پرش به محتوا
مقاله تحلیلی18 دقیقه مطالعه

هنگام انتخاب شرکت یا مشاور خدمات BIM چه معیارهایی را باید بررسی کرد؟

برای انتخاب شرکت یا مشاور خدمات BIM فقط نمونه‌کار و تسلط به Revit کافی نیست. معیارهای فنی، مدیریتی، QA/QC، دامنه خدمات، تعامل با تیم و انتقال دانش را بررسی کنید.

متن مقاله

مقدمه

انتخاب ارائه‌دهنده خدمات BIM فقط با دیدن چند مدل خوب یا سنجش تسلط او به Revit تصمیم قابل اتکایی نیست. نوع مسئله پروژه تعیین می‌کند چه ترکیبی از توان فنی، تجربه مدیریتی، کنترل کیفیت، ارتباط با تیم و انتقال دانش لازم است. این مقاله معیارهایی را بررسی می‌کند که به کارفرما یا سازمان کمک می‌کنند ابتدا دامنه نیاز خود را مشخص کند و سپس شرکت یا مشاوری را انتخاب کند که توان حل همان مسئله را دارد، نه صرفاً توان تولید خروجی‌های چشمگیر.

چرا نمونه ‌کار و تسلط به Revit برای انتخاب کافی نیست؟

هنگام انتخاب یک شرکت یا مشاور BIM، معمولاً اولین چیزهایی که بررسی می‌شوند نمونه‌کارها، تصاویر مدل‌های سه‌بعدی و میزان تسلط تیم به نرم‌افزارهایی مانند Revit است. این موارد مهم‌اند، اما به تنهایی نشان نمی‌دهند که یک مجموعه می‌تواند اجرای BIM را در یک پروژه واقعی به درستی مدیریت کند.

یک مدل منظم و دقیق فقط نتیجه نهایی را نشان می‌دهد؛ نه فرایندی را که به آن نتیجه منتهی شده است. از روی تصاویر یک مدل نمی‌توان فهمید مسئولیت هر رشته چگونه تعریف شده، هماهنگی بین معماری، سازه و تأسیسات چگونه انجام شده، تغییرات چگونه کنترل شده‌اند یا چه روشی برای کنترل کیفیت وجود داشته است.

همچنین تسلط بالا به Revit الزاماً به معنای درک BIM نیست. ممکن است فردی در مدل‌سازی، ساخت Family یا تهیه نقشه بسیار توانمند باشد، اما تجربه کافی در مدیریت مدل‌های چندرشته‌ای، تعریف گردش‌کار، کنترل خروجی‌ها یا حل مسائل بین تیم‌ها نداشته باشد.

به همین دلیل، نمونه‌کار و مهارت نرم‌افزاری بهتر است به‌عنوان شرط اولیه ارزیابی دیده شوند، نه معیار نهایی انتخاب.

در ارزیابی یک ارائه‌دهنده BIM باید سؤال مهم‌تری مطرح شود: آیا این تیم فقط می‌تواند مدل تولید کند، یا می‌تواند فرایندی ایجاد کند که در آن مدل‌ها به صورت هماهنگ، قابل کنترل و متناسب با نیاز واقعی پروژه تولید شوند؟

نمونه ‌کار نشان می‌دهد یک تیم چه چیزی ساخته است؛ اما لزوماً نشان نمی‌دهد آن نتیجه چگونه مدیریت شده است.

پیش از انتخاب ارائه‌دهنده، مشخص کنید چه مسئله‌ای قرار است حل شود

پیش از مقایسه شرکت‌ها و مشاوران BIM، باید مشخص شود مسئله اصلی پروژه یا سازمان چیست. عبارت کلی «به خدمات BIM نیاز داریم» برای انتخاب ارائه‌دهنده کافی نیست، چون خدمات مختلف BIM به توانایی‌ها و روش‌های کاری متفاوتی نیاز دارند.

گاهی مسئله صرفاً کمبود ظرفیت تولید است. در این حالت ممکن است تیم داخلی استاندارد، گردش‌کار و ساختار مناسبی داشته باشد، اما برای مدل‌سازی یا تهیه مدارک به نیروی بیشتری نیاز داشته باشد. در چنین شرایطی، یک تیم مدل‌سازی توانمند می‌تواند انتخاب مناسبی باشد.

