متن مقاله
مقدمه
خدمات BIM بسیار گستردهتر از تولید مدل سهبعدی است و بسته به مسئله میتواند از تعریف الزامات و مشاوره تا پیادهسازی، آموزش، هماهنگی، کنترل کیفیت و بهینهسازی را دربرگیرد. به همین دلیل، شروع از یک فهرست ثابت خدمات اغلب باعث میشود نیاز واقعی پروژه پنهان بماند. این مقاله دستههای اصلی خدمات BIM را بر اساس مسئلهای که حل میکنند توضیح میدهد تا کارفرما، مشاور یا پیمانکار بتواند دامنه مناسب را متناسب با هدف و مسئولیت خود انتخاب کند.
خدمات BIM فقط مدلسازی سهبعدی نیست
در بسیاری از پروژهها، اصطلاح «خدمات BIM» هنوز تقریباً مترادف با مدلسازی سهبعدی در Revit در نظر گرفته میشود. بر همین اساس، زمانی که یک شرکت یا پروژه به BIM نیاز پیدا میکند، اولین اقدام معمولاً سفارش مدل معماری، سازه یا تأسیسات است. اما مدلسازی فقط یکی از بخشهای خدمات BIM است و به تنهایی تمام نیازهای یک پروژه یا سازمان را پوشش نمیدهد.
پیش از تولید مدل باید مشخص باشد مدل برای چه هدفی ساخته میشود، چه اطلاعاتی باید در آن وجود داشته باشد، چه کسی مسئول تولید و کنترل هر بخش است و مدل در چه مراحلی برای هماهنگی، مستندسازی، متره، اجرا یا تحویل مورد استفاده قرار خواهد گرفت. بدون این تصمیمها، حتی یک مدل دقیق نیز ممکن است نتواند نیاز واقعی پروژه را برآورده کند.
به همین دلیل دامنه خدمات BIM میتواند از مشاوره و تعریف الزامات آغاز شود و تا پیادهسازی BIM در سازمان، آموزش تیمها، تدوین استانداردها، مدلسازی، هماهنگی بینرشتهای، کنترل کیفیت و بهینهسازی گردشکارها ادامه پیدا کند.
برای تفکیک مفهوم پایه BIM از خدماتی که پیرامون آن شکل میگیرند، ابتدا میتوان راهنمای BIM چیست؟ را دید؛ و اگر مسئله شما نقش مشاوره و تصمیم گیری است، مشاور BIM چیست و چه کاری انجام میدهد؟ مرز این نقش را روشن میکند.
در بعضی پروژهها مسئله اصلی واقعاً تولید مدل است؛ اما در پروژهای دیگر ممکن است مدلها از قبل وجود داشته باشند و مشکل اصلی در هماهنگی، کیفیت، مسئولیتها یا روش تحویل باشد.
بنابراین، برای شناخت خدمات BIM بهتر است بهجای پرسیدن «چه مدلهایی باید تولید شوند؟» ابتدا پرسید:
چه مسئلهای در سازمان یا پروژه قرار است با BIM حل شود؟
پاسخ به این سؤال مشخص میکند کدام دسته از خدمات BIM واقعاً موردنیاز است.
اگر برای انتخاب یا دریافت خدمات BIM به این راهنما رسیدهاید، صفحه خدمات BIMFlow مسیرهای همکاری برای کارفرمایان، مشاوران و پیمانکاران را بر اساس نقش و وضعیت موجود توضیح میدهد.
خدمات BIM را بر اساس مسئله پروژه باید دستهبندی کرد
فهرستکردن خدمات BIM بر اساس نرمافزار یا نوع مدل، تصویر کاملی از دامنه این خدمات ارائه نمیدهد. برای مثال، «مدلسازی معماری»، «مدلسازی سازه» و «مدلسازی تأسیسات» همگی فعالیتهای تولید مدل هستند، اما ممکن است مسئله اصلی پروژه اصلاً تولید مدل نباشد.
