پرش به محتوا
مقاله تحلیلی17 دقیقه مطالعه

آموزش سازمانی BIM و Revit چه مراحلی دارد؟

مراحل آموزش سازمانی BIM و Revit از آموزش پایه و تمرین روی پروژه آشنا تا پروژه واقعی، همراهی اجرایی، استقلال تدریجی تیم و آموزش تکمیلی Dynamo در صورت نیاز.

متن مقاله

مقدمه

آموزش سازمانی BIM را نمی‌توان به یک دوره محدود کرد که در آن کارکنان چند هفته در کلاس حضور پیدا کنند، ابزارهای Revit را یاد بگیرند و سپس مستقیماً وارد یک پروژه واقعی شوند. برای اینکه آموزش به توانایی اجرایی تبدیل شود، تیم باید چند مرحله متفاوت را پشت سر بگذارد و در هر مرحله فرصت تمرین، ارزیابی و اصلاح داشته باشد. تعریف این رویکرد و تفاوت آن با دوره عمومی در مقاله آموزش سازمانی BIM و Revit چیست؟ توضیح داده شده است.

این مسیر معمولاً از ایجاد یک دانش پایه مشترک در Revit آغاز می‌شود. سپس آموخته‌ها در محیطی کم‌ریسک روی پروژه‌ای که تیم از قبل با آن آشناست آزمایش می‌شوند. پس از تثبیت دانش اولیه، آموزش وارد سطح پیشرفته‌تر می‌شود و تیم دوباره همان مفاهیم را در قالب کار پروژه‌ای به کار می‌گیرد.

تنها پس از این مراحل است که ورود به یک پروژه جدید منطقی می‌شود. در پروژه جدید، شرایط دیگر کنترل‌شده نیست؛ تغییرات طراحی، هماهنگی بین رشته‌ها، محدودیت‌های زمانی و مسائل پیش‌بینی‌نشده هم‌زمان وارد فرایند می‌شوند. به همین دلیل تیم در این مرحله همچنان به همراهی و بازخورد نیاز دارد، اما میزان این حمایت باید به‌تدریج کاهش پیدا کند.

در برخی پروژه‌ها، آموزش‌های تکمیلی مانند Dynamo نیز فقط زمانی به مسیر اضافه می‌شوند که یک نیاز واقعی و قابل توجیه برای اتوماسیون وجود داشته باشد.

بنابراین آموزش سازمانی BIM یک «کلاس» نیست، بلکه مسیر تدریجی انتقال یک تیم از یادگیری نرم‌افزار به اجرای مستقل پروژه BIM است. پیش از ورود به این مسیر، نیاز آموزشی تیم باید از روی عملکرد واقعی ارزیابی شود تا مشکل فرایندی یا ساختاری با آموزش اشتباه گرفته نشود.

این مسیر جایگزین تعریف ساختار BIM نیست. پیش از شروع آموزش پروژه‌محور باید نقش‌ها، استانداردها، گردش‌کارها و معیارهای پذیرش خروجی روشن باشند. اگر این موارد هنوز وجود ندارند، ابتدا باید در مسیر پیاده‌سازی BIM تعریف شوند؛ آموزش سازمانی BIM و Revit سپس تیم را برای اجرای آن‌ها آماده می‌کند.

مرحله اول: ایجاد دانش پایه مشترک با آموزش Revit

اولین مرحله آموزش سازمانی، ایجاد یک سطح پایه و نسبتاً مشترک از دانش Revit در میان اعضای تیم است. «مشترک» به معنی یکسان بودن عمق آموزش نیست؛ سطح آموزش هر نقش باید از مسئولیت واقعی او استخراج شود. پیش از آنکه بتوان درباره هماهنگی BIM، روش‌های پیشرفته مدل‌سازی یا اجرای پروژه صحبت کرد، افراد باید بتوانند با محیط نرم‌افزار کار کنند و منطق اصلی آن را بشناسند.