در پروژه‌ای دیگر، مدل‌ها تولید می‌شوند اما هماهنگی بین معماری، سازه و تأسیسات ضعیف است. اینجا مسئله دیگر فقط تولید مدل نیست و توانایی مدیریت هماهنگی و حل مسائل بین‌رشته‌ای اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

در بعضی سازمان‌ها نیز افراد به Revit مسلط‌اند، اما مدل‌ها سنگین‌اند، تهیه مدارک زمان زیادی می‌برد یا روش‌های کاری بین تیم‌ها یکسان نیست. چنین شرایطی بیشتر به بهینه‌سازی فرایندهای BIM نیاز دارد تا برون ‌سپاری مدل‌سازی.

اگر سازمان در حال گذار از CAD به BIM باشد، مسئله گسترده‌تر است و می‌تواند شامل آموزش، استانداردها، Template، گردش‌کار، نقش‌ها و اجرای پایلوت باشد؛ این وضعیت معمولاً در حوزه پیاده‌سازی BIM قرار می‌گیرد. از سوی دیگر، کارفرما ممکن است اساساً به فرد یا تیمی نیاز داشته باشد که الزامات BIM را تعریف و بر اجرای آن توسط مشاوران و پیمانکاران نظارت کند.

بنابراین اولین معیار انتخاب، خود ارائه‌دهنده نیست؛ تعریف درست مسئله است. تا زمانی که مشخص نباشد چه چیزی باید اصلاح یا ایجاد شود، مقایسه پیشنهادها نیز می‌تواند گمراه‌کننده باشد.

آیا به شرکت مدل‌سازی نیاز دارید یا مشاور BIM؟

پیش از انتخاب ارائه‌دهنده، باید مشخص شود که نیاز پروژه یا سازمان بیشتر به ظرفیت تولید مربوط است یا به حل مسئله و طراحی فرایند. این دو نوع نیاز می‌توانند به دو نوع ارائه‌دهنده متفاوت منتهی شوند.

اگر دامنه کار روشن است، استانداردها و Templateها مشخص‌اند، مسئولیت‌ها تعریف شده‌اند و تیم داخلی می‌داند مدل‌ها چگونه باید تولید و کنترل شوند، ممکن است نیاز اصلی فقط افزایش ظرفیت مدل‌سازی باشد. در چنین شرایطی، یک شرکت مدل‌سازی که بتواند خروجی مورد انتظار را با کیفیت و در زمان مناسب تولید کند، می‌تواند انتخاب کاملاً درستی باشد.

اما اگر خود فرایند هنوز مسئله دارد، شرایط متفاوت است. برای مثال، ممکن است تیم‌ها روش مشترکی نداشته باشند، هماهنگی بین رشته‌ها ضعیف باشد، مسئولیت‌ها مبهم باشند، خروجی‌ها معیار پذیرش مشخصی نداشته باشند یا سازمان نداند چگونه BIM را در پروژه‌ها تثبیت کند. در این وضعیت، اضافه کردن نیروی مدل‌ساز لزوماً مسئله را حل نمی‌کند.

نقش مشاور BIM بیشتر در تشخیص این مسائل، تعریف ساختار مناسب و کمک به اجرای آن معنا پیدا می‌کند. مشاور ممکن است در مدل‌سازی نیز مشارکت داشته باشد، اما ارزش اصلی او فقط در تولید مدل نیست؛ بلکه در ایجاد روشی است که تیم‌ها بتوانند با آن کار را به صورت قابل کنترل و قابل تکرار انجام دهند.

بنابراین شرکت مدل‌سازی و مشاور BIM جایگزین یکدیگر نیستند. مقاله چرا برون‌سپاری مدل‌سازی BIM معمولاً شکست می‌خورد؟ این مرز را از زاویه رابطه تیم بیرونی با فرایند داخلی پروژه بررسی می‌کند.

انتخاب درست زمانی انجام می‌شود که نوع ارائه‌دهنده با نوع مسئله‌ای که باید حل شود تناسب داشته باشد.

تسلط نرم‌افزاری؛ شرط لازم، نه معیار کافی

تسلط فنی و نرم‌افزاری همچنان یکی از معیارهای پایه در انتخاب شرکت یا مشاور BIM است. ارائه‌دهنده باید بتواند ابزارهایی را که برای تولید، هماهنگی و کنترل مدل لازم‌اند به درستی به کار بگیرد. با این حال، دانستن نرم‌افزار به تنهایی نشان نمی‌دهد که یک تیم می‌تواند پروژه را به شکل قابل اتکا پیش ببرد.

