری برای مدل‌سازی، مستندسازی و مدیریت بخشی از اطلاعات پروژه است؛ در حالی که BIM چارچوب گسترده‌تری برای تولید، تبادل، کنترل و استفاده از اطلاعات بین افراد و رشته‌های مختلف پروژه ایجاد می‌کند.

یک تیم می‌تواند بدون داشتن ساختار BIM از Revit استفاده کند. در مقابل، یک فرایند BIM ممکن است علاوه بر Revit از ابزارهای متعدد دیگری برای هماهنگی، تحلیل، کنترل اطلاعات و مدیریت خروجی‌ها استفاده کند.

تفاوت اصلی زمانی آشکار می‌شود که تعداد افراد، رشته‌ها و پروژه‌ها افزایش پیدا می‌کند. در این شرایط دیگر صرفاً توانایی مدل‌سازی کافی نیست. سازمان باید مشخص کند چه اطلاعاتی تولید می‌شوند، مسئول هر بخش چه کسی است، مدل‌ها چگونه هماهنگ می‌شوند و خروجی‌ها بر اساس چه معیارهایی کنترل و تحویل داده می‌شوند.

به همین دلیل، یادگیری Revit می‌تواند نقطه شروع مناسبی باشد، اما استفاده سازمان‌یافته از BIM نیازمند چیزی فراتر از مهارت نرم‌افزاری است.

اگر استفاده از Revit در یک شرکت به مرحله‌ای رسیده که نبود استاندارد مشترک، مسئولیت مشخص یا روش ثابت هماهنگی باعث دوباره‌کاری و ناهماهنگی می‌شود، مسئله دیگر آموزش نرم‌افزار نیست؛ سازمان به یک ساختار مشخص برای پیاده سازی BIM نیاز دارد.

مسیر اجرایی مرتبط

این موضوع مستقیماً به پیاده‌سازی BIM وصل می‌شود.

اگر سازمان هنوز روش مشترک، مسئولیت‌های روشن و ساختار قابل تکراری برای تولید، کنترل و تحویل اطلاعات ندارد، مسئله به طراحی و تثبیت روش اجرا مربوط است.

BIMFlow مسیر گذار را از ارزیابی آمادگی و طراحی ساختار تا اجرای پایلوت و انتقال مالکیت به تیم داخلی پیش می‌برد.