روش دقیقتر این است که خدمات BIM را بر اساس مسئلهای که باید حل شود دستهبندی کنیم.
اگر مسئله پروژه، نبود الزامات روشن و معیارهای تحویل باشد، خدمات موردنیاز بیشتر در حوزه مشاوره، تعریف الزامات و تدوین استانداردها قرار میگیرد.
اگر یک شرکت هنوز فرایندهای CADمحور دارد یا استفاده از Revit در آن پراکنده و بدون ساختار است، نیاز اصلی میتواند پیادهسازی BIM، طراحی گردشکارها و آموزش تیمها باشد.
در پروژهای که مدلها تولید شدهاند اما رشتهها با یکدیگر هماهنگ نیستند، مسئله به هماهنگی بینرشتهای و مدیریت تداخلات مربوط میشود.
اگر خروجیها از نظر ساختار، اطلاعات یا انطباق با الزامات قابل اعتماد نیستند، کنترل کیفیت BIM اهمیت پیدا میکند.
در سازمانی که BIM از قبل اجرا شده اما زمان زیادی صرف کارهای تکراری میشود، مسئله ممکن است با بهینهسازی گردشکار و اتوماسیون حل شود.
بنابراین، یک پروژه ممکن است فقط به یک دسته از خدمات BIM نیاز داشته باشد و پروژهای دیگر به ترکیبی از چند دسته.
نوع خدمت باید از مسئله شروع شود، نه از ابزار یا نام نرمافزار.
مشاوره BIM و تعریف مسیر اجرای BIM
در بسیاری از پروژهها، مسئله اصلی این نیست که تیم توانایی مدلسازی ندارد؛ مسئله این است که مشخص نیست BIM قرار است چه نقشی در پروژه داشته باشد و چگونه باید اجرا شود. در چنین شرایطی، شروع مستقیم مدلسازی معمولاً فقط ابهام را به مرحله بعد منتقل میکند.
مشاوره BIM پیش از هر چیز به تصمیم گیری درباره دامنه استفاده از BIM کمک میکند. باید روشن شود کدام اهداف برای پروژه اهمیت دارند؛ برای مثال هماهنگی بینرشتهای، کنترل کیفیت طراحی، استخراج مقادیر، پشتیبانی از اجرا، مدیریت اطلاعات یا تحویل مدل نهایی. هرکدام از این اهداف میتواند الزامات، نقشها و روش کار متفاوتی ایجاد کند.
در سطح سازمانی نیز مشاوره میتواند شامل بررسی وضعیت موجود، شناخت توانایی تیمها، ارزیابی روشهای فعلی کار و تعیین فاصله میان وضعیت موجود و سطح مورد انتظار باشد. نتیجه این بررسی باید به یک مسیر اجرایی تبدیل شود؛ نه صرفاً مجموعهای از توصیههای کلی.
این مسیر ممکن است مشخص کند:
- چه فرایندهایی باید تغییر کنند؛
- چه استانداردهایی باید تدوین شوند؛
- چه نقشهایی باید تعریف یا تقویت شوند؛
- چه آموزشهایی موردنیاز است؛
- و اجرای BIM از کدام پروژه یا بخش سازمان آغاز شود. در نتیجه، نقش مشاوره BIM این نیست که جای اجرای فنی پروژه را بگیرد؛ بلکه باید مشخص کند چه چیزی باید اجرا شود، چرا، با چه اولویتی و در چه چارچوبی. برای دیدن اینکه این نقش در عمل باید چه مدارک، تصمیمها، برنامهها و سازوکارهایی برجا بگذارد، راهنمای خروجی مشاوره BIM را ببینید.
وقتی این مسیر از ابتدا روشن باشد، سایر خدمات BIM نیز میتوانند هدفمندتر انتخاب و اجرا شوند.