در ارزیابی توان فنی، بهتر است فقط به فهرست نرم‌افزارهایی که شرکت اعلام می‌کند توجه نشود. مهم‌تر این است که مشخص شود این ابزارها در چه نوع مسئله‌ای و با چه سطحی از تسلط استفاده شده‌اند. برای مثال، توانایی مدل‌سازی در Revit باید با کیفیت مستندسازی، ساخت و مدیریت Familyها، سلامت مدل، مدیریت مختصات، کار با مدل‌های لینک‌شده و کنترل اطلاعات همراه باشد.

همچنین ابزارهایی مانند Navisworks،Dynamo یا سایر روش‌های اتوماسیون زمانی ارزشمندند که در خدمت یک مسئله واقعی باشند. استفاده از ابزار پیشرفته بدون درک درست فرایند می‌تواند حتی پیچیدگی بیشتری ایجاد کند.

در پروژه‌های چندرشته‌ای، توان فنی باید به اندازه‌ای باشد که تیم بتواند خروجی رشته‌های مختلف را بخواند، کنترل کند و میان آن‌ها ارتباط برقرار کند؛ نه اینکه فقط در یک نرم‌افزار سریع و ماهر باشد.

بنابراین، مهارت نرم‌افزاری را می‌توان یک حداقل صلاحیت دانست. تفاوت میان یک مدل‌ساز توانمند و یک ارائه‌دهنده BIM قابل اتکا زمانی مشخص می‌شود که این مهارت با تجربه پروژه، درک بین‌رشته‌ای، کنترل کیفیت و توانایی مدیریت فرایند همراه باشد.

آیا تجربه قبلی با پروژه شما واقعاً قابل مقایسه است؟

سابقه پروژه یکی از مهم‌ترین معیارهای ارزیابی شرکت یا مشاور BIM است، اما تعداد پروژه‌ها به تنهایی اطلاعات زیادی درباره تناسب آن تجربه با نیاز شما نمی‌دهد. مهم‌تر از اینکه یک مجموعه چند پروژه انجام داده، این است که چه نوع مسئله‌ای را در آن پروژه‌ها حل کرده است.

برای مثال، تجربه مدل‌سازی یک پروژه مسکونی با اجرای BIM در یک پروژه بیمارستانی، صنعتی یا چند رشته‌ای قابل مقایسه نیست. پیچیدگی سیستم‌های تأسیساتی، تعداد رشته‌ها، حجم اطلاعات، تعداد ذی‌نفعان و سطح هماهنگی مورد نیاز می‌تواند ماهیت کار را کاملاً تغییر دهد.

مرحله پروژه نیز اهمیت دارد. تجربه در فاز طراحی اولیه با تجربه در تهیه مدارک اجرایی، هماهنگی پیش از ساخت یا کنترل مدل در مرحله اجرا متفاوت است. همچنین ممکن است یک شرکت در تولید مدل معماری بسیار موفق باشد، اما سابقه محدودی در مدیریت مدل‌های چندرشته‌ای یا تعامل با پیمانکار داشته باشد.

در بررسی سوابق، بهتر است به جای پرسیدن «چند پروژه انجام داده‌اید؟» سؤال‌های دقیق‌تری مطرح شود:

  • پروژه در چه مرحله‌ای بوده است؟
  • چند رشته درگیر بوده‌اند؟
  • مسئولیت واقعی تیم چه بوده است؟
  • مهم‌ترین مسئله‌ای که حل کرده‌اند چه بوده؟
  • چه خروجی‌هایی تحویل داده شده است؟ تجربه مرتبط همیشه از تجربه زیاد ارزشمندتر است.

پروژه‌ای که از نظر مقیاس، پیچیدگی، مرحله یا نوع مسئله به پروژه شما نزدیک باشد، معمولاً اطلاعات بسیار بیشتری درباره توان واقعی ارائه‌دهنده نسبت به یک فهرست طولانی از پروژه‌های نامرتبط می‌دهد.

آیا ارائه‌دهنده توان مدیریت اجرای BIM و هماهنگی پروژه را دارد؟

در پروژه‌های واقعی، مسئله فقط تولید مدل نیست؛ مدل‌ها باید در زمان مناسب به‌روزرسانی شوند، میان رشته‌ها هماهنگ بمانند و مسائل شناسایی ‌شده تا رسیدن به تصمیم مشخص پیگیری شوند. به همین دلیل، توانایی مدیریت اجرای BIM یکی از مهم‌ترین معیارهای انتخاب ارائه‌دهنده است.