در این مرحله، آموزش هنوز وارد مسائل اختصاصی شرکت یا پروژه نمی‌شود. هدف این است که اعضای تیم با مفاهیم اصلی Revit، روش ایجاد و ویرایش مدل، تولید View و Sheet، مستندسازی و ابزارهای متداول رشته خود آشنا شوند و بتوانند فعالیت‌های پایه را بدون وابستگی دائمی به مدرس انجام دهند.

وجود این پایه مشترک اهمیت زیادی دارد، زیرا در مراحل بعدی آموزش قرار است اعضای تیم روی یک پروژه واحد کار کنند. اگر بخشی از افراد هنوز درگیر پیدا کردن ابزارها یا درک مفاهیم اولیه نرم‌افزار باشند، تمرکز جلسات از مسائل واقعی پروژه به آموزش مقدماتی بازمی‌گردد و سرعت پیشرفت کل تیم کاهش پیدا می‌کند.

سطح دانش همه افراد الزاماً در پایان این مرحله کاملاً یکسان نخواهد بود. تفاوت تجربه، رشته و سرعت یادگیری طبیعی است. آنچه اهمیت دارد این است که تیم به حدی از تسلط برسد که بتواند وارد مرحله تمرین پروژه‌ای شود.

بنابراین هدف مرحله نخست، تربیت کاربر حرفه‌ای یا متخصص BIM نیست؛ هدف ایجاد پایه‌ای مشترک است که مراحل بعدی آموزش بتوانند بر روی آن ساخته شوند.

مرحله دوم: انتخاب یک پروژه تکمیل‌شده و آشنا برای تمرین

پس از ایجاد دانش پایه Revit، بهتر است تیم مستقیماً وارد یک پروژه جدید و دارای موعد تحویل نشود. منطق انتخاب زمان و محیط مناسب یادگیری در مقاله آموزش BIM قبل از پروژه یا حین پروژه؟ با جزئیات بیشتری بررسی شده است. در این مرحله، استفاده از یک پروژه تکمیل‌شده و آشنا محیط مناسب‌تری برای تبدیل آموزش نرم‌افزاری به تمرین پروژه‌ای فراهم می‌کند.

انتخاب پروژه‌ای که اعضای تیم قبلاً روی آن کار کرده‌اند چند مزیت دارد. نخست اینکه افراد از قبل با طراحی، مدارک و مسائل اصلی پروژه آشنا هستند و لازم نیست هم‌زمان با یادگیری روش BIM، یک پروژه جدید را نیز تحلیل کنند. دوم اینکه پروژه دیگر تحت فشار زمان، تغییرات کارفرما یا تعهدات جاری قرار ندارد؛ بنابراین اشتباه، آزمون روش‌های مختلف و بازگشت به مراحل قبلی هزینه اجرایی ایجاد نمی‌کند.

در چنین شرایطی، تمرکز تیم می‌تواند روی خود فرایند کار قرار بگیرد: چگونه مدل ساخته شود، اطلاعات چگونه سازمان‌دهی شوند، نقشه‌ها از مدل استخراج شوند و اعضای مختلف چگونه روی یک پروژه مشترک کار کنند.

پروژه تکمیل‌شده همچنین یک مرجع مقایسه در اختیار تیم قرار می‌دهد. خروجی قبلی پروژه مشخص است و اعضا می‌توانند بررسی کنند همان پروژه با استفاده از Revit و روش BIM چگونه بازتولید می‌شود و چه تفاوت‌هایی در مسیر تولید اطلاعات به وجود می‌آید.

بنابراین انتخاب پروژه تمرینی اتفاقی نیست. هدف ایجاد محیطی نزدیک به پروژه واقعی، اما بدون ریسک و فشار یک پروژه زنده است تا تیم بتواند نخستین تجربه عملی خود را با تمرکز بر یادگیری به دست آورد.