تعریف الزامات، استانداردها و روش تحویل BIM
پس از مشخصشدن اهداف BIM، باید این اهداف به مجموعهای از الزامات اجرایی تبدیل شوند. اگر پروژه فقط بداند که «BIM میخواهد» اما درباره ساختار مدلها، سطح اطلاعات، روش تبادل فایل و معیارهای تحویل تصمیمی نگرفته باشد، اعضای مختلف تیم ممکن است برداشتهای متفاوتی از یک تعهد واحد داشته باشند.
در این بخش از خدمات BIM، الزامات پروژه به قواعدی قابل اجرا تبدیل میشوند. بسته به نوع پروژه، این قواعد میتوانند موضوعاتی مانند موارد زیر را پوشش دهند:
- ساختار و تفکیک مدلهای رشتهای؛
- شیوه نامگذاری فایلها، مدلها و عناصر؛
- سطح توسعه و اطلاعات موردنیاز در مراحل مختلف؛
- مختصات و مبنای مشترک مدلها؛
- روش تبادل، بازبینی و انتشار اطلاعات؛
- قالبها و فرمتهای موردنیاز برای تحویل؛
- معیارهای کنترل و پذیرش خروجیها. استانداردها نیز باید متناسب با واقعیت پروژه تدوین شوند. استفاده از یک دستورالعمل عمومی بدون توجه به ساختار تیم، نوع قرارداد، نرمافزارهای مورد استفاده یا اهداف تحویل میتواند به اندازه نبود استاندارد مشکلساز باشد.
روش تحویل نیز فقط تعیین فرمت فایل نیست. باید مشخص باشد چه کسی هر خروجی را تولید میکند، چه کسی آن را کنترل یا تأیید میکند، چه زمانی قابل انتشار است و نسخه معتبر چگونه تشخیص داده میشود.
هدف از تدوین الزامات و استانداردهای BIM، افزایش تعداد قوانین نیست؛ هدف این است که همه اعضای پروژه بدانند چه چیزی، با چه کیفیتی و به چه روشی باید تحویل شود.
پیادهسازی BIM در شرکتها و تیمهای پروژه
پیادهسازی BIM زمانی مطرح میشود که مسئله فقط یک پروژه یا یک مدل مشخص نیست، بلکه روش کار سازمان یا تیم باید تغییر کند. ممکن است اعضای شرکت از Revit استفاده کنند، اما هر رشته با روش خود کار کند، استاندارد مشترکی وجود نداشته باشد یا فرایندهای BIM هنوز به ساختار واقعی پروژه متصل نشده باشند.
در چنین شرایطی، پیادهسازی BIM شامل تبدیل اهداف و استانداردها به یک روش کاری قابل استفاده است. این کار میتواند بخشهایی مانند ساختار تیم، مسئولیتها، گردشکار تولید و بازبینی مدل، الگوهای پروژه، روش هماهنگی رشتهها و شیوه کنترل خروجیها را دربر گیرد.
پیادهسازی معمولاً باید مرحلهای انجام شود. تغییر همزمان تمام پروژهها و فرایندهای یک شرکت میتواند ریسک زیادی ایجاد کند. در بسیاری از سازمانها، مسیر مناسبتر این است که ابتدا وضعیت موجود بررسی شود، روشهای جدید روی یک پروژه یا محدوده کنترلشده اجرا شوند و سپس پس از اصلاح مشکلات، به بخشهای دیگر گسترش پیدا کنند.
همچنین پیادهسازی BIM فقط یک تغییر نرمافزاری نیست. اگر نقشها، مسئولیتها و روش تصمیم گیری تغییری نکنند، استفاده گستردهتر از Revit الزاماً به یک فرایند BIM منسجم منجر نمیشود.
خروجی یک پیادهسازی موفق باید چیزی باشد که پس از پایان همکاری نیز در سازمان باقی بماند: روشهای مشخص کار، استانداردهای قابل استفاده، تیم توانمند و ساختاری که بتواند در پروژههای بعدی نیز تکرار شود.
به همین دلیل، پیادهسازی BIM بیشتر از آنکه «انجام یک پروژه» باشد، ایجاد یک روش پایدار برای انجام پروژههاست.