یک تیم ممکن است از نظر فنی بسیار قوی باشد، اما اگر نتواند جلسات هماهنگی را ساختارمند برگزار کند، مسئول هر مسئله را مشخص کند یا تصمیم‌ها را تا زمان بسته‌ شدن پیگیری کند، پروژه به‌ سرعت با انبوهی از Clashها، نسخه‌های مختلف و مسائل حل‌نشده روبه‌رو می‌شود.

در ارزیابی این توانایی باید مشخص شود که ارائه‌دهنده چگونه:

  • مدل‌های رشته‌های مختلف را برای هماهنگی آماده می‌کند؛
  • مسائل را ثبت، دسته‌بندی و اولویت‌بندی می‌کند؛
  • مسئول پیگیری هر مسئله را مشخص می‌کند؛
  • تصمیم‌های جلسات را ثبت و دنبال می‌کند؛
  • تغییرات را در دوره‌های بعدی کنترل می‌کند؛
  • مسائل حل‌نشده را در زمان مناسب به سطح تصمیم گیری بالاتر منتقل می‌کند. وجود نرم‌افزار Clash Detection یا گزارش‌های رنگارنگ به تنهایی نشان ‌دهنده مدیریت هماهنگی نیست. ارزش واقعی زمانی ایجاد می‌شود که هر مسئله مسیر مشخصی از شناسایی تا تصمیم و تأیید نهایی داشته باشد.

هماهنگی موفق یعنی مسئله فقط پیدا نشود؛ مسئول، تصمیم و وضعیت نهایی آن نیز مشخص باشد.

در پروژه‌های بزرگ و چند رشته‌ای، این توانایی اغلب تفاوت میان تیمی است که صرفاً مدل‌ها را کنار هم قرار می‌دهد و تیمی که واقعاً می‌تواند اجرای BIM را مدیریت کند.

آیا می‌تواند گردش‌کار، نقش‌ها و مسئولیت‌ها را تعریف کند؟

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های میان یک تیم صرفاً اجرایی و یک مشاور BIM توانمند، توانایی تبدیل نیازهای کلی پروژه به یک فرایند روشن و قابل اجراست. اگر افراد بدانند چه کاری انجام دهند اما ندانند چه کسی، در چه زمانی، با چه ورودی و بر اساس چه معیاری مسئول انجام آن است، اجرای BIM همچنان به افراد وابسته می‌ماند.

ارائه‌دهنده باید بتواند برای فعالیت‌های اصلی، گردش‌کار مشخص تعریف کند؛ برای مثال تولید مدل، بازبینی، هماهنگی، انتشار، اصلاح و تأیید خروجی‌ها. در هر مرحله نیز باید نقش افراد و حدود مسئولیت آن‌ها روشن باشد.

در ارزیابی این توانایی باید بررسی شود که آیا ارائه‌دهنده می‌تواند مواردی مانند این‌ها را مشخص کند:

  • مالک و مسئول هر مدل یا خروجی چه کسی است؛
  • چه کسی مجاز به بازبینی یا تأیید است؛
  • اطلاعات در چه مرحله‌ای میان تیم‌ها تبادل می‌شود؛
  • تغییرات چگونه ثبت و پیگیری می‌شوند؛
  • در صورت بروز اختلاف، تصمیم به چه سطحی ارجاع داده می‌شود؛
  • چه معیارهایی برای عبور از هر مرحله وجود دارد. این ساختار نباید فقط در جلسات یا ذهن افراد باقی بماند. باید تا حد ممکن در قالب استاندارد، دستورالعمل، ماتریس مسئولیت،Template یا فرایند قابل تکرار مستند شود.

فرایندی که فقط با حضور چند فرد کلیدی کار می‌کند، هنوز فرایند قابل اتکایی نیست.

یک مشاور BIM بالغ باید بتواند ساختاری ایجاد کند که تیم پروژه بداند چگونه کار را پیش ببرد، حتی زمانی که همه تصمیم‌ها مستقیماً توسط خود مشاور گرفته نمی‌شوند.