مرحله سوم: اجرای پروژه، پرسش و پاسخ و تثبیت دانش

پس از انتخاب پروژه تمرینی، اعضای تیم باید آموخته‌های مرحله اول را در قالب کار واقعی روی همان پروژه به کار بگیرند. در این مرحله، هدف فقط تکمیل مدل نیست؛ مهم‌تر از آن، مشخص شدن فاصله میان «دانستن ابزار» و «توانایی استفاده از آن در پروژه» است.

هنگام کار، مسائل متعددی ظاهر می‌شوند که در کلاس آموزشی کمتر دیده می‌شوند. ممکن است فرد بداند یک ابزار چگونه کار می‌کند، اما نداند در یک موقعیت خاص کدام روش مدل‌سازی مناسب‌تر است، اطلاعات چگونه باید سازمان‌دهی شوند یا یک تصمیم چه اثری بر نقشه‌ها و ادامه کار سایر اعضای تیم خواهد داشت.

به همین دلیل، اجرای پروژه باید با جلسات منظم پرسش و پاسخ همراه باشد. اعضای تیم مسائل واقعی خود را مطرح می‌کنند، روش‌های انتخاب‌شده بررسی می‌شوند و در صورت نیاز، راه‌حل مناسب‌تر توضیح داده می‌شود. این جلسات کمک می‌کنند آموزش از مثال‌های از پیش طراحی‌شده فاصله بگیرد و مستقیماً به مشکلاتی پاسخ دهد که تیم در کار خود با آن‌ها روبه‌رو شده است.

تکرار این چرخه اهمیت زیادی دارد:

اجرا ← برخورد با مسئله ← پرسش ← اصلاح ← اجرای دوباره

با ادامه این فرایند، بخشی از سؤالات ابتدایی کاهش پیدا می‌کنند و اعضای تیم به‌تدریج قادر می‌شوند مسائل مشابه را بدون کمک مستقیم حل کنند.

بنابراین هدف این مرحله صرفاً تمرین Revit نیست؛ هدف تثبیت دانش پایه و تبدیل آن به توانایی قابل استفاده در شرایط پروژه‌ای است.

مرحله چهارم: ارزیابی آمادگی تیم برای ورود به سطح پیشرفته

پس از مدتی کار روی پروژه تمرینی، لازم است مشخص شود آیا دانش پایه Revit واقعاً در تیم تثبیت شده است یا خیر. ورود زودهنگام به مباحث پیشرفته، زمانی که اعضای تیم هنوز در ابزارها و مفاهیم اصلی مشکل دارند، معمولاً باعث می‌شود آموزش جدید روی پایه‌ای ناپایدار قرار بگیرد.

در این مرحله، ارزیابی فقط بر اساس حضور در کلاس یا تکمیل تمرین‌های آموزشی انجام نمی‌شود. معیار اصلی، عملکرد افراد هنگام کار روی پروژه است. باید مشخص شود آیا اعضای تیم می‌توانند بخش عمده فعالیت‌های معمول خود را بدون راهنمایی مداوم انجام دهند، مسائل پایه را تشخیص دهند و برای مشکلات تکراری راه‌حل مناسب پیدا کنند.

نوع سؤال‌هایی که در جلسات پرسش و پاسخ مطرح می‌شوند نیز نشانه مهمی است. اگر بیشتر سؤالات هنوز درباره ابزارهای ابتدایی Revit باشند، تیم احتمالاً برای ورود به سطح پیشرفته آماده نیست. اما زمانی که پرسش‌ها از «چگونه این ابزار را استفاده کنیم؟» به «کدام روش برای این وضعیت مناسب‌تر است؟» تغییر می‌کنند، می‌توان گفت دانش پایه تا حد قابل قبولی تثبیت شده است.

ممکن است سرعت پیشرفت افراد یکسان نباشد و برخی اعضا به تمرین بیشتری نیاز داشته باشند. هدف این مرحله ایجاد برابری کامل در سطح مهارت نیست، بلکه اطمینان از وجود حداقل توانایی لازم برای ادامه مسیر است.