آموزش سازمانی BIM و Revit
آموزش سازمانی BIM و Revit زمانی مؤثر است که صرفاً به یادگیری ابزار محدود نشود. یک تیم ممکن است اعضایی داشته باشد که Revit را بهخوبی میشناسند، اما هنوز در استفاده هماهنگ از مدلها، رعایت استانداردهای مشترک یا تحویل قابل اتکای پروژه مشکل داشته باشد.
به همین دلیل، آموزش سازمانی باید متناسب با نقش افراد و روش واقعی کار شرکت طراحی شود. نیاز یک مدلساز با نیاز یک هماهنگکننده BIM، مدیر پروژه یا مسئول کنترل کیفیت یکسان نیست. همچنین آموزش معماری، سازه و تأسیسات باید در نهایت به یک روش مشترک برای همکاری بین رشتهها متصل شود.
بسته به سطح تیم، آموزش میتواند موضوعاتی مانند این موارد را پوشش دهد:
- استفاده صحیح از Revit در هر رشته؛
- ساختاردهی مدل و رعایت استانداردهای پروژه؛
- روشهای هماهنگی و تبادل مدل؛
- کنترل کیفیت و آمادهسازی خروجی؛
- مدیریت تغییرات و اصلاحات؛
- استفاده از ابزارهای پیشرفتهتر برای افزایش بهرهوری. بهترین نتیجه معمولاً زمانی به دست میآید که آموزش به پروژه واقعی یا تمرین نزدیک به شرایط واقعی متصل باشد. در این حالت، تیم فقط دستورها و قابلیتهای نرمافزار را یاد نمیگیرد، بلکه میآموزد چگونه آنها را در یک فرایند مشخص به کار ببرد.
هدف آموزش سازمانی BIM این نیست که همه اعضای شرکت متخصص نرمافزار شوند؛ هدف این است که هر فرد بتواند نقش خود را در فرایند BIM بهدرستی انجام دهد.
در نتیجه، آموزش باید بخشی از توسعه قابلیت سازمان باشد، نه یک دوره جدا از روش واقعی اجرای پروژه.
مدلسازی BIM معماری، سازه و تأسیسات
مدلسازی یکی از شناخته شدهترین بخشهای خدمات BIM است و معمولاً شامل تولید مدلهای معماری، سازه، مکانیک و برق بر اساس نقشهها، اطلاعات طراحی یا وضعیت موجود پروژه میشود. با این حال، ارزش مدل فقط به نمایش سهبعدی آن وابسته نیست؛ مدل باید برای هدف مشخصی تولید شود.
مدلی که برای هماهنگی بینرشتهای ساخته میشود ممکن است با مدلی که قرار است برای متره، تهیه نقشههای اجرایی، کنترل ساخت یا تحویل نهایی استفاده شود، الزامات متفاوتی داشته باشد. بنابراین پیش از شروع مدلسازی باید سطح جزئیات، اطلاعات موردنیاز، ساختار مدل و نوع خروجی مورد انتظار مشخص شود.
خدمات مدلسازی BIM میتواند شامل مواردی مانند:
- ایجاد مدلهای معماری، سازه و تأسیسات؛
- تبدیل نقشههای موجود CAD به مدل BIM؛
- تکمیل یا اصلاح مدلهای موجود؛
- تهیه مدل بر اساس اطلاعات برداشتشده از وضعیت موجود؛
- آمادهسازی مدل برای مستندسازی، هماهنگی یا سایر کاربردهای تعریفشده پروژه باشد. کیفیت مدل نیز فقط با میزان جزئیات هندسی سنجیده نمیشود. یک مدل بسیار پرجزئیات ممکن است برای هدف پروژه بیش از حد سنگین یا حتی نامناسب باشد، در حالی که یک مدل سادهتر اما منطبق با نیازهای پروژه میتواند خروجی قابل اتکاتری ایجاد کند.
