پرش به محتوا
مقاله تحلیلی17 دقیقه مطالعه

خدمات BIM برای کارفرما، مشاور و پیمانکار چه تفاوتی دارد؟

خدمات BIM برای کارفرما، مشاور طراحی و پیمانکار چه تفاوتی دارد و چرا دامنه، مسئولیت و خروجی یک خدمت BIM برای هر طرف پروژه متفاوت است؟

متن مقاله

مقدمه

عبارت «خدمات BIM» برای همه طرف‌های پروژه یک معنی ندارد. کارفرما بیشتر به تعریف الزامات، کنترل اجرا و پذیرش خروجی نیاز دارد؛ مشاور طراحی با تولید، هماهنگی و مستندسازی درگیر است و پیمانکار مسائل اجرا، هماهنگی ساخت و اطلاعات قابل استفاده در کارگاه را دنبال می‌کند. این مقاله تفاوت مسئله، مسئولیت و خروجی خدمات BIM برای هر سه طرف را روشن می‌کند تا دامنه خدمت بر اساس نقش واقعی هر طرف تعریف شود، نه با یک فهرست عمومی و یکسان.

چرا همه طرف‌های پروژه به یک نوع خدمات BIM نیاز ندارند؟

کارفرما، مشاور و پیمانکار همگی در یک پروژه BIM فعالیت می‌کنند، اما نقش، مسئولیت و نوع تصمیم‌هایی که بر عهده دارند یکسان نیست. به همین دلیل، خدمات BIM موردنیاز هرکدام نیز باید متفاوت باشد.

کارفرما معمولاً بیش از آن ‌که مسئول تولید مدل باشد، باید مطمئن شود که BIM در راستای اهداف پروژه اجرا می‌شود، الزامات به‌درستی تعریف شده‌اند و خروجی‌های مشاور و پیمانکار قابل ارزیابی و تحویل هستند. بنابراین نیاز او بیشتر به تعریف الزامات، ارزیابی، پایش و کنترل اجرای BIM مربوط می‌شود.

مشاور طراحی از طرف دیگر باید BIM را در فرایند تولید طراحی وارد کند. برای او موضوعاتی مانند مدل‌سازی رشته‌ای، استانداردسازی، هماهنگی بین معماری، سازه و تأسیسات و کنترل کیفیت مدل‌ها اهمیت بیشتری دارند.

پیمانکار نیز معمولاً با مسائل نزدیک‌تر به اجرا مواجه است. مدل‌ها باید بتوانند از هماهنگی اجرایی، بررسی تداخلات، تهیه خروجی‌های موردنیاز کارگاه و مدیریت تغییرات پشتیبانی کنند.

حتی یک فعالیت مشابه، مانند کنترل مدل، برای این سه طرف معنای متفاوتی دارد. کارفرما ممکن است مدل را برای پذیرش یک تحویل بررسی کند، مشاور برای کنترل کیفیت طراحی و پیمانکار برای اطمینان از قابلیت اجرا.

تفاوت خدمات BIM از تفاوت مسئولیت‌ها و تصمیم‌های هر طرف پروژه ناشی می‌شود.

بنابراین، پیش از تعیین دامنه خدمات BIM باید مشخص شود این خدمات از طرف چه سازمانی و برای حل چه مسئله‌ای درخواست می‌شوند.

صفحه خدمات BIM این تفاوت را به مسیرهای مشخص همکاری تبدیل می‌کند: مشاور BIM برای تعریف و ارزیابی مستقل، پیاده‌سازی برای شرکت CADمحور، بهینه‌سازی برای فرایند BIM ناکارآمد، آموزش سازمانی برای تیمی که ساختار را دارد اما هنوز توان اجرای مستقل آن را ندارد، و مدیریت پروژه با BIM برای زمانی که مدل باید به WBS، زمان‌بندی، پیشرفت و گزارش‌های مدیریتی متصل شود. اگر هنوز روشن نیست مسئله شما اصلاً به مداخله مشاور نیاز دارد یا با راه‌حل ساده‌تری قابل حل است، مقاله چه زمانی یک شرکت یا پروژه به مشاور BIM نیاز دارد؟ این مرز را مشخص می‌کند.