بنابراین ورود به آموزش پیشرفته باید نتیجه یک ارزیابی عملی باشد؛ نه صرفاً ادامه خودکار تقویم آموزشی. روش تشخیص نوع شکاف در مقاله چگونه نیاز آموزشی تیم BIM را ارزیابی کنیم؟ و معیارهای گسترده‌تر سنجش آمادگی و اثر آموزش در مقاله از کجا بفهمیم آموزش سازمانی BIM و Revit موفق بوده است؟ بررسی شده‌اند.

مرحله پنجم: آموزش پیشرفته Revit و تکمیل توانایی‌های اجرایی

زمانی که تیم در استفاده از ابزارها و مفاهیم پایه Revit به سطح قابل قبولی رسیده باشد، می‌توان آموزش را وارد مرحله پیشرفته‌تر کرد. در این مرحله، هدف دیگر صرفاً افزایش تعداد فرمان‌هایی که افراد می‌شناسند نیست؛ بلکه باید توانایی آن‌ها برای اجرای دقیق‌تر، سریع‌تر و منسجم‌تر پروژه توسعه پیدا کند.

مباحث پیشرفته باید با نیاز واقعی رشته‌ها و نوع پروژه‌های شرکت ارتباط داشته باشند. برای مثال، روش‌های پیشرفته مدل‌سازی، مدیریت Familyها، استفاده صحیح از Templateهای مصوب، کار با اطلاعات، مستندسازی پیچیده‌تر و روش‌هایی که باعث کاهش کارهای تکراری می‌شوند می‌توانند در این مرحله مطرح شوند.

تفاوت مهم این مرحله با آموزش پایه در نوع نگاه به نرم‌افزار است. در ابتدا کاربر بیشتر می‌آموزد که «چگونه کاری را در Revit انجام دهد»، اما در سطح پیشرفته باید بتواند درباره بهترین روش انجام آن کار در یک پروژه واقعی تصمیم بگیرد.

در این مرحله همچنین می‌توان خطاهای اجرایی یا ضعف‌های مهارتی را که در پروژه تمرینی باعث کندی و دوباره‌کاری شده‌اند شناسایی و اصلاح کرد. اگر مشکل از خود استاندارد یا گردش‌کار ناشی شود، موضوع باید برای اصلاح در مسیر پیاده‌سازی یا بهینه‌سازی ثبت شود، نه اینکه مدرس در قالب آموزش ساختار تازه‌ای تعریف کند.

هدف این مرحله تبدیل کاربران پایه Revit به افرادی است که بتوانند وظایف تخصصی خود را با کنترل و استقلال بیشتری انجام دهند.

بنابراین آموزش پیشرفته زمانی ارزش دارد که بر تجربه عملی قبلی تیم بنا شود و توانایی اجرای پروژه را ارتقا دهد، نه اینکه صرفاً مجموعه‌ای از قابلیت‌های پیچیده‌تر نرم‌افزار را معرفی کند.

مرحله ششم: اجرای مفاهیم پیشرفته روی همان پروژه

پس از پایان آموزش پیشرفته Revit، تیم نباید مستقیماً وارد پروژه جدید شود. همان پروژه تکمیل‌شده‌ای که در مراحل قبلی برای تمرین استفاده شده بود، دوباره به محیط آزمایش و تثبیت مفاهیم پیشرفته تبدیل می‌شود.

مزیت این کار آن است که اعضای تیم ساختار پروژه را از قبل می‌شناسند و می‌توانند تمرکز خود را روی تفاوت میان روش‌های پایه و پیشرفته قرار دهند. در این مرحله می‌توان بخش‌هایی را که قبلاً با روش‌های ساده‌تر انجام شده‌اند بازبینی کرد و با روش‌های دقیق‌تر، منظم‌تر یا کارآمدتر دوباره اجرا کرد.