مدل BIM زمانی ارزشمند است که ساختار، جزئیات و اطلاعات آن با کاربرد مورد انتظار هماهنگ باشند.
به همین دلیل، مدلسازی باید بهعنوان یکی از اجزای خدمات BIM دیده شود که بر اساس نیاز مشخص پروژه تعریف و کنترل میشود.
هماهنگی بینرشتهای و کنترل تداخلات
یکی از مهمترین کاربردهای BIM، امکان بررسی همزمان مدلهای معماری، سازه و تأسیسات پیش از آن است که ناسازگاریها به مرحله اجرا منتقل شوند. اما هماهنگی بینرشتهای فقط به پیدا کردن تداخلهای هندسی محدود نمیشود.
در یک فرایند هماهنگی مؤثر، ابتدا باید مدلهای رشتههای مختلف در یک محیط مشترک بررسی شوند و مشخص شود کدام تداخلها واقعاً نیازمند تصمیم هستند. برای مثال، برخورد یک کانال تأسیاتی با تیر سازهای فقط یک خطای هندسی نیست؛ باید مشخص شود کدام رشته امکان تغییر دارد، چه محدودیتهایی وجود دارد و چه کسی مسئول تصمیم نهایی است.
خدمات هماهنگی BIM میتواند شامل این موارد باشد:
- تجمیع و بررسی مدلهای رشتهای؛
- شناسایی تداخلها و ناسازگاریهای هندسی؛
- اولویتبندی مسائل بر اساس اهمیت و اثر اجرایی؛
- ثبت و پیگیری مسائل تا زمان تعیین تکلیف؛
- کنترل اصلاحات در نسخههای بعدی مدل؛
- بررسی هماهنگی مدلها پیش از انتشار یا تحویل. همچنین همه برخوردهای هندسی لزوماً «تداخل» قابلاقدام نیستند. اگر قواعد بررسی بهدرستی تعریف نشده باشند، تیم با صدها مورد کماهمیت روبهرو میشود و تمرکز از مسائل واقعی پروژه از بین میرود.
هدف هماهنگی BIM تولید یک گزارش طولانی از تداخلها نیست؛ هدف این است که مسائل بینرشتهای پیش از تبدیلشدن به دوبارهکاری، تأخیر یا هزینه اجرایی شناسایی و حل شوند.
به همین دلیل، هماهنگی مؤثر به مدل مناسب، قواعد کنترل، مسئولیت مشخص و فرایند پیگیری نیاز دارد. برای تفکیک دقیق این دو مفهوم، مقاله چرا Clash Detection بهتنهایی برای هماهنگی BIM کافی نیست؟ را ببینید.
کنترل کیفیت مدلها و خروجیهای BIM
تولید مدل به تنهایی به این معنی نیست که خروجی BIM قابل استفاده یا قابل تحویل است. مدل باید پیش از استفاده در هماهنگی، مستندسازی، اجرا یا تحویل نهایی بررسی شود تا مشخص شود با الزامات پروژه و استانداردهای تعیینشده مطابقت دارد.
کنترل کیفیت BIM میتواند هم جنبه هندسی داشته باشد و هم جنبه اطلاعاتی و ساختاری. برای مثال، ممکن است مدل از نظر ظاهری کامل باشد اما عناصر در طبقات یا Worksetهای نادرست قرار گرفته باشند، نامگذاریها با استاندارد پروژه تطابق نداشته باشند یا اطلاعات موردنیاز در پارامترها ناقص باشند.