خدمات BIM برای کارفرما چه مسئله‌ای را حل می‌کند؟

کارفرما معمولاً مستقیماً مسئول تولید مدل‌های BIM نیست، اما بیش از هر طرف دیگری باید بداند چه چیزی از BIM می‌خواهد و چگونه باید کیفیت اجرای آن را ارزیابی کند. اگر این دو موضوع روشن نباشند، پروژه ممکن است مدل‌های متعددی تولید کند بدون آن‌که کارفرما بتواند تشخیص دهد این خروجی‌ها تا چه حد با اهداف پروژه هماهنگ هستند.

خدمات BIM برای کارفرما بیشتر بر ایجاد امکان تعریف، کنترل و ارزیابی تمرکز دارند. پیش از شروع کار باید مشخص شود BIM برای چه اهدافی استفاده خواهد شد، چه خروجی‌هایی موردنیاز است، چه اطلاعاتی باید تحویل شود و مسئولیت هر یک از طرف‌های پروژه چیست.

در طول پروژه نیز کارفرما نیاز دارد بتواند عملکرد تیم‌های طراحی و اجرا را در برابر همین الزامات بررسی کند. این موضوع می‌تواند شامل ارزیابی برنامه اجرای BIM، بررسی کیفیت مدل‌ها، کنترل انطباق خروجی‌ها با معیارهای تحویل و پایش مسائل مهم هماهنگی باشد. اگر BEP مبنای این کنترل است اما متن آن قابل تفسیر باقی مانده، پیامدهای ابهام در BEP باید پیش از پیشرفت پروژه جدی گرفته شود؛ و پس از شروع اجرا، عملکرد مشاور BIM باید بر اساس نتیجه و اثر قابل مشاهده سنجیده شود.

در پایان پروژه نیز باید مشخص باشد چه مدل‌ها و اطلاعاتی به‌عنوان خروجی نهایی پذیرفته می‌شوند و آیا این تحویل با نیازهای اولیه پروژه مطابقت دارد یا خیر.

بنابراین، مسئله اصلی کارفرما معمولاً «چگونه مدل تولید کنیم؟» نیست؛ بلکه این است که:

چگونه مطمئن شویم BIM به خروجی قابل سنجش و قابل تحویل برای پروژه تبدیل شده است؟

خدمات BIM در سمت کارفرما باید ابزار و ساختاری برای پاسخ‌دادن به همین سؤال فراهم کنند.

اگر کارفرما برای تعریف الزامات، پایش تعهدات و ارزیابی تحویل به نماینده تخصصی مستقل نیاز دارد، مسیر مشاور BIM کارفرما برای همین جایگاه تعریف شده است.

تعریف الزامات و معیارهای تحویل از دید کارفرما

یکی از مهم‌ترین خدمات BIM در سمت کارفرما، تبدیل نیازهای پروژه به الزامات مشخص و قابل ارزیابی است. اگر کارفرما فقط اعلام کند که پروژه باید با BIM انجام شود، اما نوع مدل‌ها، اطلاعات موردنیاز، کاربردهای BIM و معیارهای پذیرش خروجی را تعیین نکند، هر مشاور یا پیمانکار می‌تواند برداشت متفاوتی از تعهد BIM داشته باشد.

الزامات باید متناسب با اهداف واقعی پروژه تعریف شوند. برای مثال، اگر هدف اصلی هماهنگی بین‌رشته‌ای است، باید مشخص باشد چه مدل‌هایی تولید می‌شوند، در چه فواصل زمانی به‌روزرسانی می‌شوند و چه سطحی از هماهنگی پیش از هر تحویل انتظار می‌رود. اگر مدل برای بهره‌برداری یا تحویل اطلاعات نهایی نیز استفاده خواهد شد، نوع و ساختار اطلاعات موردنیاز باید از ابتدا مشخص شود.