برای مثال، ممکن است تیم نحوه مدل‌سازی یک بخش، مدیریت Familyها، ساختار Viewها، Templateها، مستندسازی یا کنترل اطلاعات را اصلاح کند. هدف این نیست که کل پروژه صرفاً از ابتدا تکرار شود، بلکه باید مشخص شود مفاهیم جدید چگونه می‌توانند کیفیت، سرعت یا قابلیت کنترل کار را بهتر کنند.

این مرحله همچنین کمک می‌کند مشکلاتی که فقط پس از استفاده عملی از روش‌های پیشرفته آشکار می‌شوند، پیش از ورود به پروژه زنده شناسایی شوند. اگر یک روش جدید برای تیم پیچیده، کند یا مستعد خطا باشد، هنوز فرصت اصلاح آن بدون ایجاد ریسک برای پروژه واقعی وجود دارد.

جلسات پرسش و پاسخ نیز در این مرحله ادامه پیدا می‌کنند، اما انتظار می‌رود ماهیت سؤالات تخصصی‌تر شود و اعضای تیم استقلال بیشتری در حل مسائل داشته باشند.

بنابراین هدف این مرحله، تثبیت آموزش پیشرفته در یک محیط آشنا و کم‌ریسک پیش از ورود به نخستین پروژه واقعی BIM است.

مرحله هفتم: ورود تیم به نخستین پروژه جدید BIM

پس از آنکه دانش پایه و پیشرفته Revit روی یک پروژه آشنا تمرین و تثبیت شد، تیم می‌تواند وارد نخستین پروژه جدیدی شود که قرار است با روش BIM اجرا شود. این مرحله نقطه‌ای است که آموزش از محیط کنترل‌شده خارج می‌شود و با شرایط واقعی پروژه روبه‌رو می‌شود. برای اینکه این انتقال واقعاً نقش پایلوت داشته باشد، پروژه باید از نظر ریسک، پیچیدگی و امکان اصلاح فرایند مناسب باشد؛ معیارهای انتخاب آن در مقاله پروژه پایلوت BIM را چگونه انتخاب کنیم؟ بررسی شده‌اند.

در پروژه جدید، برخلاف پروژه تمرینی، پاسخ همه مسائل از قبل مشخص نیست. تغییرات طراحی، تصمیم‌های کارفرما، هماهنگی میان رشته‌ها، محدودیت‌های زمانی و مشکلات پیش‌بینی‌نشده هم‌زمان وارد فرایند می‌شوند. به همین دلیل، عملکرد تیم در این مرحله معیار بسیار مهم‌تری برای سنجش آمادگی واقعی آن است.

در شروع پروژه، نقش مدرس یا مشاور آموزشی هنوز پررنگ است. تیم باید اجرای روش‌های مدل‌سازی، ساختار فایل، مسیر هماهنگی و معیارهای کنترل ازپیش‌تعریف‌شده را با همراهی او تمرین کند تا برداشت نادرست از الزامات به عادت اجرایی تبدیل نشود.

با این حال، هدف این نیست که مشاور پروژه را به جای تیم اجرا کند. اعضای سازمان باید مسئولیت اصلی کار را بر عهده داشته باشند و از مشاور برای بازبینی، رفع ابهام و هدایت در مسائل جدید استفاده کنند.

در این مرحله همچنین مشخص می‌شود کدام بخش‌های آموزش قبلی به‌خوبی منتقل شده‌اند و در چه زمینه‌هایی هنوز نیاز به تقویت وجود دارد.

بنابراین نخستین پروژه جدید BIM را می‌توان مرحله انتقال از تمرین آموزشی به توانایی واقعی اجرای پروژه دانست؛ جایی که دانش تیم در شرایط واقعی آزمایش می‌شود و به تجربه سازمانی تبدیل می‌گردد.