بسته به هدف پروژه، کنترل کیفیت میتواند شامل موارد زیر باشد:
- بررسی ساختار و سازماندهی مدل؛
- کنترل نامگذاری فایلها، Viewها، Sheetها و عناصر؛
- بررسی صحت مختصات و موقعیت مدلها؛
- کنترل کاملبودن اطلاعات موردنیاز؛
- بررسی انطباق مدل با سطح توسعه تعیینشده؛
- شناسایی خطاهای فنی یا مواردی که میتوانند در مراحل بعدی مشکل ایجاد کنند؛
- کنترل خروجیها پیش از انتشار یا تحویل رسمی. کنترل کیفیت باید بر اساس معیارهای مشخص انجام شود. اگر معیار پذیرش از ابتدا تعریف نشده باشد، ارزیابی مدل به قضاوت شخصی افراد وابسته میشود و ممکن است یک خروجی برای یک نفر قابل قبول و برای فرد دیگری نامناسب باشد. این فاصله میان الزامات نوشتهشده و کنترل واقعی پروژه در مقاله چرا پروژه BIM با وجود داشتن BEP باز هم از کنترل خارج میشود؟ با تمرکز بر معیار پذیرش، مسئولیت و مسیر ارجاع بررسی شده است.
هدف کنترل کیفیت BIM پیدا کردن خطا پس از پایان کار نیست؛ هدف این است که خروجی پیش از ورود به مرحله بعد، قابل اعتماد باشد.
هرچه کنترل کیفیت زودتر و منظمتر انجام شود، هزینه اصلاح خطاها نیز کمتر خواهد بود.
بهینهسازی و اتوماسیون گردشکارهای BIM
پس از آنکه BIM در یک شرکت یا پروژه تثبیت میشود، معمولاً مسئله از «چگونه BIM را اجرا کنیم؟» به «چگونه آن را سریعتر، دقیقتر و با خطای کمتر انجام دهیم؟» تغییر میکند. در این مرحله، بهینهسازی گردشکارها و اتوماسیون میتواند بخش مهمی از خدمات BIM باشد.
بسیاری از فعالیتهای روزمره در Revit و سایر ابزارهای BIM تکراری هستند؛ مانند نامگذاری و کنترل Viewها و Sheetها، بررسی پارامترها، تولید خروجیهای استاندارد، کنترل مدلها یا آمادهسازی اطلاعات برای گزارشگیری. اگر این فعالیتها بهصورت دستی و در مقیاس بزرگ انجام شوند، علاوه بر مصرف زمان، احتمال خطای انسانی نیز افزایش پیدا میکند.
بهینهسازی ابتدا به بررسی خود فرایند نیاز دارد. گاهی مشکل با نوشتن اسکریپت یا پلاگین حل نمیشود، بلکه باید ترتیب فعالیتها، ساختار Template، نحوه استفاده از Familyها یا مسئولیت افراد اصلاح شود.
پس از سادهسازی فرایند، بخشهای تکراری و قابل پیشبینی میتوانند با ابزارهایی مانند Dynamo، اسکریپتها یا افزونههای اختصاصی Revit خودکار شوند.
نمونههایی از این خدمات میتواند شامل:
- کاهش فعالیتهای دستی و تکراری؛
- استانداردسازی تولید خروجیها؛
- کنترل خودکار بخشی از الزامات مدل؛
- انتقال و پردازش دادهها؛
- توسعه ابزارهای اختصاصی برای نیازهای پرتکرار تیم باشد. اتوماسیون زمانی ارزشمند است که یک فرایند درست را سریعتر کند؛ خودکارکردن یک فرایند نامناسب فقط همان مشکل را با سرعت بیشتری تکرار میکند.
بنابراین هدف نهایی، صرفاً ساخت ابزار نیست؛ بلکه کاهش زمان، خطا و وابستگی به فعالیتهای دستی در اجرای BIM است. وقتی کندی، دوبارهکاری و مسائل حلنشده به نقطهای رسیدهاند که تحویل پروژه قابل پیشبینی نیست، مقاله وقتی پروژه BIM به بنبست میرسد، اصلاح را از کجا باید شروع کرد؟ نقطه شروع تشخیص را مشخص میکند.
خدمات BIM در مراحل مختلف پروژه چگونه تغییر میکنند؟
نیاز پروژه به خدمات BIM در طول چرخه پروژه ثابت نمیماند. همان خدمتی که در ابتدای طراحی اهمیت دارد، ممکن است در مرحله اجرا نقش متفاوتی پیدا کند یا جای خود را به نوع دیگری از پشتیبانی بدهد.