معیارهای تحویل نیز باید امکان ارزیابی خروجی را فراهم کنند. این معیارها می‌توانند موضوعاتی مانند موارد زیر را پوشش دهند:

  • ساختار و تفکیک مدل‌ها؛
  • سطح توسعه و اطلاعات موردنیاز؛
  • استانداردهای نام‌گذاری و مدل‌سازی؛
  • مختصات و مبنای مشترک پروژه؛
  • فرمت و زمان‌بندی تحویل‌ها؛
  • معیارهای کنترل کیفیت و پذیرش مدل. وجود این معیارها باعث می‌شود ارزیابی خروجی BIM به سلیقه افراد وابسته نباشد.

کارفرما زمانی می‌تواند اجرای BIM را کنترل کند که پیش از شروع کار، تعریف روشنی از خروجی قابل قبول داشته باشد.

بنابراین، تعریف الزامات صرفاً یک فعالیت قراردادی نیست؛ مبنای ارزیابی عملکرد مشاور و پیمانکار در ادامه پروژه است.

ارزیابی و پایش اجرای BIM از طرف کارفرما

پس از تعریف الزامات، کارفرما باید بتواند بررسی کند که مشاور و پیمانکار در طول پروژه واقعاً بر اساس همان چارچوب عمل می‌کنند. در غیر این صورت، الزامات BIM ممکن است فقط در اسناد اولیه باقی بمانند و ارتباط خود را با اجرای واقعی پروژه از دست بدهند.

پایش BIM از طرف کارفرما به معنی دخالت در جزئیات روزمره مدل‌سازی نیست. وظیفه اصلی این است که مشخص شود آیا تیم پروژه در مسیر توافق‌شده حرکت می‌کند و خروجی‌ها با معیارهای تعیین‌شده مطابقت دارند یا خیر.

این ارزیابی می‌تواند شامل موضوعاتی مانند موارد زیر باشد:

  • بررسی برنامه اجرای BIM و انطباق آن با الزامات پروژه؛
  • کنترل دوره‌ای کیفیت مدل‌ها و خروجی‌های اطلاعاتی؛
  • بررسی وضعیت هماهنگی بین‌رشته‌ای؛
  • پیگیری مسائل مهمی که می‌توانند بر طراحی یا اجرا اثر بگذارند؛
  • کنترل رعایت روش‌های توافق‌شده برای تحویل و انتشار اطلاعات؛
  • بررسی آمادگی خروجی‌ها پیش از نقاط تحویل اصلی. هدف این پایش، جایگزین‌شدن کارفرما با مدیر BIM یا هماهنگ‌کننده پروژه نیست. کارفرما باید بتواند از سطح مدیریتی تشخیص دهد که آیا تعهدات BIM انجام شده‌اند و آیا مشکلات مهم به‌موقع شناسایی و مدیریت می‌شوند.

پایش مؤثر BIM یعنی کارفرما بتواند پیش از تحویل نهایی بفهمد اجرای BIM از مسیر مورد انتظار خارج شده است.

این موضوع امکان اصلاح زودهنگام مشکلات را فراهم می‌کند و احتمال روبه‌روشدن با خروجی نامناسب در پایان پروژه را کاهش می‌دهد.

خدمات BIM برای مشاور طراحی چه مسئله‌ای را حل می‌کند؟

برای مشاور طراحی، BIM مستقیماً با فرایند تولید و توسعه طراحی درگیر است. برخلاف کارفرما که بیشتر به تعریف الزامات و ارزیابی خروجی‌ها نیاز دارد، مشاور باید بتواند این الزامات را به روش اجرایی روزمره تیم طراحی تبدیل کند.

مسئله اصلی معمولاً این است که چند رشته مختلف باید هم ‌زمان روی یک پروژه کار کنند، مدل‌های خود را توسعه دهند و تغییرات را بدون ایجاد ناسازگاری یا دوباره‌ کاری مدیریت کنند. اگر هر رشته روش، استاندارد و ساختار متفاوتی داشته باشد، حتی استفاده از یک نرم‌افزار مشترک نیز الزاماً به هماهنگی منجر نمی‌شود.