مرحله تکمیلی در صورت نیاز: آموزش Dynamo و توسعه ابزارهای موردنیاز پروژه

آموزش Dynamo مرحله‌ای اجباری برای همه سازمان‌ها نیست. تنها اگر در پروژه واقعی فعالیتی تکراری، زمان‌بر و مستعد خطا شناسایی شود و اتوماسیون آن توجیه عملی داشته باشد، آموزش Dynamo می‌تواند به‌عنوان یک مسیر تکمیلی وارد برنامه شود.

هدف از آموزش Dynamo در آموزش سازمانی، صرفاً آشنایی با یک ابزار جدید نیست. آموزش باید به مسائل واقعی پروژه متصل باشد؛ یعنی تیم یاد بگیرد چگونه فرایندهایی را که مرتب تکرار می‌شوند شناسایی کند و در صورت مناسب بودن، آن‌ها را با استفاده از Dynamo ساده‌تر یا خودکار کند.

برای مثال، برخی عملیات مربوط به کنترل اطلاعات، تغییرات گروهی، تولید داده، بررسی مدل یا آماده‌سازی خروجی‌ها می‌توانند به کمک اسکریپت‌های ساده سریع‌تر و قابل‌کنترل‌تر شوند. انتخاب این موارد باید بر اساس نیاز واقعی تیم انجام شود، نه صرفاً برای استفاده از قابلیت‌های پیچیده‌تر نرم‌افزار.

در این مرحله، همه اعضای تیم الزاماً به یک سطح از دانش Dynamo نیاز ندارند. معمولاً نیروهایی که توانایی فنی بیشتری دارند یا در مسیر پذیرش مسئولیت‌های BIM قرار گرفته‌اند می‌توانند آموزش عمیق‌تری دریافت کنند و در آینده ابزارهای داخلی شرکت را توسعه دهند.

بنابراین جایگاه Dynamo در این مسیر، افزایش توان حل مسئله و کاهش کارهای تکراری در پروژه واقعی است؛ نه تبدیل آموزش سازمانی BIM به یک دوره جداگانه برنامه‌نویسی یا اتوماسیون.

مرحله نهم: هماهنگی و مدیریت پروژه جدید همراه با تیم

در نخستین پروژه واقعی BIM، آموزش دیگر فقط در سطح مدل‌سازی ادامه پیدا نمی‌کند. افرادی که مسئولیت هماهنگی دارند باید یاد بگیرند مدل‌های رشته‌های مختلف را بر اساس فرایند مصوب بررسی کنند، مسائل را ثبت کنند و آن‌ها را در زمان مناسب به افراد مسئول منتقل کنند.

در این مرحله، مشاور همراه با نیروهای تعیین‌شده سازمان اجرای فرایند هماهنگی و مدیریت BIM را تمرین و بازبینی می‌کند. هدف، طراحی فرایند یا انجام کار به جای تیم نیست؛ هدف ایجاد تجربه عملی در اجرای مسئولیت‌هایی است که از قبل تعریف شده‌اند.

موضوعاتی مانند بررسی مدل‌ها، تشخیص تداخل‌ها، پیگیری اصلاحات، اجرای کنترل‌های مصوب و حضور مؤثر در جلسات هماهنگی در این مرحله تمرین می‌شوند. اعضای تیم باید یاد بگیرند هر مسئله فقط یک مشکل هندسی نیست و چه زمانی باید آن را به مرجع تصمیم‌گیر تعریف‌شده ارجاع دهند.

در طول این فرایند، نیروهایی که برای نقش‌های آینده هماهنگی و مدیریت BIM مناسب‌تر هستند نیز مسئولیت بیشتری می‌گیرند. آن‌ها می‌توانند در آماده‌سازی جلسات، پیگیری مسائل، کنترل مدل‌ها و هدایت ارتباط میان رشته‌ها مشارکت کنند.