در مراحل اولیه، تمرکز معمولاً بر تعریف الزامات، اهداف BIM، ساختار تحویل و مسئولیتها است. در این مرحله باید روشن شود چه مدلها و اطلاعاتی لازم هستند و هر خروجی قرار است در چه تصمیمی استفاده شود.
با پیشرفت طراحی، اهمیت مدلسازی، هماهنگی بینرشتهای، کنترل کیفیت و مدیریت تغییرات بیشتر میشود. مدلها باید بهطور منظم با یکدیگر بررسی شوند تا ناسازگاریها پیش از تثبیت طراحی شناسایی شوند.
در مرحله اجرا، نیازها معمولاً عملیاتیتر میشوند. مدل میتواند برای بررسی مسائل اجرایی، هماهنگی دقیقتر تأسیسات، پشتیبانی از تهیه نقشههای کارگاهی یا مدیریت تغییرات مورد استفاده قرار گیرد. در این مرحله سرعت انتقال اطلاعات و پاسخ به مسائل نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند.
در پایان پروژه، تمرکز میتواند به کنترل خروجی نهایی، تطبیق مدل با وضعیت اجراشده و آمادهسازی اطلاعات موردنیاز برای تحویل منتقل شود.
بنابراین، خدمات BIM یک بسته ثابت نیست که در ابتدای پروژه خریداری شود و بدون تغییر تا پایان ادامه پیدا کند.
دامنه خدمات BIM باید با مرحله پروژه، تصمیمهای موردنیاز و نوع خروجیهای مورد انتظار هماهنگ شود.
این نگاه کمک میکند پروژه در هر مرحله دقیقاً همان سطح از پشتیبانی BIM را دریافت کند که واقعاً به آن نیاز دارد.
چه خدمات BIM برای هر پروژه یا سازمان لازم است؟
همه پروژهها و شرکتها به تمام انواع خدمات BIM نیاز ندارند. انتخاب دامنه مناسب باید از وضعیت موجود، اهداف، مرحله پروژه و توانایی تیم داخلی شروع شود؛ نه از یک فهرست ثابت از خدمات.
برای مثال، شرکتی که هنوز در حال گذار از CAD به BIM است، ممکن است بیش از هر چیز به پیادهسازی، تدوین استانداردها و آموزش تیم نیاز داشته باشد. در مقابل، سازمانی که چند سال است با BIM کار میکند ممکن است مسئله اصلی خود را در کاهش زمان تولید، کنترل کیفیت یا اتوماسیون فرایندها ببیند.
در سطح پروژه نیز شرایط متفاوت است. پروژهای که مدلهای رشتهای مناسبی دارد اما با تداخلات متعدد روبهرو است، بیشتر به هماهنگی و کنترل مسائل نیاز دارد. پروژه دیگری ممکن است هنوز الزامات روشنی برای مدلها و تحویل نداشته باشد و پیش از شروع تولید، به مشاوره و تعریف چارچوب نیاز داشته باشد. اگر مدل BIM تولید میشود اما WBS، برنامه زمانبندی، سنجش پیشرفت یا گزارشهای مدیریتی در ساختاری جداگانه قرار دارند، مسئله به یکپارچهسازی BIM با مدیریت پروژه و کنترل پروژه نزدیکتر است.
برای تعیین دامنه خدمات BIM میتوان چند سؤال اصلی را بررسی کرد:
- BIM قرار است چه مسئلهای را حل کند؟
- پروژه در چه مرحلهای قرار دارد؟
- چه قابلیتهایی در داخل تیم وجود دارد؟
- چه خروجیهایی باید تولید یا کنترل شوند؟
- مشکل فعلی در ابزار است، فرایند است یا مسئولیتها؟
- کدام قابلیت باید پس از پایان همکاری در سازمان باقی بماند؟ پاسخ به این پرسشها مشخص میکند که آیا نیاز اصلی مدلسازی است، آموزش، پیادهسازی، هماهنگی، کنترل کیفیت، بهینهسازی یا ترکیبی از آنها.