خدمات BIM برای مشاور می‌تواند به ایجاد یک ساختار مشترک برای فعالیت‌هایی مانند این موارد کمک کند:

  • تولید و توسعه مدل‌های رشته‌ای؛
  • استفاده از استانداردهای مشترک مدل‌سازی؛
  • هماهنگی معماری، سازه و تأسیسات؛
  • کنترل کیفیت مدل‌ها پیش از انتشار؛
  • مدیریت تغییرات طراحی؛
  • آماده‌سازی خروجی‌های موردنیاز پروژه. در اینجا هدف فقط افزایش سرعت مدل‌سازی نیست. BIM باید به تیم کمک کند اطلاعات طراحی را منظم‌تر تولید کند، اثر تغییرات را بهتر ببیند و مسائل بین‌رشته‌ای را پیش از رسیدن به مراحل بعدی شناسایی کند.

برای مشاور، خدمات BIM باید فرایند طراحی را از مجموعه‌ای از مدل‌های جداگانه به یک روش هماهنگ و قابل کنترل برای تولید اطلاعات تبدیل کند.

بنابراین، ارزش این خدمات زمانی مشخص می‌شود که BIM در خود فرایند طراحی ادغام شود، نه زمانی که فقط در پایان برای تولید یک مدل یا خروجی اضافه به کار گرفته شود.

برای یک شرکت مشاور CADمحور، مسیر مناسب معمولاً پیاده‌سازی BIM است. اگر ساختار و روش BIM تعریف شده اما تیم هنوز توان اجرای مستقل آن را ندارد، آموزش سازمانی BIM و Revit مسیر دقیق‌تری است؛ و اگر BIM از قبل اجرا شده و مشکل در زمان، کیفیت یا دوباره‌کاری است، مسئله به بهینه‌سازی BIM نزدیک‌تر می‌شود.

استانداردسازی و پیاده‌سازی گردش‌کار BIM در تیم مشاور

برای اینکه چند رشته بتوانند در یک پروژه BIM به‌صورت هماهنگ کار کنند، داشتن نرم‌افزار مشترک کافی نیست. تیم طراحی باید درباره نحوه ایجاد، توسعه، کنترل و تبادل مدل‌ها نیز روش مشخص و مشترکی داشته باشد.

استانداردسازی در تیم مشاور می‌تواند از موضوعات پایه مانند نام‌گذاری فایل‌ها، Viewها و Sheetها آغاز شود و تا ساختار مدل‌ها، Templateهای پروژه، Familyها، پارامترها، مختصات مشترک و روش تولید خروجی ادامه پیدا کند. هدف این قواعد، یکسان‌کردن همه جزئیات کار نیست؛ بلکه کاهش تفاوت‌هایی است که همکاری میان افراد و رشته‌ها را دشوار می‌کنند.

در کنار استانداردها، باید گردش‌کار مشخصی برای اجرای پروژه وجود داشته باشد. برای مثال، تیم باید بداند مدل هر رشته چه زمانی به‌روزرسانی می‌شود، چه زمانی برای هماهنگی در اختیار سایر رشته‌ها قرار می‌گیرد، چه کنترل‌هایی پیش از انتشار انجام می‌شوند و اصلاحات چگونه به نسخه بعدی منتقل می‌شوند.

این ساختار زمانی مؤثر است که با روش واقعی کار شرکت هماهنگ باشد. استانداردی که فقط در یک سند نوشته شده اما اعضای تیم نتوانند آن را در پروژه اجرا کنند، تأثیر محدودی خواهد داشت.

خدمات BIM در این بخش باید قواعد کلی را به روش کاری قابل استفاده برای تیم طراحی تبدیل کنند؛ روشی که بتوان آن را در پروژه اجرا، کنترل و در پروژه‌های بعدی نیز تکرار کرد.

استاندارد زمانی ارزش دارد که به بخشی از گردش‌کار روزمره تیم تبدیل شود، نه صرفاً یک سند مرجع.