هرچه پروژه پیش می‌رود، سهم تیم داخلی در اجرای مسئولیت‌های تعیین‌شده باید بیشتر شود و نقش مشاور آموزشی از همراهی مستقیم به بازبینی عملکرد تغییر کند.

بنابراین این مرحله محل تبدیل دانش فنی به توانایی اجرای فرایند هماهنگی تعریف‌شده در یک پروژه زنده است.

مرحله دهم: کاهش تدریجی حمایت مشاور در طول پروژه

با پیشرفت نخستین پروژه BIM، نقش مشاور باید به‌تدریج کاهش پیدا کند. اگر تیم در تمام مراحل برای تصمیم‌های روزمره، کنترل مدل یا حل مسائل هماهنگی به مشاور وابسته بماند، هدف اصلی آموزش سازمانی محقق نشده است.

در ابتدای پروژه، طبیعی است که مشاور در بسیاری از تصمیم‌ها حضور فعال داشته باشد. تیم هنوز با شرایط واقعی BIM در یک پروژه جدید روبه‌رو است و ممکن است برای انتخاب روش مناسب، کنترل خروجی‌ها یا حل مسائل بین‌رشته‌ای به راهنمایی بیشتری نیاز داشته باشد.

اما با افزایش تجربه تیم، بخشی از این مسئولیت‌ها باید به داخل سازمان منتقل شود. جلسات هماهنگی می‌توانند بیشتر توسط نیروهای داخلی هدایت شوند، مسائل روزمره ابتدا در داخل تیم بررسی شوند و مشاور بیشتر در موارد پیچیده‌تر یا تصمیم‌های مهم وارد شود.

کاهش حمایت نباید ناگهانی باشد. اگر مشاور خیلی زود کنار برود، ممکن است تیم در زمانی که هنوز برای مدیریت مستقل پروژه آماده نیست با مشکل روبه‌رو شود. در مقابل، اگر حضور مشاور بیش از حد ادامه پیدا کند، فرصت شکل‌گیری استقلال داخلی از بین می‌رود.

به همین دلیل، میزان مداخله باید متناسب با عملکرد واقعی تیم تغییر کند. هرچه اعضا بتوانند مسائل بیشتری را بدون کمک مستقیم حل کنند، نقش مشاور باید از اجرا و تصمیم گیری مستقیم به بازبینی، ارزیابی و راهنمایی موردی تغییر پیدا کند.

هدف این مرحله آن است که پیش از پایان پروژه، سازمان عملاً تجربه ادامه فرایند BIM با اتکا به نیروهای داخلی خود را به دست آورده باشد. کاهش پشتیبانی باید بر اساس شواهد عملکرد انجام شود؛ معیارهای این تصمیم در مقاله ارزیابی موفقیت آموزش سازمانی BIM و Revit توضیح داده شده‌اند.

پایان مسیر: تکمیل نخستین پروژه BIM و آمادگی برای ادامه مستقل

پایان فرایند آموزش سازمانی زمانی است که تیم بتواند نخستین پروژه جدید خود را با روش BIM به پایان برساند و نشان دهد بخش اصلی مسئولیت‌ها را می‌تواند با اتکا به ظرفیت داخلی سازمان ادامه دهد.

در این نقطه، هدف فقط تحویل موفق یک پروژه نیست. مهم‌تر از آن، تجربه‌ای است که در طول پروژه در داخل شرکت شکل گرفته است: اعضای تیم با مسائل واقعی مواجه شده‌اند، روش‌های کاری خود را اصلاح کرده‌اند، هماهنگی بین رشته‌ها را تجربه کرده‌اند و نیروهای مناسب برای پذیرش مسئولیت‌های بیشتر شناسایی شده‌اند.