آیا دامنه خدمات، مسئولیت‌ها و خروجی‌ها دقیق تعریف شده‌اند؟

یکی از مهم‌ترین معیارهای انتخاب شرکت یا مشاور BIM، شفافیت پیشنهاد فنی و دامنه خدمات است. برای تبدیل این شفافیت به تعهد قابل کنترل، مقاله دامنه خدمات BIM در قرارداد چگونه تعریف شود؟ چارچوب هدف، مسئولیت، ورودی، خروجی و معیار پذیرش را توضیح می‌دهد. عبارت‌هایی مانند «مدل‌سازی BIM»، «هماهنگی پروژه» یا «تهیه مدل تا LOD مشخص» اگر بدون جزئیات استفاده شوند، می‌توانند در ادامه پروژه باعث اختلاف درباره مسئولیت‌ها و خروجی مورد انتظار شوند.

پیشنهاد مناسب باید تا حد امکان روشن کند که چه رشته‌هایی در دامنه کار قرار دارند، مدل‌ها در چه مرحله‌ای توسعه داده می‌شوند، چه مدارکی باید تولید شوند، چه فرمت‌هایی تحویل داده می‌شوند و مسئولیت هماهنگی یا اصلاح هر بخش بر عهده چه کسی است.

همچنین باید مشخص باشد که ارائه‌دهنده چه چیزهایی را انجام نمی‌دهد. برای مثال، تولید مدل با مسئولیت طراحی یکسان نیست و شناسایی یک تداخل الزاماً به این معنا نیست که تیم BIM باید راه‌ حل طراحی آن را نیز تعیین کند.

مواردی مانند تعداد دوره‌های بازبینی، نحوه دریافت تغییرات، زمان‌ بندی به‌روزرسانی مدل‌ها، معیار پذیرش خروجی و مسئول تأیید نهایی نیز بهتر است پیش از شروع همکاری مشخص شوند.

هرچه مرز مسئولیت میان کارفرما، طراحان، پیمانکار و ارائه‌دهنده BIM روشن‌تر باشد، احتمال بروز اختلاف و دوباره‌کاری کمتر خواهد بود.

یک پیشنهاد حرفه‌ای فقط توضیح نمی‌دهد چه چیزی تحویل داده می‌شود؛ مشخص می‌کند چه کسی مسئول چه کاری است و خروجی بر اساس چه معیاری پذیرفته خواهد شد.

به همین دلیل، هنگام مقایسه قیمت‌ها نیز ابتدا باید مطمئن شد دامنه خدمات واقعاً قابل مقایسه است؛ دو پیشنهاد با مسئولیت‌ها و خروجی‌های متفاوت را نمی‌توان صرفاً بر اساس مبلغ نهایی ارزیابی کرد. جزئیات این موضوع در مقاله هزینه خدمات BIM به چه عواملی بستگی دارد و چگونه برآورد می‌شود؟ بررسی شده است.

خروجی‌ها چگونه کنترل و تأیید می‌شوند؟

یکی از نشانه‌های بلوغ یک شرکت یا مشاور BIM، روش مشخص برای کنترل کیفیت خروجی‌هاست. صرف تولید مدل یا انجام Clash Detection نشان نمی‌دهد که خروجی نهایی قابل اتکاست؛ باید مشخص باشد چه چیزهایی کنترل می‌شوند، این کنترل در چه مرحله‌ای انجام می‌شود و چه کسی مسئول تأیید نهایی است.

کنترل کیفیت می‌تواند چند سطح داشته باشد. در سطح مدل، مواردی مانند هندسه، پارامترها، نام‌گذاری، مختصات، Warningها و ساختار فایل بررسی می‌شوند. در سطح اطلاعات، باید اطمینان حاصل شود داده‌های مورد نیاز کامل و مطابق الزامات پروژه هستند. در پروژه‌های چند رشته‌ای نیز لازم است وضعیت تداخل‌ها، مسائل باز و هماهنگی میان مدل‌ها کنترل شود.

اما کنترل فنی مدل تنها بخشی از موضوع است. خروجی باید از نظر کاربرد مورد انتظار نیز بررسی شود. مدلی که از نظر هندسی بدون اشکال است، ممکن است برای تهیه مدارک اجرایی، متره، هماهنگی یا تحویل نهایی اطلاعات کافی نداشته باشد.