هماهنگی رشته‌ها و کنترل کیفیت در تیم طراحی

پس از آن‌که مدل‌های معماری، سازه و تأسیسات با یک ساختار مشترک تولید شدند، باید به ‌طور منظم بررسی شوند تا تغییرات یک رشته باعث ایجاد مشکل در رشته‌های دیگر نشود. این هماهنگی یکی از بخش‌های اصلی خدمات BIM برای مشاور طراحی است.

هماهنگی فقط به اجرای Clash Detection محدود نیست. بسیاری از مسائل طراحی ممکن است بدون ایجاد برخورد هندسی مستقیم، همچنان با یکدیگر ناسازگار باشند؛ برای مثال فضای کافی برای تعمیر و نگهداری تجهیزات وجود نداشته باشد، بازشوهای موردنیاز تأسیسات در سازه پیش‌بینی نشده باشند یا تغییر معماری بر مسیرهای تأسیاتی اثر گذاشته باشد.

فرایند هماهنگی باید مشخص کند:

  • مدل‌های رشته‌ای در چه زمانی با یکدیگر بررسی می‌شوند؛
  • چه نوع مسائل و تداخل‌هایی باید گزارش شوند؛
  • مسئول بررسی و تصمیم گیری درباره هر مسئله چه کسی است؛
  • اصلاحات چگونه میان رشته‌ها پیگیری می‌شوند؛
  • و چه زمانی یک مدل برای استفاده یا انتشار آماده است. در کنار هماهنگی، هر رشته باید پیش از ارائه مدل خود به سایر اعضای تیم، کنترل‌های داخلی لازم را نیز انجام دهد. مدل ناقص یا پرخطا نباید وارد فرایند هماهنگی شود و وقت سایر رشته‌ها را صرف مشکلاتی کند که می‌توانستند در داخل همان تیم برطرف شوند.

هماهنگی بین‌رشته‌ای زمانی مؤثر است که هر رشته ابتدا مسئول کیفیت مدل خود باشد و سپس مسائل مشترک در یک فرایند مشخص میان تیم‌ها حل شوند.

در نتیجه، خدمات BIM برای مشاور باید هم کیفیت مدل‌های مستقل و هم کیفیت ارتباط میان آن‌ها را کنترل کند.

خدمات BIM برای پیمانکار چه مسئله‌ای را حل می‌کند؟

برای پیمانکار، ارزش BIM زمانی مشخص می‌شود که مدل بتواند از تصمیم‌های اجرایی و هماهنگی پیش از ساخت پشتیبانی کند. در این مرحله، مسئله فقط این نیست که طراحی از نظر هندسی صحیح باشد؛ باید مشخص شود اجزای مختلف پروژه چگونه در شرایط واقعی اجرا در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.

مدل‌هایی که از تیم طراحی دریافت می‌شوند الزاماً برای تمام نیازهای اجرایی آماده نیستند. ممکن است برای نصب تأسیسات، جانمایی تجهیزات، دسترسی‌های تعمیر و نگهداری، بازشوها، مسیرهای اجرا یا توالی عملیات به بررسی و توسعه بیشتری نیاز باشد. بنابراین خدمات BIM در سمت پیمانکار معمولاً به تبدیل اطلاعات طراحی به اطلاعات قابل استفاده برای اجرا نزدیک‌تر می‌شوند.

این خدمات می‌توانند موضوعاتی مانند موارد زیر را پوشش دهند:

  • بررسی مدل‌ها از نظر قابلیت اجرا؛
  • هماهنگی دقیق‌تر رشته‌ها پیش از شروع عملیات؛
  • توسعه یا تکمیل مدل برای نیازهای اجرایی؛
  • شناسایی تداخلات مؤثر بر ساخت؛
  • هماهنگی با پیمانکاران جزء و تأمین‌کنندگان؛
  • مدیریت تغییرات ایجادشده در حین اجرا؛
  • تهیه خروجی‌های موردنیاز تیم‌های اجرایی. در این مرحله، هزینه یک مسئله حل‌نشده معمولاً بیشتر از مرحله طراحی است. تداخلی که روی صفحه نمایش قابل اصلاح بود، پس از نصب تجهیزات می‌تواند به تخریب، دوباره‌کاری و تأخیر منجر شود.