پیش از خروج مشاور باید مشخص باشد که تیم می‌تواند فعالیت‌های روزمره BIM را مدیریت کند، مسائل معمول را بدون وابستگی مستقیم حل کند و در صورت بروز مشکلات جدید، مسیر مناسبی برای بررسی و تصمیم گیری داشته باشد. نیروهای داخلی مسئول هماهنگی و مدیریت BIM نیز باید بتوانند بخش عمده مسئولیت‌های خود را مستقل انجام دهند. مقاله آیا BIM Manager باید بهترین Revit Modeler تیم باشد؟ معیار انتخاب فرد مناسب را بررسی می‌کند و مقاله چگونه از میان اعضای تیم، مدیران داخلی BIM را پرورش دهیم؟ مسیر افزایش تدریجی مسئولیت و اختیار را توضیح می‌دهد.

این به معنی آن نیست که سازمان دیگر هرگز به مشاور نیاز نخواهد داشت. ممکن است در پروژه‌های پیچیده‌تر، توسعه استانداردها، اتوماسیون جدید یا تغییرات عمده در روش کار دوباره از خدمات تخصصی استفاده شود. اما اجرای معمول پروژه‌های BIM نباید به حضور دائمی مشاور وابسته باشد.

بنابراین تکمیل نخستین پروژه BIM یک نقطه پایان صرف نیست؛ نشانه‌ای است که فرایند آموزش از انتقال دانش عبور کرده و به ایجاد توانایی واقعی در داخل سازمان رسیده است.

جمع‌بندی

آموزش سازمانی BIM و Revit زمانی مؤثر است که به‌صورت یک مسیر مرحله‌ای طراحی شود و میان آموزش نرم‌افزار و اجرای واقعی پروژه فاصله‌ای کنترل‌شده ایجاد کند.

این مسیر با آموزش پایه Revit آغاز می‌شود تا اعضای تیم به یک سطح مشترک از دانش نرم‌افزار برسند. سپس یک پروژه تکمیل‌شده و آشنا به‌عنوان محیط تمرین انتخاب می‌شود تا تیم بتواند بدون فشار زمان و ریسک پروژه زنده، آموخته‌های خود را به کار بگیرد و از طریق اجرا، پرسش و پاسخ و اصلاح، دانش اولیه را تثبیت کند.

پس از ارزیابی آمادگی تیم، آموزش وارد سطح پیشرفته Revit می‌شود و مفاهیم جدید دوباره روی همان پروژه آزمایش می‌شوند. تنها زمانی که تیم توانایی کافی به دست آورد، وارد نخستین پروژه جدید BIM می‌شود.

در پروژه واقعی، آموزش شکل متفاوتی پیدا می‌کند. تیم اجرای روش هماهنگی، کنترل‌های مصوب و مسئولیت‌های تعریف‌شده را تمرین می‌کند و آموزش‌هایی مانند Dynamo نیز فقط در صورت وجود نیاز واقعی پروژه وارد مسیر می‌شوند. در همین زمان، مشاور عملکرد تیم را بازبینی می‌کند و به‌تدریج میزان مداخله آموزشی خود را کاهش می‌دهد.

بنابراین مسیر آموزش سازمانی از کلاس ← تمرین کنترل‌شده ← آموزش پیشرفته ← پروژه واقعی ← همراهی اجرایی ← استقلال تیم حرکت می‌کند.

هدف نهایی این مسیر، پایان یک دوره آموزشی نیست؛ آماده شدن سازمان برای اجرای پروژه‌های بعدی BIM با اتکا به توان داخلی خود است.

مسیر اجرایی مرتبط

این مسئله به آموزش سازمانی BIM وصل می‌شود.

اگر روش، مسئولیت‌ها و معیارهای خروجی مشخص‌اند اما تیم هنوز نمی‌تواند آن‌ها را مستقل و قابل اتکا اجرا کند، آموزش باید به کار واقعی پروژه متصل شود.

BIMFlow تیم را برای اجرای ساختار ازپیش‌تعریف‌شده آماده می‌کند و آموزش را به تمرین، بازخورد و انتقال مسئولیت پیوند می‌دهد.