در ارزیابی ارائه‌دهنده بهتر است پرسیده شود:

  • چه مواردی در هر مرحله کنترل می‌شوند؟
  • کنترل‌ها دستی‌اند یا بخشی از آن‌ها خودکار است؟
  • نتایج چگونه ثبت و پیگیری می‌شوند؟
  • معیار پذیرش هر خروجی چیست؟
  • چه کسی مجاز به تأیید نهایی است؟ کنترل کیفیت زمانی قابل اتکاست که معیار، مسئول و نتیجه کنترل مشخص باشد؛ نه زمانی که صرفاً گفته شود «مدل بررسی شده است».

هرچه روش QA/QC شفاف‌تر و قابل ردیابی‌تر باشد، ارزیابی کیفیت واقعی خدمات نیز برای کارفرما یا تیم پروژه آسان‌تر خواهد بود.

ارائه‌دهنده چگونه با تیم داخلی شما کار می‌کند؟

حتی یک شرکت یا مشاور BIM از نظر فنی قوی، اگر نتواند با تیم داخلی پروژه به درستی کار کند، ممکن است باعث ایجاد یک فرایند موازی و وابستگی بیشتر شود. به همین دلیل، نحوه تعامل با معماران، مهندسان، مدیران پروژه و مسئولان داخلی BIM باید پیش از شروع همکاری بررسی شود.

یک ارائه‌دهنده مناسب باید بتواند خود را با ساختار واقعی سازمان تطبیق دهد؛ نه اینکه بدون توجه به روش‌های موجود، یک فرایند جداگانه ایجاد کند. این به معنی پذیرش همه روش‌های فعلی نیست، بلکه به معنی شناخت محدودیت‌ها، مسئولیت‌ها و ظرفیت تیم پیش از پیشنهاد تغییر است.

در ارزیابی نحوه همکاری بهتر است مشخص شود:

  • ارتباط روزمره با چه افرادی انجام می‌شود؛
  • تصمیم‌ها چگونه ثبت و پیگیری می‌شوند؛
  • چه میزان مشارکت از تیم داخلی انتظار می‌رود؛
  • جلسات هماهنگی با چه ساختاری برگزار می‌شوند؛
  • مشکلات فنی یا مدیریتی چگونه به افراد مسئول ارجاع داده می‌شوند؛
  • تغییرات پیشنهادی چگونه با تیم بررسی و اجرا می‌شوند. همچنین باید روشن باشد که ارائه‌دهنده قرار است بخشی از کار را مستقل انجام دهد یا در کنار تیم داخلی فعالیت کند. هر دو مدل می‌توانند درست باشند، اما باید با نوع مسئله و دامنه همکاری تناسب داشته باشند.

همکاری مؤثر زمانی شکل می‌گیرد که مشاور یا شرکت BIM جای تیم داخلی تصمیم نگیرد، بلکه بتواند با آن تیم یک روش کاری روشن و قابل اجرا ایجاد کند.

در همکاری‌های طولانی ‌مدت، کیفیت این تعامل می‌تواند به اندازه توان فنی ارائه‌دهنده بر موفقیت نتیجه نهایی اثر داشته باشد.

اگر هدف توسعه توان داخلی است، چه دانشی باید در سازمان باقی بماند؟

در همه پروژه‌های BIM، انتقال دانش الزاماً بخشی از قرارداد نیست. اگر نیاز سازمان صرفاً برون‌ سپاری یک بخش مشخص از مدل‌سازی یا تولید مدارک باشد، ممکن است تحویل خروجی نهایی کافی باشد. اما زمانی که هدف، توسعه توان داخلی، پیاده‌سازی BIM یا کاهش وابستگی به مشاور است، باید بررسی شود پس از پایان همکاری چه چیزی در سازمان باقی خواهد ماند.

انتقال دانش فقط به برگزاری چند جلسه آموزشی محدود نمی‌شود. مهم‌تر این است که روش کاری بتواند به بخشی از توان عملیاتی تیم تبدیل شود. این انتقال می‌تواند شامل مواردی مانند:

  • استانداردها و دستورالعمل‌های مورد استفاده؛
  • Templateها و Familyهای توسعه‌یافته؛
  • روش‌های کنترل کیفیت؛
  • گردش‌کارهای هماهنگی و انتشار؛
  • شیوه حل مسائل متداول؛
  • آموزش افراد کلیدی برای نقش‌های BIM Coordinator یا BIM Manager. ارائه‌دهنده‌ای که در توسعه توان داخلی نقش دارد باید بتواند دانش را به‌ گونه‌ای منتقل کند که اجرای فرایند فقط به حضور خود او وابسته نباشد. در غیر این صورت، ممکن است سازمان پس از پایان قرارداد دوباره با همان مشکلات قبلی روبه‌رو شود.