برای پیمانکار، خدمات BIM باید فاصله میان اطلاعات طراحی و واقعیت اجرا را کاهش دهند.

به همین دلیل، تمرکز BIM در سمت پیمانکار بیش از تولید یک مدل نهایی، بر استفاده عملی از مدل برای کاهش ابهام و مشکلات اجرایی قرار می‌گیرد.

پیمانکاری که هنوز روش BIM قابل تکرار ندارد به پیاده‌سازی BIM نیاز دارد. اگر روش تعریف شده اما تیم برای اجرای مستقل آن مهارت و تمرین کافی ندارد، باید آموزش سازمانی BIM و Revit را بررسی کند؛ و تیمی که BIM را اجرا می‌کند اما در هماهنگی، کنترل کیفیت یا تحویل گرفتار اتلاف است باید مسیر بهینه‌سازی BIM را بررسی کند.

مدل‌سازی، هماهنگی و پشتیبانی BIM از اجرا

در مرحله اجرا، مدل BIM باید از یک ابزار صرفاً طراحی به ابزاری برای پشتیبانی از تصمیم‌های اجرایی تبدیل شود. پیمانکار معمولاً با محدودیت‌هایی روبه‌رو است که در مدل‌های طراحی به‌طور کامل دیده نشده‌اند؛ از جمله روش نصب، فضای دسترسی، توالی اجرا، شرایط واقعی کارگاه و هماهنگی با تأمین‌کنندگان یا پیمانکاران جزء.

به همین دلیل، مدل دریافتی از مشاور ممکن است نیاز به تکمیل، بازبینی یا توسعه داشته باشد. این کار باید با هدف مشخص انجام شود؛ نه صرفاً برای افزایش جزئیات مدل. برای مثال، ممکن است مدل تأسیسات برای بررسی مسیر واقعی کانال‌ها و لوله‌ها، موقعیت ساپورت‌ها، دسترسی تجهیزات یا هماهنگی با سازه دقیق‌تر شود.

پشتیبانی BIM از اجرا می‌تواند شامل فعالیت‌هایی مانند این موارد باشد:

  • توسعه مدل برای نیازهای اجرایی؛
  • بررسی قابلیت نصب و دسترسی؛
  • هماهنگی میان پیمانکاران جزء؛
  • تهیه خروجی‌های موردنیاز کارگاه؛
  • بررسی تغییرات ایجادشده در حین اجرا؛
  • به‌روزرسانی مدل بر اساس تصمیم‌های اجرایی. نکته مهم این است که مدل اجرایی باید به جریان واقعی تصمیم گیری پروژه متصل باشد. اگر تغییرات در کارگاه اتفاق بیفتند اما به مدل منتقل نشوند، مدل به‌سرعت اعتبار خود را از دست می‌دهد.

مدل BIM برای پیمانکار زمانی ارزشمند است که بتواند پیش از اجرا مسئله را آشکار کند و پس از تصمیم، تغییر را به اطلاعات پروژه بازگرداند.

بنابراین، پشتیبانی BIM از اجرا یک فرایند پیوسته میان مدل، تصمیم و شرایط واقعی پروژه است.

کنترل تداخلات و تغییرات اجرایی در مدل

در مرحله اجرا، تداخلات اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند؛ زیرا بسیاری از آن‌ها دیگر صرفاً مسئله طراحی نیستند و می‌توانند مستقیماً بر هزینه، زمان و توالی عملیات اثر بگذارند. برای پیمانکار، کنترل تداخلات باید به تصمیم اجرایی منجر شود، نه فقط تولید گزارش.

اگر برای مثال مسیر یک لوله با تیر سازه‌ای تداخل داشته باشد، مسئله فقط ثبت برخورد نیست. باید مشخص شود کدام بخش امکان تغییر دارد، اصلاح چه اثری بر سایر رشته‌ها می‌گذارد، چه کسی تصمیم نهایی را می‌گیرد و نتیجه چگونه در مدل ثبت می‌شود.