خدمات BIM زمانی مؤثر هستند که دامنه آنها دقیقاً متناسب با مسئله واقعی پروژه یا سازمان تعریف شود.
نمونههای اجرای خدمات BIMFlow
مرز میان مشاوره، پیادهسازی، بهینهسازی، آموزش سازمانی و یکپارچهسازی BIM با مدیریت و کنترل پروژه زمانی روشنتر میشود که نتیجه هر مسیر در یک پروژه یا سازمان واقعی دیده شود:
- در مسیر کارفرما، ممیزی و پایش مستقل BIM نشان میدهد تعریف معیار، کنترل اجرا و ارزیابی تحویل چگونه از منافع کارفرما پشتیبانی میکند.
- در مسیر پیادهسازی، گذار عمارت خورشید از CAD به BIM نمونهای از تبدیل نیاز پروژه به روشها و ابزارهای قابل اجرا است.
- در مسیر بهینهسازی، اصلاح فرایند BIM معماران مدام نشان میدهد چگونه یک گردشکار موجود میتواند برای عبور از بنبست تحویل بازطراحی شود.
- در مسیر آموزش سازمانی، تجربههای آموزش BIMFlow اجرای آموزش چندرشتهای برای بیش از ۲۵۰ نفر در پروژه ایرانمال و برنامه آموزشی ۱۲۰ نفر در شرکت ملی نفت ایران را مستند میکنند.
برای مقایسه این مسیرها و انتخاب نقطه شروع مناسب، خدمات BIMFlow را ببینید.
اگر مسئله انتخاب خدمت بر اساس نقش پروژه است، تفاوت خدمات BIM برای کارفرما، مشاور و پیمانکار را بخوانید. برای تشخیص اینکه مسئله به تحویل همین پروژه محدود است یا به تغییر روش کار سازمان نیاز دارد، تفاوت خدمات BIM پروژهای و مشاوره BIM سازمانی را ببینید. اگر تصمیم اصلی درباره حفظ ظرفیت در داخل شرکت یا استفاده از متخصص بیرونی است، تیم داخلی BIM یا برونسپاری خدمات BIM این انتخاب را تفکیک میکند. اگر مسئله فقط برونسپاری تولید مدل است، چرا برونسپاری مدلسازی BIM معمولاً شکست میخورد؟ مرز مدلسازی و خدمات گستردهتر BIM را روشن میکند.
اگر وارد مرحله انتخاب و خرید خدمت شدهاید، سه راهنمای بعدی مسیر را کامل میکنند: معیارهای انتخاب شرکت یا مشاور خدمات BIM، تعریف دامنه خدمات BIM در قرارداد و عوامل مؤثر بر هزینه خدمات BIM.
جمعبندی
خدمات BIM یک بسته ثابت از مدلسازی، Clash Detection یا تهیه چند سند مشخص نیست. دامنه درست خدمت از مسئله پروژه یا سازمان شروع میشود و میتواند از تعریف الزامات و مشاوره تا پیادهسازی، هماهنگی، کنترل کیفیت، آموزش، بهینهسازی و اتوماسیون تغییر کند. به همین دلیل، مقایسه ارائهدهندگان فقط بر اساس فهرست فعالیتها میتواند گمراهکننده باشد. ابتدا باید مشخص شود چه نتیجهای انتظار میرود، چه مسئولیتی بر عهده ارائهدهنده است و چه قابلیت یا خروجی باید پس از پایان همکاری باقی بماند. خدمات BIM زمانی ارزشمندند که به یک مسئله مشخص پاسخ دهند و اثر آنها در کیفیت، زمان، قابلیت کنترل یا توان داخلی تیم قابل مشاهده باشد.