البته کاهش وابستگی به معنای حذف کامل نیاز به مشاور نیست. هدف این است که تیم داخلی بتواند فعالیت‌های روزمره و تصمیم‌های تکرارشونده را مستقل انجام دهد و در مسائل پیچیده‌تر از مشاور کمک بگیرد.

در همکاری‌هایی که هدف آن‌ها توسعه توان سازمانی است، خروجی واقعی فقط مدل و فایل نیست؛ بخشی از نتیجه باید در دانش، ابزار و توان تیم داخلی باقی بماند.

چه نشانه‌هایی هنگام انتخاب شرکت یا مشاور BIM هشداردهنده‌اند؟

بعضی ضعف‌ها پیش از شروع همکاری قابل مشاهده‌اند. این نشانه‌ها الزاماً به معنی ناتوان بودن ارائه‌دهنده نیستند، اما باید باعث شوند ارزیابی دقیق‌تری انجام شود.

یکی از مهم‌ترین هشدارها، پیشنهاد فنی مبهم است. اگر دامنه کار فقط با عباراتی مانند «مدل‌سازی BIM»، «هماهنگی» یا «پیاده‌سازی BIM» توصیف شده باشد و مسئولیت‌ها، خروجی‌ها و معیار پذیرش مشخص نباشند، احتمال اختلاف در ادامه پروژه بالا می‌رود.

نشانه‌های دیگری که باید جدی گرفته شوند عبارت‌اند از:

  • تأکید زیاد بر نام نرم‌افزارها بدون توضیح روش اجرا؛
  • نمایش تصاویر جذاب مدل به جای توضیح فرایند و نتایج واقعی پروژه؛
  • ناتوانی در توضیح روش QA/QC؛
  • مشخص نبودن مسئول هماهنگی یا تصمیم گیری؛
  • تعریف موفقیت صرفاً بر اساس تکمیل مدل؛
  • پیشنهاد اتوماسیون یا ابزارهای پیچیده پیش از شناخت فرایند موجود؛
  • نبود پاسخ روشن درباره نحوه مدیریت تغییرات و مسائل حل‌نشده؛
  • وعده‌هایی که با زمان، بودجه یا ظرفیت واقعی تیم تناسب ندارند. همچنین باید نسبت به ارائه‌دهنده‌ای که تقریباً برای هر مسئله یک پاسخ ثابت دارد محتاط بود. مشکلات BIM می‌توانند ناشی از مهارت افراد، ساختار تیم، کیفیت مدل، استانداردها، مدیریت پروژه یا حتی تصمیم‌های طراحی باشند و همیشه با یک ابزار یا روش یکسان حل نمی‌شوند.

ارائه‌دهنده حرفه‌ای معمولاً پیش از پیشنهاد راه‌حل، تلاش می‌کند مسئله را دقیق‌تر تعریف کند.

هرچه پاسخ‌های اولیه یک شرکت مشخص‌تر، قابل سنجش‌تر و متناسب‌تر با شرایط واقعی پروژه باشند، ارزیابی توانایی آن نیز قابل اتکاتر خواهد بود.

در جلسه ارزیابی از شرکت یا مشاور BIM چه سؤال‌هایی بپرسیم؟

جلسه اولیه فقط برای شنیدن معرفی شرکت یا مشاهده نمونه‌کار نیست. این جلسه باید کمک کند مشخص شود ارائه‌دهنده تا چه اندازه مسئله شما را می‌فهمد و آیا می‌تواند درباره روش اجرا، مسئولیت‌ها و خروجی‌ها پاسخ روشن بدهد.

به جای سؤال‌های کلی، بهتر است پرسش‌هایی مطرح شوند که نحوه فکر کردن و تجربه واقعی تیم را آشکار کنند:

  • دقیقاً چه خروجی‌هایی تحویل خواهید داد و چه مواردی خارج از دامنه کار است؟
  • برای شروع کار چه اطلاعاتی از تیم ما نیاز دارید؟
  • هماهنگی بین رشته‌ها چگونه انجام و پیگیری می‌شود؟
  • مسائل حل ‌نشده چگونه ثبت و به سطح تصمیم گیری مناسب ارجاع داده می‌شوند؟
  • چه روش مشخصی برای QA/QC دارید؟
  • معیار پذیرش مدل‌ها و سایر خروجی‌ها چیست؟
  • تغییرات طراحی چگونه وارد مدل و کنترل می‌شوند؟
  • چه میزان مشارکت از تیم داخلی ما انتظار دارید؟
  • اگر فرایند فعلی مناسب نباشد، چگونه پیشنهاد اصلاح آن را ارائه می‌کنید؟
  • در پایان همکاری چه اسناد، ابزارها یا دانشی در اختیار تیم ما باقی می‌ماند؟ کیفیت پاسخ‌ها معمولاً مهم‌تر از ادعاهای کلی درباره تجربه است. پاسخ حرفه‌ای باید متناسب با شرایط پروژه باشد و بتواند روش، مسئولیت و نتیجه مورد انتظار را توضیح دهد.

همچنین باید به سؤال‌هایی که خود ارائه‌دهنده مطرح می‌کند توجه کرد. تیمی که پیش از پیشنهاد راه‌ حل درباره مرحله پروژه، ساختار تیم، مشکلات فعلی، خروجی‌های مورد انتظار و محدودیت‌ها سؤال می‌کند، معمولاً مسئله را صرفاً به عنوان یک کار مدل‌سازی نمی‌بیند.

جلسه ارزیابی باید توان حل مسئله را آشکار کند، نه فقط توان ارائه یک معرفی خوب را.

جمع‌بندی

انتخاب شرکت یا مشاور BIM زمانی منطقی است که بر اساس نوع مسئله، دامنه مسئولیت و نتیجه مورد انتظار انجام شود؛ نه صرفاً بر اساس قیمت، تعداد پروژه‌ها یا ظاهر نمونه‌کارها. اگر هنوز مشخص نیست هر طرف پروژه چه نوع خدمتی نیاز دارد، مقاله خدمات BIM برای کارفرما، مشاور و پیمانکار چه تفاوتی دارد؟ نقطه شروع مناسبی است.

اگر مسئله اصلی کمبود ظرفیت تولید باشد و استانداردها، گردش‌کارها و مسئولیت‌ها از قبل مشخص باشند، یک تیم مدل‌سازی توانمند می‌تواند انتخاب مناسبی باشد. اگر مسئله در هماهنگی بین ‌رشته‌ای، کنترل مدل‌ها یا مدیریت اجرای پروژه باشد، باید توانایی ارائه‌دهنده در مدیریت BIM و QA/QC جدی‌تر بررسی شود.

اما اگر مشکل به ساختار کار مربوط باشد —برای مثال نقش‌ها نامشخص باشند، روش‌های کاری بین تیم‌ها تفاوت داشته باشند، کنترل کیفیت قابل اتکا نباشد یا سازمان در حال پیاده سازی BIM باشد— در این صورت توانایی مشاوره، تعریف فرایند و توسعه ساختار اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

در عمل، مناسب‌ترین ارائه‌دهنده الزاماً شرکتی نیست که بزرگ‌ترین تیم، بیشترین نرم‌افزار یا جذاب‌ترین مدل‌ها را دارد. ارائه‌دهنده مناسب کسی است که بتواند مسئله را درست تشخیص دهد، محدوده مسئولیت خود را شفاف تعریف کند و روشی متناسب با شرایط واقعی پروژه یا سازمان پیشنهاد دهد.

به همین دلیل، بهتر است پیش از تصمیم نهایی سه سؤال پاسخ داده شوند:

  • مسئله اصلی ما دقیقاً چیست؟
  • چه نوع توانایی برای حل آن لازم است؟
  • چه شواهدی نشان می‌دهد این ارائه‌دهنده واقعاً آن توانایی را دارد؟ بهترین انتخاب، قوی‌ترین مدل‌ساز نیست؛ ارائه‌دهنده‌ای است که توانایی او با مسئله شما بیشترین تناسب را داشته باشد.

مسیر اجرایی مرتبط

موضوع مقاله را به مسیر خدمت مناسب تبدیل کنید.

خدمت مناسب به نقش سازمان، وضعیت فعلی BIM و نتیجه مورد انتظار وابسته است؛ یک مقاله عمومی به‌تنهایی نمی‌تواند این مسیر را تعیین کند.

صفحه خدمات BIMFlow تفاوت میان مشاور BIM کارفرما، پیاده‌سازی، بهینه‌سازی، آموزش سازمانی و مدیریت پروژه با BIM را روشن می‌کند.