در کنار تداخلات، تغییرات حین اجرا نیز باید کنترل شوند. تغییر مسیر تأسیسات، جابه‌جایی تجهیزات، اصلاح بازشوها یا تصمیم‌های کارگاهی اگر فقط در محل اجرا باقی بمانند و به مدل بازنگردند، باعث می‌شوند مدل به‌تدریج از وضعیت واقعی پروژه فاصله بگیرد.

خدمات BIM در این بخش می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • شناسایی و اولویت‌بندی تداخلات اجرایی؛
  • ثبت و پیگیری مسائل تا زمان تعیین تکلیف؛
  • هماهنگی اصلاحات میان رشته‌ها؛
  • کنترل اثر یک تغییر بر سایر مدل‌ها؛
  • ثبت تصمیم‌های اجرایی در نسخه‌های جدید؛
  • بررسی انطباق مدل به‌روزشده با وضعیت اجرا. کنترل تداخل زمانی کامل می‌شود که مسئله شناسایی، تصمیم گیری، اصلاح و در مدل ثبت شود.

برای پیمانکار، این چرخه اهمیت زیادی دارد؛ زیرا مدل تنها زمانی می‌تواند مرجع قابل اتکایی برای ادامه اجرا باشد که تصمیم‌های واقعی پروژه به‌طور منظم در آن منعکس شوند.

چرا یک خدمت مشابه BIM برای سه طرف پروژه خروجی متفاوتی دارد؟

نام یک خدمت BIM ممکن است برای کارفرما، مشاور و پیمانکار یکسان باشد، اما هدف و خروجی آن لزوماً یکسان نیست. تفاوت اصلی از اینجا می‌آید که هر طرف پروژه تصمیم متفاوتی بر اساس همان اطلاعات می‌گیرد.

برای مثال، «کنترل کیفیت مدل» برای مشاور بیشتر به این معناست که مدل‌های طراحی پیش از انتشار از نظر ساختار، اطلاعات و هماهنگی داخلی بررسی شوند. برای پیمانکار، همین کنترل ممکن است بر قابلیت اجرا، هماهنگی با شرایط کارگاه و تطابق مدل با تغییرات اجرایی تمرکز داشته باشد. در سمت کارفرما نیز کنترل کیفیت بیشتر به این سؤال مربوط می‌شود که آیا خروجی تحویلی با الزامات و معیارهای پذیرش پروژه مطابقت دارد یا خیر.

همین تفاوت درباره هماهنگی BIM نیز وجود دارد. مشاور از هماهنگی برای حل مسائل طراحی استفاده می‌کند؛ پیمانکار برای کاهش مشکلات اجرایی؛ و کارفرما بیشتر به این موضوع توجه دارد که آیا فرایند هماهنگی به‌درستی انجام شده و مسائل مهم تا زمان تحویل مدیریت شده‌اند.

بنابراین، تعریف خدمات BIM فقط با نام فعالیت کافی نیست. باید مشخص شود:

  • خدمت برای چه طرفی انجام می‌شود؛
  • چه تصمیمی باید از آن پشتیبانی شود؛
  • چه خروجی‌ای مورد انتظار است؛
  • و مسئول استفاده یا پذیرش آن خروجی چه کسی است. یک فعالیت BIM زمانی معنا پیدا می‌کند که نقش دریافت‌کننده و تصمیمی که قرار است پشتیبانی کند مشخص باشد.

در صفحه خدمات BIM، این تفاوت به خدماتی بر اساس مسئله واقعی تبدیل شده است؛ از مشاوره، پیاده‌سازی، بهینه‌سازی و آموزش سازمانی تا یکپارچه‌سازی BIM با مدیریت و کنترل پروژه. جایگاه کارفرما، مشاور یا پیمانکار دامنه مسئولیت و خروجی هر خدمت را تغییر می‌دهد، اما معماری خدمات بر اساس نوع مسئله باقی می‌ماند.

به همین دلیل، دامنه یک خدمت مشابه می‌تواند برای کارفرما، مشاور و پیمانکار کاملاً متفاوت تعریف شود.

جمع‌بندی

یکی از مشکلات رایج در پروژه‌های BIM این است که دامنه مسئولیت‌ها به‌وضوح از یکدیگر جدا نشده‌اند. در نتیجه، بخشی از کار ممکن است توسط چند طرف به‌صورت موازی انجام شود و بخش دیگری بدون مسئول مشخص باقی بماند.

مرز خدمات BIM باید بر اساس نقش قراردادی، مسئولیت تصمیم گیری و نوع خروجی مورد انتظار تعیین شود.

کارفرما باید مشخص کند چه چیزی از پروژه می‌خواهد، معیارهای پذیرش چیست و اجرای BIM چگونه ارزیابی خواهد شد. اما این نقش به معنی مدیریت مستقیم مدل‌سازی روزانه تیم‌های طراحی یا اجرا نیست.

مشاور مسئول توسعه و هماهنگی اطلاعات طراحی در محدوده تعهدات خود است. مدل‌های طراحی باید بتوانند تصمیم‌های طراحی را منعکس کنند و با رشته‌های دیگر هماهنگ شوند، اما مسئولیت تمام جزئیات اجرایی لزوماً بر عهده مشاور نیست.

پیمانکار نیز باید اطلاعات طراحی را برای نیازهای اجرا بررسی و در صورت لزوم توسعه دهد، بدون آن‌که مرز مسئولیت طراحی و اجرا مخدوش شود.

در پروژه‌های بزرگ‌تر، همین موضوع درباره مدیران BIM، هماهنگ‌کنندگان رشته‌ای و پیمانکاران جزء نیز باید به‌طور دقیق مشخص شود.

اگر این مرزها روشن نباشند، BIM به‌جای ایجاد شفافیت می‌تواند اختلاف جدیدی درباره این موضوع ایجاد کند که «چه کسی باید این کار را انجام می‌داد؟»

تقسیم صحیح خدمات BIM یعنی هر خروجی یک تولیدکننده، یک مسئول کنترل و یک مرجع پذیرش مشخص داشته باشد.

به همین دلیل، تعیین دامنه خدمات هر طرف باید پیش از شروع فعالیت‌های اصلی BIM انجام شود، نه زمانی که اختلاف یا تأخیر ایجاد شده است.

برای دیدن دامنه کلی خدمات پیش از تفکیک نقش‌ها، مقاله خدمات BIM شامل چه مواردی می‌شود؟ را ببینید. پس از مشخص شدن نقش طرف پروژه، تفاوت خدمات BIM پروژه‌ای و مشاوره BIM سازمانی کمک می‌کند سطح مداخله مشخص شود؛ و تیم داخلی BIM یا برون‌سپاری خدمات BIM نشان می‌دهد کدام ظرفیت باید در سازمان بماند و کدام بخش را می‌توان از بیرون تأمین کرد. هنگام تبدیل این تقسیم نقش به تعهد قراردادی، تعریف دامنه خدمات BIM در قرارداد اهمیت پیدا می‌کند؛ و برای مقایسه پیشنهادها باید عوامل مؤثر بر هزینه خدمات BIM را نیز در نظر گرفت. برای انتخاب مسیر اجرایی متناسب با نقش و وضعیت سازمان نیز از صفحه خدمات BIMFlow شروع کنید.

مسیر اجرایی مرتبط

موضوع مقاله را به مسیر خدمت مناسب تبدیل کنید.

خدمت مناسب به نقش سازمان، وضعیت فعلی BIM و نتیجه مورد انتظار وابسته است؛ یک مقاله عمومی به‌تنهایی نمی‌تواند این مسیر را تعیین کند.

صفحه خدمات BIMFlow تفاوت میان مشاور BIM کارفرما، پیاده‌سازی، بهینه‌سازی، آموزش سازمانی و مدیریت پروژه با BIM را روشن می‌کند.